
شماره 001
ضربالمثل آلمانی
Kleinvieh macht auch Mist
معادل فارسی
قطره قطره جمع گردد، وانگهی دریا شود
معنی
کارها و سهمهای کوچک، وقتی جمع شوند، نتیجهای بزرگ میسازند.
چه وقت میگوییم؟
وقتی کسی پسانداز کم یا پیشرفتهای کوچک را بیاهمیت میداند. با این جمله او را به ادامه دادن تشویق میکنیم؛ همین قدمهای کوچک روی هم اثر دارند.
مثال روزمره
Ich spare jede Woche zwei Euro. Nach einem Jahr ist daraus eine schöne Summe geworden.
هر هفته دو یورو پسانداز میکنم. بعد از یک سال مبلغ خوبی جمع میشود.
معنی و مثال را بخوانید
شماره 002
ضربالمثل آلمانی
Man soll den Tag nicht vor dem Abend loben
معادل فارسی
جوجه را آخر پاییز میشمارند
معنی
برای قضاوت دربارهٔ موفقیت باید تا پایان کار صبر کرد.
چه وقت میگوییم؟
وقتی کسی پیش از روشن شدن نتیجهٔ نهایی، موفقیتش را جشن میگیرد. با این جمله یادآوری میکنیم که برای قضاوت باید تا پایان کار صبر کرد.
مثال روزمره
Unsere Mannschaft führt zur Halbzeit. Ob sie gewinnt, wissen wir erst nach dem Abpfiff.
تیم ما در نیمهٔ اول جلو است، اما نتیجهٔ نهایی بعد از سوت پایان معلوم میشود.
معنی و مثال را بخوانید
شماره 003
ضربالمثل آلمانی
Hilf dir selbst, so hilft dir Gott
معادل فارسی
از تو حرکت، از خدا برکت
معنی
برای رسیدن به نتیجه باید خودت قدم اول را برداری و تلاش کنی.
چه وقت میگوییم؟
وقتی کسی بدون اقدام کردن منتظر کمک یا شانس است. با این جمله او را تشویق میکنیم که خودش قدم اول را بردارد.
مثال روزمره
Du möchtest eine neue Stelle? Verschicke zuerst Bewerbungen, damit sich eine Chance ergibt.
شغل تازهای میخواهی؟ اول درخواستهای استخدام بفرست تا فرصتی پیدا شود.
معنی و مثال را بخوانید
شماره 004
ضربالمثل آلمانی
Viele Köche verderben den Brei
معادل فارسی
آشپز که دو تا شد، آش یا شور میشود یا بینمک
معنی
وقتی چند نفر بدون هماهنگی مسئول یک کار باشند، نتیجه خراب میشود.
چه وقت میگوییم؟
وقتی چند نفر بدون هماهنگی در یک کار دخالت میکنند. برای یادآوری ضرورت تقسیم مسئولیت به کار میرود، نه مخالفت با همکاری.
مثال روزمره
Drei Personen ändern dieselbe Einladung ohne Absprache. Am Ende stehen zwei verschiedene Uhrzeiten darin.
سه نفر بدون هماهنگی متن دعوتنامه را تغییر میدهند و در پایان دو ساعت متفاوت در آن نوشته شده است.
معنی و مثال را بخوانید
شماره 005
ضربالمثل آلمانی
Ohne Fleiß kein Preis
معادل فارسی
نابرده رنج، گنج میسر نمیشود
معنی
رسیدن به چیزهای ارزشمند معمولاً به تلاش و زحمت نیاز دارد.
چه وقت میگوییم؟
وقتی کسی بدون تمرین یا تلاش انتظار نتیجهٔ خوب دارد. با این جمله ضرورت زحمت کشیدن را یادآوری میکنیم.
مثال روزمره
Für die Sprachprüfung übt Sara jeden Abend. Ihr gutes Ergebnis kommt nicht von allein.
سارا برای آزمون زبان هر شب تمرین میکند. نتیجهٔ خوب او بدون زحمت به دست نمیآید.
معنی و مثال را بخوانید
شماره 006
ضربالمثل آلمانی
Auf der anderen Seite ist das Gras immer grüner
معادل فارسی
مرغ همسایه غاز است
معنی
گاهی داشتههای دیگران را بهتر از داشتههای خودمان میبینیم.
چه وقت میگوییم؟
وقتی کسی فقط خوبیهای زندگی دیگران را میبیند و داشتههای خودش را کمارزش میشمارد. برای توجه دادن به این مقایسهٔ یکطرفه به کار میرود.
مثال روزمره
Du beneidest deinen Freund um seine Wohnung, obwohl er selbst gern deine ruhigere Wohnung hätte.
به خانهٔ دوستت حسادت میکنی، در حالی که او آرزو دارد خانهای آرام مثل خانهٔ تو داشته باشد.
معنی و مثال را بخوانید
شماره 007
ضربالمثل آلمانی
Man muss das Eisen schmieden, solange es heiß ist
معادل فارسی
تا تنور داغ است، نان را بچسبان
معنی
فرصت مناسب را باید تا وقتی وجود دارد به کار گرفت.
چه وقت میگوییم؟
وقتی فرصت مناسبی پیش آمده که ممکن است زود از دست برود. برای تشویق به اقدام بهموقع به کار میرود.
مثال روزمره
Die passende Stelle ist gerade ausgeschrieben. Bewirb dich jetzt, bevor die Frist abläuft.
آگهی شغل مناسب تازه منتشر شده است. پیش از پایان مهلت درخواست بده.
معنی و مثال را بخوانید
شماره 008
ضربالمثل آلمانی
Gemeinsam sind wir stark
معادل فارسی
یک دست صدا ندارد
معنی
بعضی کارها با همکاری دیگران بهتر انجام میشوند.
چه وقت میگوییم؟
وقتی انجام کاری بهتنهایی دشوار است. برای درخواست همکاری یا تأکید بر ارزش کار گروهی به کار میرود.
مثال روزمره
Das schwere Sofa tragen wir zu zweit viel leichter die Treppe hinauf.
مبل سنگین را دو نفری خیلی راحتتر از پلهها بالا میبریم.
معنی و مثال را بخوانید
شماره 009
ضربالمثل آلمانی
Wenn schon, denn schon
معادل فارسی
آب که از سر گذشت، چه یک وجب چه صد وجب
معنی
وقتی از حد بحرانی گذشتهایم، گاهی تفاوتِ شدت مشکل دیگر مهم به نظر نمیرسد.
چه وقت میگوییم؟
وقتی مشکل از حدی گذشته و سختی بیشتر چندان تفاوتی ایجاد نمیکند. معمولاً با لحنی تسلیمشده یا لجبازانه گفته میشود.
مثال روزمره
Du bist im Regen ohnehin völlig nass geworden und gehst die letzten Meter ohne Schirm weiter.
زیر باران کاملاً خیس شدهای و چند قدم آخر را هم بدون چتر میروی.
معنی و مثال را بخوانید
شماره 010
ضربالمثل آلمانی
Warum in die Ferne schweifen? Sieh, das Gute liegt so nah
معادل فارسی
آب در کوزه و ما تشنهلبان میگردیم
معنی
گاهی چیزی را دوردست جستوجو میکنیم که نزدیک خودمان است.
چه وقت میگوییم؟
وقتی کسی راهحل را دوردست میجوید، در حالی که امکان مناسبی نزدیک اوست. برای توجه دادن به فرصتهای نادیدهگرفتهشده به کار میرود.
مثال روزمره
Du suchst lange nach einem Sprachkurs. Dann entdeckst du einen direkt in deiner Nachbarschaft.
مدتها دنبال کلاس زبان میگردی و بعد میفهمی در محلهٔ خودت هم کلاس هست.
معنی و مثال را بخوانید
شماره 011
ضربالمثل آلمانی
Geschehen ist geschehen
معادل فارسی
آب رفته به جوی بازنمیگردد
معنی
گذشته را نمیتوان برگرداند؛ باید از آن آموخت و به آینده نگاه کرد.
چه وقت میگوییم؟
وقتی اشتباه یا اتفاقی دیگر برگشتپذیر نیست. برای عبور از حسرت و توجه به قدم بعدی به کار میرود.
مثال روزمره
Die Nachricht ist schon verschickt. Du kannst sie nicht zurückholen, aber ein Missverständnis erklären.
پیام را فرستادهای و نمیتوانی آن را پس بگیری، اما میتوانی سوءتفاهم را توضیح بدهی.
معنی و مثال را بخوانید
شماره 012
ضربالمثل آلمانی
Es rührt sich nichts
معادل فارسی
آب از آب تکان نمیخورد
معنی
با وجود انتظارِ تغییر یا اتفاق، همهچیز آرام و بیتغییر میماند.
چه وقت میگوییم؟
وقتی برخلاف انتظار هیچ تغییری رخ نمیدهد و همهچیز آرام میماند. لحن میتواند آسوده یا ناامید باشد.
مثال روزمره
Alle erwarten einen großen Streit im Treffen. Tatsächlich verläuft das Gespräch ganz ruhig.
همه منتظر دعوای بزرگی در جلسهاند، اما گفتوگو کاملاً آرام پیش میرود.
معنی و مثال را بخوانید
شماره 013
ضربالمثل آلمانی
Im Trüben fischen
معادل فارسی
آب را گلآلود میکند تا ماهی بگیرد
معنی
کسی عمداً ابهام و آشفتگی ایجاد میکند تا خودش سود ببرد.
چه وقت میگوییم؟
وقتی کسی برای سود شخصی از آشفتگی استفاده میکند یا آن را عمداً ایجاد میکند. این تعبیر لحنی انتقادی و اتهامی دارد.
مثال روزمره
Ein Händler verbreitet widersprüchliche Gerüchte, damit die Kunden sein teureres Angebot wählen.
فروشنده شایعههای ضدونقیض پخش میکند تا مشتریها پیشنهاد گرانتر او را انتخاب کنند.
معنی و مثال را بخوانید
شماره 014
ضربالمثل آلمانی
Außen hui, innen pfui
معادل فارسی
آفتابه لگن هفت دست، شام و ناهار هیچی
معنی
ظاهر و تشریفات فراوان است، اما اصلِ کار و نیاز اصلی فراموش شده است.
چه وقت میگوییم؟
وقتی ظاهر و تشریفات فراوان است، اما اصل کار فراهم نیست. برای انتقاد از ظاهرسازی و تشریفات بیفایده به کار میرود.
مثال روزمره
Die Veranstaltung hat teure Dekoration, aber niemand hat sich um Essen für die Gäste gekümmert.
برای مراسم تزئینات گران خریدهاند، اما کسی به غذای مهمانها فکر نکرده است.
معنی و مثال را بخوانید
شماره 015
ضربالمثل آلمانی
Kommt Zeit, kommt Rat
معادل فارسی
از این ستون به آن ستون فرج است
معنی
کمی زمان و صبر ممکن است راهحل تازهای پیش بیاورد.
چه وقت میگوییم؟
وقتی هنوز راهحلی نداریم و گذشت زمان شاید فرصت تازهای ایجاد کند. برای دلگرمی دادن است، نه تضمین نتیجه.
مثال روزمره
Heute weißt du noch keine Lösung. Nach einer Nacht Schlaf fällt dir ein neuer Weg ein.
امروز راهحلی پیدا نمیکنی، اما بعد از یک شب خواب راه تازهای به ذهنت میرسد.
معنی و مثال را بخوانید
شماره 016
ضربالمثل آلمانی
Wes das Herz voll ist, des geht der Mund über
معادل فارسی
از کوزه همان برون تراود که در اوست
معنی
گفتار و رفتار هر کس نشاندهندهٔ فکر و شخصیت درونی اوست.
چه وقت میگوییم؟
وقتی گفتار یا رفتار کسی نگرش درونی او را آشکار میکند. برای اشاره به رابطهٔ شخصیت و رفتار به کار میرود.
مثال روزمره
Eine hilfsbereite Person findet auch in einer stressigen Situation freundliche Worte.
آدم مهربان حتی در شرایط پراسترس هم با دیگران دوستانه حرف میزند.
معنی و مثال را بخوانید
شماره 017
ضربالمثل آلمانی
Wie man sich bettet, so liegt man
معادل فارسی
از ماست که بر ماست
معنی
گاهی خودمان با رفتار و تصمیمهایمان باعث مشکلاتمان میشویم.
چه وقت میگوییم؟
وقتی تصمیم خودمان باعث مشکلی قابلپیشگیری شده است. برای خودانتقادی به کار میرود، اما خطاب به دیگران ممکن است سرزنشآمیز باشد.
مثال روزمره
Du hast die Vorbereitung immer verschoben. Nun musst du alles am letzten Abend erledigen.
آمادهسازی را مدام عقب انداختهای و حالا باید همهٔ کارها را شب آخر انجام بدهی.
معنی و مثال را بخوانید
شماره 018
ضربالمثل آلمانی
Man kann nicht auf zwei Hochzeiten gleichzeitig tanzen
معادل فارسی
با یک دست دو هندوانه نمیشود برداشت
معنی
نمیتوان چند کار دشوار را همزمان و بهخوبی انجام داد.
چه وقت میگوییم؟
وقتی کسی میخواهد چند کار دشوار را همزمان انجام دهد. برای توصیه به اولویتبندی و شناخت محدودیتها به کار میرود.
مثال روزمره
Zwei wichtige Prüfungen liegen am selben Tag. Du musst dich für einen Terminwechsel entscheiden.
دو امتحان مهم در یک روز افتادهاند و باید زمان یکی از آنها را تغییر بدهی.
معنی و مثال را بخوانید
شماره 019
ضربالمثل آلمانی
Ehrlich währt am längsten
معادل فارسی
بار کج به منزل نمیرسد
معنی
کاری که بر پایهٔ نادرستی و فریب باشد، سرانجام خوبی ندارد.
چه وقت میگوییم؟
وقتی کسی میخواهد با فریب یا پایهای نادرست پیش برود. برای هشدار دربارهٔ پیامدهای بعدی به کار میرود.
مثال روزمره
Mit erfundenen Angaben bekommst du vielleicht ein Gespräch, doch später fällt die Täuschung auf.
با اطلاعات ساختگی شاید به مصاحبه دعوت شوی، اما بعداً دروغ آشکار میشود.
معنی و مثال را بخوانید
شماره 020
ضربالمثل آلمانی
Wie gewonnen, so zerronnen
معادل فارسی
بادآورده را باد میبرد
معنی
چیزی که آسان و بیزحمت به دست آمده، ممکن است به همان آسانی از دست برود.
چه وقت میگوییم؟
وقتی پول یا دارایی آسان به دست آمده و به همان سرعت از دست میرود. برای توصیف سودی ناپایدار به کار میرود.
مثال روزمره
Das unerwartete Preisgeld ist schnell für spontane Einkäufe ausgegeben.
پول جایزهٔ غیرمنتظره خیلی زود خرج خریدهای ناگهانی میشود.
معنی و مثال را بخوانید
شماره 021
ضربالمثل آلمانی
Einer für alle, alle für einen
معادل فارسی
بنیآدم اعضای یکدیگرند
معنی
انسانها به هم پیوستهاند و باید نسبت به رنج یکدیگر همدل باشند.
چه وقت میگوییم؟
وقتی افرادی در سختی به کمک نیاز دارند. برای دعوت به همدلی و مسئولیتپذیری در برابر دیگران به کار میرود.
مثال روزمره
Eine Familie verliert ihr Zuhause. Die Nachbarschaft hilft mit Kleidung und Unterkunft.
خانوادهای خانهاش را از دست میدهد و همسایهها با لباس و جای ماندن به آنها کمک میکنند.
معنی و مثال را بخوانید
شماره 022
ضربالمثل آلمانی
Wo Rauch ist, ist auch Feuer
معادل فارسی
تا نباشد چیزکی، مردم نگویند چیزها
معنی
این گفته حدس میزند که شایعه شاید زمینهای داشته باشد؛ اما شایعه بهتنهایی مدرک نیست.
چه وقت میگوییم؟
وقتی کسی برای شایعهای زمینهای احتمالی در نظر میگیرد. این گفته مدرک نیست و پیش از قضاوت باید واقعیتها را بررسی کرد.
مثال روزمره
Im Büro kursiert ein Gerücht. Jemand vermutet einen Anlass, aber ihr prüft erst die Fakten.
در اداره شایعهای پخش شده است. کسی حدس میزند دلیلی دارد، اما شما اول واقعیتها را بررسی میکنید.
معنی و مثال را بخوانید
شماره 023
ضربالمثل آلمانی
Besser spät als nie
معادل فارسی
جلوی ضرر را از هر جا بگیری منفعت است
معنی
هر زمان جلوی ادامهٔ ضرر را بگیری، سود کردهای.
چه وقت میگوییم؟
وقتی کسی میخواهد عادت زیانآور یا تصمیمی ضررده را کنار بگذارد. برای تشویق به توقف ضرر، حتی پس از مدت طولانی، به کار میرود.
مثال روزمره
Ein ungenutztes Abo kostet dich seit Monaten Geld. Es lohnt sich trotzdem, es jetzt zu kündigen.
اشتراکی که استفاده نمیکنی ماهها هزینه داشته است. باز هم لغو کردنش از همین حالا مفید است.
معنی و مثال را بخوانید
شماره 024
ضربالمثل آلمانی
Die beste Antwort ist Schweigen
معادل فارسی
جواب ابلهان خاموشی است
معنی
گاهی در برابر حرف تحریکآمیز، سکوت از بحث کردن بهتر است.
چه وقت میگوییم؟
وقتی پاسخ دادن به حرف تحریکآمیز فقط بحثی بیفایده ایجاد میکند. برای ترجیح سکوت به کار میرود؛ تعبیر فارسی نسبت به طرف مقابل تحقیرآمیز است.
مثال روزمره
Unter deinem Foto steht ein provozierender Kommentar. Du steigst nicht in den Streit ein.
زیر عکست نظر تحریکآمیزی نوشتهاند و تو وارد دعوا نمیشوی.
معنی و مثال را بخوانید
شماره 025
ضربالمثل آلمانی
Das Hemd ist mir näher als der Rock
معادل فارسی
چراغی که به خانه رواست، به مسجد حرام است
معنی
بهتر است نیازهای ضروری نزدیکان را پیش از کارهای غیرضروریِ بیرون در نظر بگیریم.
چه وقت میگوییم؟
وقتی کمک بیرون از خانه با نیاز ضروری نزدیکان در تعارض است. برای توضیح اولویت رسیدگی به آن نیازها به کار میرود.
مثال روزمره
Bevor du für ein großes Fest spendest, bezahlst du die nötigen Schulsachen deiner Kinder.
پیش از کمک به یک جشن بزرگ، لوازم ضروری مدرسهٔ بچههایت را تهیه میکنی.
معنی و مثال را بخوانید
شماره 026
ضربالمثل آلمانی
Wer anderen eine Grube gräbt, fällt selbst hinein
معادل فارسی
چاه مکن بهر کسی، اول خودت دوم کسی
معنی
کسی که برای دیگری دردسر درست میکند، ممکن است خودش گرفتار همان نقشه شود.
چه وقت میگوییم؟
وقتی نقشهای علیه دیگری به خود طراح آسیب میزند. برای هشدار دربارهٔ چنین نقشهای یا توصیف پیامد آن به کار میرود.
مثال روزمره
Du versteckst die Unterlagen eines Kollegen und verpasst deshalb selbst die gemeinsame Abgabe.
مدارک همکارت را پنهان میکنی و به همین دلیل خودت هم مهلت تحویل کار مشترک را از دست میدهی.
معنی و مثال را بخوانید
شماره 027
ضربالمثل آلمانی
Wehret den Anfängen
معادل فارسی
خشت اول چون نهد معمار کج، تا ثریا میرود دیوار کج
معنی
اشتباهِ پایهای در آغاز کار میتواند تمام مراحل بعدی را دچار مشکل کند.
چه وقت میگوییم؟
وقتی اشتباه در آغاز میتواند مراحل بعدی را هم خراب کند. برای تأکید بر اصلاح پایهٔ کار پیش از ادامه به کار میرود.
مثال روزمره
Eine falsche Maßangabe am Anfang führt dazu, dass später alle Regalbretter zu kurz sind.
اندازهگیری اشتباه در آغاز باعث میشود همهٔ تختههای قفسه کوتاه بریده شوند.
معنی و مثال را بخوانید
شماره 028
ضربالمثل آلمانی
Mit den Wölfen muss man heulen
معادل فارسی
خواهی نشوی رسوا، همرنگ جماعت شو
معنی
این گفته سازگار شدن با جمع را برای جلب نکردن توجه توصیه میکند؛ لزوماً تأییدِ هر رفتار جمع نیست.
چه وقت میگوییم؟
وقتی از کسی انتظار دارند با رسم و رفتار یک جمع هماهنگ شود. این گفته فشار برای همرنگ شدن را توصیف میکند و توجیهی برای رفتار زیانآور نیست.
مثال روزمره
Bei einem formellen Empfang hältst du dich an die dort übliche Kleiderordnung.
در یک مهمانی رسمی مطابق پوشش رایج همان جمع لباس میپوشی.
معنی و مثال را بخوانید
شماره 029
ضربالمثل آلمانی
Der Topf nennt den Kessel schwarz
معادل فارسی
دیگ به دیگ میگوید رویت سیاه
معنی
کسی عیبی را در دیگری میبیند که خودش هم همان عیب را دارد.
چه وقت میگوییم؟
وقتی کسی عیبی را در دیگری سرزنش میکند که خودش هم دارد. برای نشان دادن تناقض در قضاوت او به کار میرود.
مثال روزمره
Jemand, der ständig zu spät kommt, beschwert sich über die Verspätung eines Freundes.
کسی که همیشه دیر میرسد، از دیر آمدن دوستش شکایت میکند.
معنی و مثال را بخوانید
شماره 030
ضربالمثل آلمانی
Gute Zäune machen gute Nachbarn
معادل فارسی
دوری و دوستی
معنی
گاهی فاصله و رعایت مرزها به حفظ رابطهٔ خوب کمک میکند.
چه وقت میگوییم؟
وقتی نزدیکی بیش از حد مرتب باعث اختلاف میشود. برای پیشنهاد فاصله یا مرزهای روشنتر به منظور حفظ رابطه به کار میرود.
مثال روزمره
Zwei Freunde wohnen lieber getrennt und verstehen sich dadurch im Alltag besser.
دو دوست ترجیح میدهند جدا زندگی کنند و در نتیجه رابطهٔ بهتری دارند.
معنی و مثال را بخوانید
شماره 031
ضربالمثل آلمانی
Es gibt immer einen größeren Fisch
معادل فارسی
دست بالای دست بسیار است
معنی
هر قدر توانا باشی، معمولاً کسی با توانایی بیشتر هم پیدا میشود.
چه وقت میگوییم؟
وقتی کسی خود را بیرقیب میداند یا با فردی تواناتر روبهرو میشود. برای یادآوری ارزیابی واقعبینانهٔ توانایی خود به کار میرود.
مثال روزمره
Du gewinnst oft im Schachclub. Bei einem größeren Turnier triffst du auf stärkere Spieler.
در باشگاه شطرنج زیاد برنده میشوی، اما در مسابقهٔ بزرگتر با بازیکنان قویتری روبهرو میشوی.
معنی و مثال را بخوانید
شماره 032
ضربالمثل آلمانی
Allen Leuten recht getan, ist eine Kunst, die niemand kann
معادل فارسی
درِ دروازه را میشود بست، دهان مردم را نه
معنی
نمیتوان جلوی همهٔ حرفها و قضاوتهای دیگران را گرفت.
چه وقت میگوییم؟
وقتی کسی میخواهد جلوی همهٔ انتقادها را بگیرد و همه را راضی نگه دارد. برای یادآوری ناممکن بودن این انتظار به کار میرود.
مثال روزمره
Egal welche Farbe du für dein Haus wählst, irgendjemand hat etwas daran auszusetzen.
هر رنگی برای خانهات انتخاب کنی، بالاخره کسی از آن ایراد میگیرد.
معنی و مثال را بخوانید
شماره 033
ضربالمثل آلمانی
Ein kluger Feind ist besser als ein dummer Freund
معادل فارسی
دشمن دانا بلندت میکند، بر زمینت میزند نادان دوست
معنی
نقدِ آگاهانه گاهی از کمکِ ناآگاهانه سودمندتر است.
چه وقت میگوییم؟
وقتی نقد فردی آگاه از کمک دوست ناآگاه سودمندتر است. برای تأکید بر ارزش نقد سنجیده به کار میرود.
مثال روزمره
Ein strenger Kritiker entdeckt den Fehler in deinem Plan, während ein Freund ihn ungeprüft lobt.
منتقدی سختگیر اشتباهِ برنامهات را پیدا میکند، در حالی که دوستت بدون بررسی آن را تحسین میکند.
معنی و مثال را بخوانید
شماره 034
ضربالمثل آلمانی
Steter Tropfen höhlt den Stein
معادل فارسی
رهرو آن است که آهسته و پیوسته رود
معنی
پشتکارِ آرام و مداوم از تلاش کوتاه و شدید نتیجهبخشتر است.
چه وقت میگوییم؟
وقتی پیشرفت آهسته باعث دلسردی میشود. برای تشویق به قدمهای کوچک و پیوسته، بهجای تلاش کوتاه و شدید، به کار میرود.
مثال روزمره
Zehn Minuten täglich zu lernen hilft dir mehr als einmal im Monat eine ganze Nacht.
روزی ده دقیقه درس خواندن بیشتر از ماهی یک شبِ کامل به تو کمک میکند.
معنی و مثال را بخوانید
شماره 035
ضربالمثل آلمانی
Ein guter Anfang ist die halbe Miete
معادل فارسی
سالی که نکوست، از بهارش پیداست
معنی
شروع خوب میتواند نشانهای امیدوارکننده برای ادامهٔ کار باشد.
چه وقت میگوییم؟
وقتی شروع خوب یک کار امید به ادامهٔ آن میدهد. برای تحسین آغاز کار به کار میرود، نه تضمین موفقیت نهایی.
مثال روزمره
Schon die ersten Proben laufen gut. Das macht euch Mut für das Konzert.
تمرینهای اول خوب پیش میروند و به شما برای اجرای کنسرت امید میدهند.
معنی و مثال را بخوانید
شماره 036
ضربالمثل آلمانی
Große Worte, nichts dahinter
معادل فارسی
سنگ بزرگ نشانهٔ نزدن است
معنی
وعده یا هدفِ بیش از حد بزرگ ممکن است نشانهٔ عمل نکردن باشد.
چه وقت میگوییم؟
وقتی کسی برنامههای بسیار بزرگ اعلام میکند، اما قدم عملی برنمیدارد. برای بیان تردید دربارهٔ عملی شدن وعده به کار میرود.
مثال روزمره
Jemand verspricht, in einer Woche eine Sprache perfekt zu lernen, beginnt aber nicht einmal.
کسی قول میدهد در یک هفته زبانی را کامل یاد بگیرد، اما حتی شروع هم نمیکند.
معنی و مثال را بخوانید
شماره 037
ضربالمثل آلمانی
Reden ist Silber, Schweigen ist Gold
معادل فارسی
شتر دیدی، ندیدی
معنی
از کسی خواسته میشود دربارهٔ چیزی که دیده سکوت کند؛ معمولاً لحنی محاورهای دارد.
چه وقت میگوییم؟
وقتی کسی تصادفی چیزی فهمیده و نباید آن را بازگو کند، مثلاً یک سورپرایز. تعبیر فارسی درخواستی مستقیم و محاورهای برای رازداری است.
مثال روزمره
Du entdeckst zufällig das versteckte Geburtstagsgeschenk. Dein Bruder bittet dich, nichts zu verraten.
تصادفی هدیهٔ تولدِ پنهانشده را میبینی و برادرت از تو میخواهد چیزی نگویی.
معنی و مثال را بخوانید
شماره 038
ضربالمثل آلمانی
Eile mit Weile
معادل فارسی
عجله کار شیطان است
معنی
عجلهٔ بیجا میتواند باعث اشتباه شود.
چه وقت میگوییم؟
وقتی فشار زمان ممکن است باعث اشتباه شود. برای یادآوری دقت و سنجیدگی با وجود عجله به کار میرود.
مثال روزمره
Du liest die Adresse vor dem Abschicken noch einmal, statt die Nachricht hastig zu senden.
پیش از فرستادن پیام، نشانی را دوباره میخوانی تا عجله باعث اشتباه نشود.
معنی و مثال را بخوانید
شماره 039
ضربالمثل آلمانی
Dem Klugen genügt ein Wink
معادل فارسی
عاقل را اشارتی کافی است
معنی
آدمِ نکتهسنج با اشارهای کوتاه منظور را میفهمد.
چه وقت میگوییم؟
وقتی کسی اشارهای ظریف را زود میفهمد یا انتظار داریم بفهمد. لحن میتواند تحسینآمیز یا کمی هشداردهنده باشد.
مثال روزمره
Ein Blick auf die Uhr genügt und dein Freund versteht, dass ihr aufbrechen müsst.
یک نگاه به ساعت کافی است تا دوستت بفهمد وقت رفتن است.
معنی و مثال را بخوانید
شماره 040
ضربالمثل آلمانی
Jedes Unglück hat auch sein Gutes
معادل فارسی
عدو شود سبب خیر، اگر خدا خواهد
معنی
گاهی حتی یک اتفاق ناخوشایند نتیجهای خوب به همراه میآورد.
چه وقت میگوییم؟
وقتی از اتفاقی ناخوشایند نتیجهای خوب پدید میآید. برای توجه به این تغییر مثبت به کار میرود، نه انکار مشکل اولیه.
مثال روزمره
Dein Zug fällt aus. Beim Warten triffst du zufällig einen alten Freund wieder.
قطارت لغو میشود و هنگام انتظار بهطور اتفاقی دوست قدیمیات را میبینی.
معنی و مثال را بخوانید
شماره 041
ضربالمثل آلمانی
Wo Schatten ist, ist auch Licht
معادل فارسی
عیب می جمله بگفتی، هنرش نیز بگو
معنی
برای قضاوت منصفانه باید خوبیها را در کنار عیبها دید.
چه وقت میگوییم؟
وقتی در قضاوت فقط عیبها گفته میشود. برای درخواست توجه به خوبیها و داوری منصفانهتر به کار میرود.
مثال روزمره
Du kritisierst die langsame Lieferung, erwähnst aber auch die gute Qualität des Produkts.
از ارسالِ کند انتقاد میکنی، اما کیفیت خوبِ کالا را هم میگویی.
معنی و مثال را بخوانید
شماره 042
ضربالمثل آلمانی
Klein, aber oho
معادل فارسی
فلفل نبین چه ریزه، بشکن ببین چه تیزه
معنی
کوچک بودنِ ظاهر به معنی کم بودنِ توان یا اثر نیست.
چه وقت میگوییم؟
وقتی فرد یا چیزی کوچک برخلاف انتظار توان یا اثر زیادی دارد. برای رد دستکم گرفتن بر اساس اندازه به کار میرود.
مثال روزمره
Der kleine Lautsprecher füllt überraschend den ganzen Raum mit Klang.
بلندگوی کوچک برخلاف انتظار تمام اتاق را پر از صدا میکند.
معنی و مثال را بخوانید
شماره 043
ضربالمثل آلمانی
Gleich und Gleich gesellt sich gern
معادل فارسی
کبوتر با کبوتر، باز با باز
معنی
افرادی با ویژگیها و علاقههای مشابه اغلب به هم نزدیک میشوند.
چه وقت میگوییم؟
وقتی افرادی با علاقهها یا عادتهای مشابه زود با هم نزدیک میشوند. برای اشاره به اشتراکهای آنها به کار میرود.
مثال روزمره
Im neuen Kurs finden die beiden begeisterten Wanderer schnell zueinander.
در کلاس تازه، دو نفر که عاشق کوهنوردیاند زود با هم دوست میشوند.
معنی و مثال را بخوانید
شماره 044
ضربالمثل آلمانی
Gut Ding will Weile haben
معادل فارسی
گر صبر کنی، ز غوره حلوا سازی
معنی
با صبر و گذشت زمان، شروعی ناپخته میتواند به نتیجهای خوب برسد.
چه وقت میگوییم؟
وقتی کسی خیلی زود انتظار نتیجهٔ خوب دارد. برای یادآوری نیاز رشد و کار دقیق به زمان به کار میرود.
مثال روزمره
Dein erstes Brot gelingt nicht. Mit Übung und Geduld wird es immer besser.
نان اولت خوب نمیشود، اما با تمرین و صبر هر بار بهتر میشود.
معنی و مثال را بخوانید
شماره 045
ضربالمثل آلمانی
Nicht mit Kanonen auf Spatzen schießen
معادل فارسی
گرهی که با دست باز میشود، با دندان باز نکن
معنی
برای یک مشکل ساده، راهحلِ بیجهت سخت و پیچیده انتخاب نکن.
چه وقت میگوییم؟
وقتی برای مشکلی کوچک راهحلی بیش از حد پیچیده پیشنهاد میشود. برای توصیه به روشی سادهتر و متناسب به کار میرود.
مثال روزمره
Ein kurzer Anruf klärt die Frage. Dafür braucht es keine lange Sitzung.
یک تماس کوتاه موضوع را روشن میکند و نیازی به جلسهٔ طولانی نیست.
معنی و مثال را بخوانید
شماره 046
ضربالمثل آلمانی
Die Trauben sind zu sauer
معادل فارسی
گربه دستش به گوشت نمیرسد، میگوید بو میدهد
معنی
کسی چیزی را که نمیتواند به دست آورد، بیارزش جلوه میدهد.
چه وقت میگوییم؟
وقتی کسی چیزی را میخواهد اما پس از نرسیدن به آن، بدگویی میکند. برای اشاره به کمارزش جلوه دادن خواستهٔ دستنیافتنی به کار میرود.
مثال روزمره
Du bekommst die begehrte Eintrittskarte nicht und behauptest danach, das Konzert sei ohnehin langweilig.
بلیت کنسرتی را که میخواستی پیدا نمیکنی و بعد میگویی کنسرت اصلاً جذاب نیست.
معنی و مثال را بخوانید
شماره 047
ضربالمثل آلمانی
Ein Unglück kommt selten allein
معادل فارسی
گل بود، به سبزه نیز آراسته شد
معنی
این گفته بهصورت کنایهآمیز برای اضافه شدن مشکلی به مشکل قبلی به کار میرود.
چه وقت میگوییم؟
وقتی به دردسر قبلی مشکل تازهای اضافه میشود. عبارت فارسی کنایهآمیز است و واقعاً تعریف و تحسین نیست.
مثال روزمره
Erst ist das Fahrrad kaputt, dann beginnt es auf dem Heimweg auch noch zu regnen.
اول دوچرخه خراب میشود و بعد در راه برگشت باران هم شروع میشود.
معنی و مثال را بخوانید
شماره 048
ضربالمثل آلمانی
Besser spät als nie
معادل فارسی
ماهی را هر وقت از آب بگیری تازه است
معنی
برای شروع یک کار خوب یا اصلاحِ اشتباه، دیر شدن دلیلِ منصرف شدن نیست.
چه وقت میگوییم؟
وقتی کسی بهخاطر دیر شدن میخواهد منصرف شود. برای تشویق به شروع کاری مفید، حتی با تأخیر، به کار میرود.
مثال روزمره
Du beginnst nach vielen Jahren wieder einen Sprachkurs. Auch jetzt lohnt sich der Anfang.
بعد از سالها دوباره کلاس زبان را شروع میکنی. همین حالا هم شروع کردن ارزش دارد.
معنی و مثال را بخوانید
شماره 049
ضربالمثل آلمانی
Gebranntes Kind scheut das Feuer
معادل فارسی
مارگزیده از ریسمان سیاه و سفید میترسد
معنی
تجربهٔ بد ممکن است باعث ترس از موقعیتهای مشابه و حتی بیخطر شود.
چه وقت میگوییم؟
وقتی تجربهای بد باعث احتیاط زیاد میشود. برای توضیح این نگرانی به کار میرود، نه خطرناک دانستن همهٔ موقعیتهای تازه.
مثال روزمره
Nach einem kaputten Gebrauchtkauf prüfst du das nächste Fahrrad besonders sorgfältig.
بعد از خرید یک وسیلهٔ دستدومِ خراب، دوچرخهٔ بعدی را خیلی دقیق بررسی میکنی.
معنی و مثال را بخوانید
شماره 050
ضربالمثل آلمانی
Mehr aufladen, als man tragen kann
معادل فارسی
موش توی سوراخ نمیرفت، جارو به دمش میبست
معنی
کسی با وجود گرفتاریِ زیاد، بارِ اضافی و غیرضروری بر دوش خود میگذارد.
چه وقت میگوییم؟
وقتی کسی با وجود گرفتاری زیاد، مسئولیت تازهای میپذیرد. برای هشدار دربارهٔ فشار اضافی بر خود به کار میرود.
مثال روزمره
Deine Woche ist schon voll. Trotzdem übernimmst du noch die Organisation eines Festes.
هفتهات از قبل پر است، اما باز هم مسئولیتِ برگزاری یک جشن را قبول میکنی.
معنی و مثال را بخوانید
شماره 051
ضربالمثل آلمانی
Gegen Dummheit kämpfen Götter selbst vergebens
معادل فارسی
نرود میخ آهنین در سنگ
معنی
گاهی کسی آنقدر بر نظرش پافشاری میکند که استدلال در او اثری ندارد؛ تعبیر تندی است.
چه وقت میگوییم؟
وقتی توضیح دادن در برابر نپذیرفتن عمدی بیاثر میماند. این تعبیر تند است و ممکن است توهینآمیز باشد؛ در گفتوگوی آرام بهتر است بیطرفانه حرف بزنیم.
مثال روزمره
Du erklärst mehrfach die Spielregeln, doch jemand will sie bewusst nicht akzeptieren.
چند بار قوانین بازی را توضیح میدهی، اما یک نفر عمداً نمیخواهد آنها را بپذیرد.
معنی و مثال را بخوانید
شماره 052
ضربالمثل آلمانی
Viel Besitz, viel Sorge
معادل فارسی
هر که بامش بیش، برفش بیشتر
معنی
دارایی و جایگاهِ بیشتر معمولاً مسئولیت و نگرانی بیشتری هم دارد.
چه وقت میگوییم؟
وقتی دارایی یا مقام بیشتر مسئولیت و نگرانی بیشتری میآورد. برای توجه دادن به دشواریهای همراه یک مزیت به کار میرود.
مثال روزمره
Das größere Haus ist schön, braucht aber mehr Pflege und verursacht höhere Kosten.
خانهٔ بزرگتر زیباست، اما نگهداری و هزینهٔ بیشتری دارد.
معنی و مثال را بخوانید
شماره 053
ضربالمثل آلمانی
Wer schön sein will, muss leiden
معادل فارسی
هر که طاووس خواهد، جور هندوستان کشد
معنی
برای رسیدن به خواستهای ارزشمند باید سختیهای راه را هم پذیرفت.
چه وقت میگوییم؟
وقتی کسی هدفی دشوار دارد اما از زحمت آن دوری میکند. برای یادآوری تلاش لازم برای رسیدن به خواسته به کار میرود.
مثال روزمره
Du möchtest beim Marathon ankommen. Dafür musst du regelmäßig trainieren.
میخواهی مسابقهٔ ماراتن را تمام کنی؛ برای آن باید مرتب تمرین کنی.
معنی و مثال را بخوانید
شماره 054
ضربالمثل آلمانی
Es ist nicht alles Gold, was glänzt
معادل فارسی
هر گردی گردو نیست
معنی
ظاهرِ خوب یا شباهتِ ظاهری، ارزش و کیفیتِ واقعی را ثابت نمیکند.
چه وقت میگوییم؟
وقتی پیشنهاد یا ظاهر چیزی بسیار جذاب است. برای هشدار دربارهٔ یکی دانستن ظاهر زیبا و کیفیت واقعی به کار میرود.
مثال روزمره
Die Wohnung sieht auf den Fotos schön aus. Bei der Besichtigung entdeckst du deutliche Mängel.
خانه در عکسها زیباست، اما هنگام بازدید ایرادهای زیادی میبینی.
معنی و مثال را بخوانید
شماره 055
ضربالمثل آلمانی
Er ist noch grün hinter den Ohren
معادل فارسی
هنوز دهانش بوی شیر میدهد
معنی
به کسی گفته میشود که هنوز جوان و کمتجربه است؛ ممکن است تحقیرآمیز باشد.
چه وقت میگوییم؟
وقتی کسی را بیتجربه میخوانند. این تعبیر ممکن است تحقیرآمیز باشد و برای بازخورد محترمانه به فردی که در حال یادگیری است مناسب نیست.
مثال روزمره
Der neue Mitarbeiter kennt die Abläufe noch nicht. Ein Kollege nennt ihn wenig freundlich unerfahren.
کارمند تازه هنوز روش کار را نمیداند و یکی از همکاران با لحنی نامهربان او را بیتجربه میخواند.
معنی و مثال را بخوانید
شماره 056
ضربالمثل آلمانی
Kehre zuerst vor deiner eigenen Tür
معادل فارسی
یک سوزن به خودت بزن، یک جوالدوز به مردم
معنی
پیش از انتقادِ سخت از دیگران، رفتار و خطاهای خودت را هم بررسی کن.
چه وقت میگوییم؟
وقتی کسی دیگران را سخت قضاوت میکند اما خطاهای خودش را نمیبیند. برای دعوت به بررسی رفتار خود پیش از انتقاد به کار میرود.
مثال روزمره
Bevor du die Unordnung deines Mitbewohners kritisierst, räumst du deine eigenen Sachen weg.
پیش از انتقاد از بینظمی همخانهات، وسایل خودت را جمع میکنی.
معنی و مثال را بخوانید
شماره 057
ضربالمثل آلمانی
Aus einer Mücke einen Elefanten machen
معادل فارسی
یک کلاغ، چهل کلاغ کردن
معنی
خبری هنگام نقل شدن اغراقآمیز و بزرگتر از واقعیت میشود.
چه وقت میگوییم؟
وقتی خبری با هر بار نقل شدن بزرگتر و هیجانانگیزتر میشود. برای جلوگیری از اغراق و بازگشت به واقعیت به کار میرود.
مثال روزمره
Aus einer fünfminütigen Verspätung wird beim Weitererzählen eine angeblich stundenlange Wartezeit.
پنج دقیقه تأخیر هنگام تعریف کردن به چند ساعت انتظار تبدیل میشود.
معنی و مثال را بخوانید
شماره 058
ضربالمثل آلمانی
Man soll nicht über seine Verhältnisse leben
معادل فارسی
پایت را از گلیمت درازتر نکن
معنی
خرج و خواستههایت را با امکاناتت هماهنگ کن.
چه وقت میگوییم؟
وقتی هزینهها یا خواستهها از امکانات فرد بیشتر است. برای توصیه به هماهنگ کردن برنامهها با بودجه و توان موجود به کار میرود.
مثال روزمره
Du wählst einen Urlaub, den du bezahlen kannst, statt dich für eine Luxusreise zu verschulden.
سفری متناسب با بودجهات انتخاب میکنی و برای سفرِ لوکس زیر بار بدهی نمیروی.
معنی و مثال را بخوانید
شماره 059
ضربالمثل آلمانی
Ein gutes Gewissen ist ein sanftes Ruhekissen
معادل فارسی
آن را که حساب پاک است، از محاسبه چه باک است
معنی
کسی که درست و صادقانه عمل کرده، دلیلی برای ترس از بررسی ندارد.
چه وقت میگوییم؟
وقتی کسی درست و صادقانه عمل کرده اما نگران بررسی است. برای دلگرمی دادن و یادآوری بیدلیل بودن این نگرانی به کار میرود.
مثال روزمره
Du hast alle Ausgaben sauber dokumentiert und gehst ruhig in die Abrechnung.
همهٔ هزینهها را درست ثبت کردهای و با خیال راحت حسابها را بررسی میکنی.
معنی و مثال را بخوانید
شماره 060
ضربالمثل آلمانی
Wenn es brennt, trifft es Schuldige wie Unschuldige
معادل فارسی
آتش که گرفت، خشک و تر میسوزد
معنی
یک بحران بزرگ ممکن است هم مقصران و هم بیگناهان را گرفتار کند.
چه وقت میگوییم؟
وقتی پیامد یک بحران یا درگیری به افراد بیتقصیر هم میرسد. برای گلایه از آسیب دیدن همگانی به کار میرود.
مثال روزمره
Wegen eines Streits wird der gemeinsame Ausflug abgesagt, auch für die Unbeteiligten.
بهخاطر یک دعوا سفر گروهی برای همه، حتی افراد بیتقصیر، لغو میشود.
معنی و مثال را بخوانید
شماره 061
ضربالمثل آلمانی
Unschuldig in Verdacht geraten
معادل فارسی
آش نخورده و دهن سوخته
معنی
کسی بدون انجام دادنِ کاری، گرفتارِ سرزنش یا پیامدهای آن میشود.
چه وقت میگوییم؟
وقتی کسی را بابت کاری سرزنش میکنند که در آن نقشی نداشته است. برای توصیف اتهام یا گرفتاری ناعادلانه به کار میرود.
مثال روزمره
Du wirst für das kaputte Fenster beschuldigt, obwohl du gar nicht im Raum warst.
تو را مقصرِ شکستن پنجره میدانند، در حالی که اصلاً در اتاق نبودهای.
معنی و مثال را بخوانید
شماره 062
ضربالمثل آلمانی
Auf den Sankt-Nimmerleins-Tag vertrösten
معادل فارسی
بزک نمیر، بهار میآد، خربزه با خیار میآد
معنی
وعدهای داده میشود که آنقدر دیر یا نامعلوم است که اکنون کمکی نمیکند.
چه وقت میگوییم؟
وقتی کمک یا کاری وعدهدادهشده مدام به آینده موکول میشود. برای ابراز تردید کنایهآمیز دربارهٔ فایدهٔ این وعده به کار میرود.
مثال روزمره
Seit Monaten wird dir die Reparatur für nächste Woche versprochen. Nichts passiert.
ماههاست قول میدهند هفتهٔ بعد تعمیر کنند، اما هیچ اتفاقی نمیافتد.
معنی و مثال را بخوانید
شماره 063
ضربالمثل آلمانی
Vorbeugen ist besser als heilen
معادل فارسی
پیشگیری بهتر از درمان است
معنی
جلوگیری از مشکل، بهتر از برطرف کردن پیامدهای آن است.
چه وقت میگوییم؟
وقتی احتیاطی کوچک میتواند جلوی دردسری بزرگ را بگیرد. برای توضیح ارزش آمادهسازی و پیشگیری بهموقع به کار میرود.
مثال روزمره
Du sicherst deine Dateien regelmäßig, bevor ein kaputter Computer sie gefährden kann.
مرتب از فایلهایت نسخهٔ پشتیبان میگیری تا خرابی رایانه آنها را از بین نبرد.
معنی و مثال را بخوانید
شماره 064
ضربالمثل آلمانی
An der Sprache erkennt man den Menschen
معادل فارسی
تا مرد سخن نگفته باشد، عیب و هنرش نهفته باشد
معنی
با سخن گفتن، بخشی از دانش و شخصیتِ فرد آشکار میشود.
چه وقت میگوییم؟
وقتی گفتوگو دانش و نگرش فرد را روشن میکند. برای یادآوری اینکه نباید فقط از روی ظاهر قضاوت کرد به کار میرود.
مثال روزمره
Im Gespräch zeigt sich, wie gut die Bewerberin das Thema wirklich verstanden hat.
در گفتوگو معلوم میشود داوطلب واقعاً موضوع را چقدر خوب فهمیده است.
معنی و مثال را بخوانید
شماره 065
ضربالمثل آلمانی
Getroffene Hunde bellen
معادل فارسی
چوب را که برداری، گربهٔ دزده فرار میکند
معنی
گاهی واکنشِ عجولانه، احساسِ تقصیرِ فرد را نشان میدهد؛ اما بهتنهایی مدرک نیست.
چه وقت میگوییم؟
وقتی کسی به اشارهای کلی واکنشی شدید و دفاعی نشان میدهد. این گفته احساس تقصیر را حدس میزند، اما گناهکار بودن کسی را ثابت نمیکند.
مثال روزمره
Du erwähnst die verschwundenen Kekse. Dein Bruder beginnt sofort, sich ungefragt zu rechtfertigen.
از شیرینیهای گمشده حرف میزنی و برادرت بیآنکه از او پرسیده باشی، فوری شروع به توجیه میکند.
معنی و مثال را بخوانید
شماره 066
ضربالمثل آلمانی
In den Alten steckt noch Kraft
معادل فارسی
دود از کنده بلند میشود
معنی
نباید توان و تجربهٔ افرادِ مسنتر را دستکم گرفت.
چه وقت میگوییم؟
وقتی فردی مسن با مهارت، تجربه یا انرژی خود دیگران را شگفتزده میکند. برای تحسین او و رد دستکم گرفتن بر اساس سن به کار میرود.
مثال روزمره
Dein Großvater löst das handwerkliche Problem schneller als alle anderen.
پدربزرگت مشکل فنی را زودتر از همه حل میکند.
معنی و مثال را بخوانید
شماره 067
ضربالمثل آلمانی
Was lange währt, wird endlich gut
معادل فارسی
دیر و زود دارد، سوخت و سوز ندارد
معنی
ممکن است کاری دیر انجام شود، اما گوینده به انجام شدنِ آن اطمینان دارد.
چه وقت میگوییم؟
وقتی انجام کاری دیر شده اما هنوز به انجام شدن آن اطمینان داریم. برای درخواست صبر و بیان امیدواری به کار میرود.
مثال روزمره
Die bestellten Bücher verspäten sich, doch die Buchhandlung bestätigt die sichere Lieferung.
کتابهای سفارشدادهشده دیر میرسند، اما کتابفروشی تأیید میکند که حتماً تحویل داده میشوند.
معنی و مثال را بخوانید
شماره 068
ضربالمثل آلمانی
Früher war alles besser
معادل فارسی
سال به سال، دریغ از پارسال
معنی
گوینده از بدتر شدنِ شرایط شکایت میکند و گذشته را بهتر میبیند.
چه وقت میگوییم؟
وقتی کسی شرایط امروز را با گذشتهای بهتر مقایسه میکند. بیانگر نارضایتی یا حسرت است، نه لزوماً ارزیابی بیطرفانهٔ گذشته.
مثال روزمره
Der Bus fährt immer seltener. Ein Fahrgast sehnt sich nach dem Fahrplan des Vorjahres.
اتوبوس هر سال کمتر میآید و مسافری حسرتِ برنامهٔ سال قبل را میخورد.
معنی و مثال را بخوانید
شماره 069
ضربالمثل آلمانی
Schlafende Hunde soll man nicht wecken
معادل فارسی
سری که درد نمیکند، دستمال نمیبندند
معنی
نباید بیدلیل برای خود دردسر تازه درست کرد.
چه وقت میگوییم؟
وقتی دخالت بیدلیل ممکن است اختلاف خاموشی را دوباره زنده کند. برای توصیه به ایجاد نکردن دردسر تازه به کار میرود.
مثال روزمره
Eine Abmachung funktioniert gut. Du änderst sie nicht ohne Anlass kurz vor dem Termin.
توافق خوب پیش میرود و تو بیدلیل درست پیش از موعد آن را عوض نمیکنی.
معنی و مثال را بخوانید
شماره 070
ضربالمثل آلمانی
Sehen heißt glauben
معادل فارسی
شنیدن کی بود مانند دیدن
معنی
دیدن و تجربهٔ مستقیم با شنیدنِ تعریفِ دیگران یکسان نیست.
چه وقت میگوییم؟
وقتی تعریف دیگران جای تجربهٔ مستقیم را نمیگیرد. برای تشویق به دیدن و بررسی شخصی به کار میرود.
مثال روزمره
Erst beim Besuch erkennst du, wie groß die Halle tatsächlich ist.
تازه هنگام بازدید میفهمی سالن واقعاً چقدر بزرگ است.
معنی و مثال را بخوانید
شماره 071
ضربالمثل آلمانی
Geduld ist bitter, aber ihre Frucht ist süß
معادل فارسی
صبر تلخ است، ولیکن برِ شیرین دارد
معنی
صبر کردن سخت است، اما میتواند نتیجهای خوشایند داشته باشد.
چه وقت میگوییم؟
وقتی انتظار یا تمرین طولانی دشوار شده است. برای دلگرمی دادن دربارهٔ نتیجهٔ احتمالی صبر و پشتکار به کار میرود.
مثال روزمره
Monatelang pflegst du die Pflanze. Schließlich trägt sie ihre ersten Früchte.
ماهها از گیاه مراقبت میکنی و سرانجام اولین میوههایش را میدهد.
معنی و مثال را بخوانید
شماره 072
ضربالمثل آلمانی
Das Küken will klüger sein als die Henne
معادل فارسی
غوره نشده، مویز شده
معنی
کسی پیش از کسب تجربه، خود را بسیار دانا و باتجربه میداند؛ تعبیر انتقادی است.
چه وقت میگوییم؟
وقتی فردی تازهکار با اعتمادبهنفس زیاد به دیگران درس میدهد. برای انتقاد از خودبزرگبینی زودهنگام به کار میرود و ممکن است رنجاننده باشد.
مثال روزمره
Nach der ersten Fahrstunde erklärt jemand schon allen anderen, wie man richtig fährt.
کسی بعد از اولین جلسهٔ رانندگی به همه توضیح میدهد که چطور باید درست رانندگی کنند.
معنی و مثال را بخوانید
شماره 073
ضربالمثل آلمانی
Arzt, heile dich selbst
معادل فارسی
کل اگر طبیب بودی، سر خود دوا نمودی
معنی
به کسی کنایه میزند که برای دیگران راهحل دارد، اما مشکلِ مشابهِ خودش را حل نکرده است.
چه وقت میگوییم؟
وقتی کسی توصیهای میکند که خودش به آن عمل نمیکند. برای پاسخ کنایهآمیز به تناقض میان حرف و رفتار به کار میرود.
مثال روزمره
Ein ständig unpünktlicher Bekannter hält dir einen langen Vortrag über Zeitplanung.
آشنایی که همیشه دیر میرسد برایت سخنرانی مفصلی دربارهٔ مدیریت زمان میکند.
معنی و مثال را بخوانید
شماره 074
ضربالمثل آلمانی
Man sieht sich immer zweimal im Leben
معادل فارسی
کوه به کوه نمیرسد، آدم به آدم میرسد
معنی
آدمها ممکن است دوباره یکدیگر را ببینند؛ بهتر است رابطهها را با احترام حفظ کنند.
چه وقت میگوییم؟
وقتی افراد از هم جدا میشوند یا میخواهیم اختلافی محترمانه پایان یابد. احتمال دیدار دوباره را یادآوری میکند؛ با لحن تهدیدآمیز معنایی خصمانه پیدا میکند.
مثال روزمره
Du verabschiedest dich fair vom alten Team. Später arbeitet eine frühere Kollegin wieder mit dir.
از گروه قبلی با احترام جدا میشوی و بعداً دوباره با یکی از همان همکاران کار میکنی.
معنی و مثال را بخوانید
شماره 075
ضربالمثل آلمانی
Gäste sind ein Segen
معادل فارسی
مهمان حبیب خداست
معنی
مهمان عزیز و شایستهٔ احترام و پذیرایی است.
چه وقت میگوییم؟
وقتی از مهمان، حتی مهمان سرزده، استقبال میکنیم. برای بیان مهماننوازی و خوشحالی از حضور او به کار میرود.
مثال روزمره
Freunde kommen unerwartet vorbei und du begrüßt sie herzlich mit Tee.
دوستانت بیخبر میآیند و تو با خوشرویی و چای از آنها استقبال میکنی.
معنی و مثال را بخوانید
شماره 076
ضربالمثل آلمانی
Einen goldenen Mittelweg finden
معادل فارسی
نه سیخ بسوزد، نه کباب
معنی
راهحلی پیدا شود که تا حد ممکن به هیچیک از دو طرف آسیب نزند.
چه وقت میگوییم؟
وقتی دو طرف خواستههای متفاوت دارند و دنبال راهحل مشترکاند. برای پیشنهاد سازشی که تا حد ممکن به هیچکدام آسیب نزند به کار میرود.
مثال روزمره
Ihr wählt eine Uhrzeit, zu der beide Familien am Treffen teilnehmen können.
ساعتی انتخاب میکنید که هر دو خانواده بتوانند در دیدار شرکت کنند.
معنی و مثال را بخوانید
شماره 077
ضربالمثل آلمانی
Alles zu seiner Zeit und an seinem Ort
معادل فارسی
هر سخن جایی و هر نکته مکانی دارد
معنی
حتی حرف درست هم باید در زمان و جای مناسب گفته شود.
چه وقت میگوییم؟
وقتی حرفی درست است اما زمان یا جای بیان آن مناسب نیست. برای توصیه به انتخاب موقعیت مناسب گفتوگو به کار میرود.
مثال روزمره
Du besprichst eine Kritik unter vier Augen und nicht mitten in einer Feier.
انتقادت را در گفتوگوی خصوصی مطرح میکنی، نه وسط یک جشن.
معنی و مثال را بخوانید
شماره 078
ضربالمثل آلمانی
Mit zweierlei Maß messen
معادل فارسی
یک بام و دو هوا
معنی
در شرایط مشابه با دو نفر یا دو گروه، متفاوت و ناعادلانه برخورد میشود.
چه وقت میگوییم؟
وقتی در موقعیتهای مشابه قوانین متفاوتی اجرا میشود. برای انتقاد از تبعیض یا قضاوت دوگانه به کار میرود.
مثال روزمره
Ein Kollege darf später kommen, ein anderer wird für dieselbe Verspätung gerügt.
به یک همکار اجازهٔ دیر آمدن میدهند، اما دیگری را برای همان تأخیر سرزنش میکنند.
معنی و مثال را بخوانید
شماره 079
ضربالمثل آلمانی
Hunger ist der beste Koch
معادل فارسی
آدم گرسنه سنگ را هم میخورد
معنی
وقتی خیلی گرسنهایم، حتی غذای ساده هم خوشمزه به نظر میرسد.
چه وقت میگوییم؟
وقتی پس از تلاش زیاد یا مدتی غذا نخوردن، خوراکی ساده هم بسیار خوشمزه است. معمولاً با لحنی شوخ و خوشحال گفته میشود.
مثال روزمره
Nach einer langen Wanderung schmeckt dir das einfache Brot besonders gut.
بعد از پیادهروی طولانی، نان ساده هم برایت خیلی خوشمزه است.
معنی و مثال را بخوانید
شماره 080
ضربالمثل آلمانی
Wer rastet, der rostet
معادل فارسی
آب که یک جا بماند، میگندد
معنی
برای حفظ توانایی و پویایی باید فعال ماند و آموخت.
چه وقت میگوییم؟
وقتی ممکن است مهارتی بهدلیل تمرین نکردن ضعیف شود. برای تشویق به حفظ فعالیت ذهنی یا بدنی به کار میرود.
مثال روزمره
Du sprichst regelmäßig Deutsch, damit du deine Sprachkenntnisse behältst.
مرتب آلمانی حرف میزنی تا دانستههای زبانت را حفظ کنی.
معنی و مثال را بخوانید
شماره 081
ضربالمثل آلمانی
Nach Regen folgt Sonnenschein
معادل فارسی
پایان شب سیه سپید است
معنی
دورانِ سخت هم میگذرد و امید به بهتر شدن وجود دارد.
چه وقت میگوییم؟
وقتی کسی دورهای سخت میگذراند و به امید نیاز دارد. برای دلگرمی به بهتر شدن شرایط است، نه وعدهٔ زمانی مشخص.
مثال روزمره
Nach einer schwierigen Prüfungsphase hast du wieder Zeit für Freunde und Erholung.
بعد از دورهٔ سخت امتحانها دوباره برای دوستان و استراحت وقت پیدا میکنی.
معنی و مثال را بخوانید
شماره 082
ضربالمثل آلمانی
Taten sagen mehr als Worte
معادل فارسی
به عمل کار برآید، به سخندانی نیست
معنی
نتیجه با عمل به دست میآید، نه فقط با خوب حرف زدن.
چه وقت میگوییم؟
وقتی حرف و وعده زیاد است اما کار کمی انجام میشود. برای درخواست اقدام عملی بهجای وعدههای بیشتر به کار میرود.
مثال روزمره
Statt lange über Ordnung zu reden, beginnst du damit, die Küche aufzuräumen.
بهجای حرف زدنِ طولانی دربارهٔ نظم، شروع به مرتب کردن آشپزخانه میکنی.
معنی و مثال را بخوانید
شماره 083
ضربالمثل آلمانی
Aller guten Dinge sind drei
معادل فارسی
تا سه نشود، بازی نشود
معنی
این گفته اغلب شوخیآمیز است و بر بارِ سوم یا سهتایی بودن تأکید دارد.
چه وقت میگوییم؟
وقتی نوبت تلاش سوم است یا کاری بار سوم موفق میشود. معمولاً تشویقی شوخطبعانه است، نه پیشبینی جدی.
مثال روزمره
Zweimal klappt der Kuchen nicht. Beim dritten Versuch gelingt er endlich.
کیک دو بار خراب میشود و در تلاش سوم بالاخره خوب درمیآید.
معنی و مثال را بخوانید
شماره 084
ضربالمثل آلمانی
Alles zu seiner Zeit
معادل فارسی
خروس بیمحل
معنی
به کسی گفته میشود که در وقت نامناسب حرف میزند یا کاری میکند.
چه وقت میگوییم؟
وقتی کسی با حرف یا کاری بیموقع مزاحم میشود. تعبیر فارسی طعنهآمیز است و ممکن است بیادبانه به نظر برسد.
مثال روزمره
Mitten in einer stillen Besprechung macht jemand plötzlich einen unpassenden Witz.
وسط یک جلسهٔ ساکت، کسی ناگهان شوخیِ نامناسبی میکند.
معنی و مثال را بخوانید
شماره 085
ضربالمثل آلمانی
Wahre Größe ist bescheiden
معادل فارسی
درخت هرچه پربارتر، افتادهتر
معنی
آدمِ دانا و توانمند معمولاً فروتن است و نیاز به خودنمایی ندارد.
چه وقت میگوییم؟
وقتی کسی با وجود تجربه یا موفقیت زیاد فروتن میماند. برای تحسین این رفتار و مقایسهٔ آن با خودنمایی به کار میرود.
مثال روزمره
Die erfahrenste Musikerin hört den Anfängern geduldig zu und stellt sich nicht über sie.
باتجربهترین نوازنده با حوصله به تازهکارها گوش میدهد و خودش را برتر از آنها نمیداند.
معنی و مثال را بخوانید
شماره 086
ضربالمثل آلمانی
Undank ist der Welt Lohn
معادل فارسی
دست که نمک ندارد
معنی
گوینده از قدرنشناسی در برابر کمک و محبتش گله میکند.
چه وقت میگوییم؟
وقتی کمک کسی قدردانی نمیشود یا حتی با انتقاد پاسخ میگیرد. برای بیان دلخوری از قدرنشناسی به کار میرود.
مثال روزمره
Du hilfst beim Umzug, doch hinterher bedankt sich niemand und man kritisiert nur Kleinigkeiten.
در اسبابکشی کمک میکنی، اما بعد کسی تشکر نمیکند و فقط از چیزهای کوچک ایراد میگیرند.
معنی و مثال را بخوانید
شماره 087
ضربالمثل آلمانی
Taten sagen mehr als Worte
معادل فارسی
دو صد گفته چون نیم کردار نیست
معنی
حتی حرفهای بسیار به اندازهٔ یک عملِ واقعی ارزش ندارند.
چه وقت میگوییم؟
وقتی کمک عملی از وعدههای فراوان مؤثرتر است. برای تحسین عمل واقعی یا درخواست آن به کار میرود.
مثال روزمره
Eine Freundin bringt dir Essen, während andere nur versprechen, irgendwann zu helfen.
دوستی برایت غذا میآورد، در حالی که دیگران فقط قول میدهند روزی کمک کنند.
معنی و مثال را بخوانید
شماره 088
ضربالمثل آلمانی
Das Gesicht ist der Spiegel der Seele
معادل فارسی
رنگ رخساره خبر میدهد از سر ضمیر
معنی
احساساتِ درونی گاهی در چهره دیده میشوند.
چه وقت میگوییم؟
وقتی چهره شادی، نگرانی یا خجالتی را نشان میدهد که فرد به زبان نمیآورد. بیانگر برداشت ماست، نه مدرک قطعی دربارهٔ احساس او.
مثال روزمره
Du sagst, die Überraschung sei dir egal, doch dein Lächeln verrät deine Freude.
میگویی غافلگیری برایت مهم نیست، اما لبخندت خوشحالیات را نشان میدهد.
معنی و مثال را بخوانید
شماره 089
ضربالمثل آلمانی
Mit Freundlichkeit kommt man weiter
معادل فارسی
زبان خوش، مار را از سوراخ بیرون میآورد
معنی
گفتارِ دوستانه میتواند افراد را همراه کند و مشکلات را آسانتر سازد.
چه وقت میگوییم؟
وقتی درخواست دوستانه بهتر از فشار یا تندی نتیجه میدهد. برای توصیه به لحن مؤدبانه و محترمانه به کار میرود.
مثال روزمره
Mit einer höflichen Bitte findest du am Schalter schneller gemeinsam eine Lösung.
با یک درخواستِ مؤدبانه پشت باجه راحتتر به راهحل مشترک میرسید.
معنی و مثال را بخوانید
شماره 090
ضربالمثل آلمانی
Päpstlicher sein als der Papst
معادل فارسی
کاسهٔ داغتر از آش
معنی
کسی بیشتر از شخصِ اصلی در موضوعی تعصب و هیجان نشان میدهد.
چه وقت میگوییم؟
وقتی کسی بیش از فرد اصلی دربارهٔ موضوعی سختگیری یا هیجان نشان میدهد. برای انتقاد از تعصب یا دخالت بیش از حد به کار میرود.
مثال روزمره
Die Gastgeberin findet eine kleine Verspätung in Ordnung, aber ein Gast regt sich stark darüber auf.
میزبان با کمی تأخیر مشکلی ندارد، اما یکی از مهمانها خیلی ناراحت میشود.
معنی و مثال را بخوانید
شماره 091
ضربالمثل آلمانی
Wer nicht verstehen will, dem ist nicht zu helfen
معادل فارسی
کسی که خواب است را میشود بیدار کرد، اما کسی که خودش را به خواب زده نه
معنی
به ناآگاه میتوان توضیح داد، اما کسی که عمداً نمیپذیرد بهآسانی قانع نمیشود.
چه وقت میگوییم؟
وقتی کسی آگاهانه اطلاعات روشن را نمیپذیرد. برای توصیف بیاثر بودن توضیح بیشتر است؛ نباید نفهمیدن واقعی را عمدی فرض کرد.
مثال روزمره
Du zeigst die klare Terminbestätigung, doch jemand besteht darauf, sie nicht anzuerkennen.
تأییدیهٔ روشنِ زمان جلسه را نشان میدهی، اما کسی عمداً آن را نمیپذیرد.
معنی و مثال را بخوانید
شماره 092
ضربالمثل آلمانی
An der Probe erkennt man das Ganze
معادل فارسی
مشت نمونهٔ خروار است
معنی
یک نمونهٔ کوچک میتواند ویژگیِ مجموعهٔ بزرگتر را نشان دهد.
چه وقت میگوییم؟
وقتی از بخشی کوچک برداشت اولیهای دربارهٔ کل پیدا میکنیم. برای اشاره به نمونه است، نه تعمیم قطعی و همیشگی از یک مورد.
مثال روزمره
Du liest ein Kapitel, um einen ersten Eindruck vom Schreibstil des Buches zu bekommen.
یک فصل میخوانی تا برداشتِ اولیهای از سبکِ کتاب پیدا کنی.
معنی و مثال را بخوانید
شماره 093
ضربالمثل آلمانی
Der Fisch stinkt vom Kopf her
معادل فارسی
هرچه بگندد نمکش میزنند، وای به روزی که بگندد نمک
معنی
وقتی مسئولِ اصلاح یا نظارت خودش مشکلساز شود، وضعیت دشوارتر میشود.
چه وقت میگوییم؟
وقتی مسئول اصلاح یا نظارت خودش قانون را زیر پا میگذارد. برای انتقاد از کوتاهی کسی است که باید مانع مشکل شود.
مثال روزمره
Ausgerechnet die Person, die für Ordnung zuständig ist, ignoriert die gemeinsamen Regeln.
کسی که مسئول نظم است خودش قوانین مشترک را نادیده میگیرد.
معنی و مثال را بخوانید
شماره 094
ضربالمثل آلمانی
Ein klares Nein erspart langen Ärger
معادل فارسی
یک نه بگو و نه ماه آسوده باش
معنی
یک نهِ روشن در آغاز، از دردسر و فشارِ طولانی جلوگیری میکند.
چه وقت میگوییم؟
وقتی کسی از روی رودربایستی میخواهد مسئولیتی نامناسب را بپذیرد. برای تشویق به نه گفتن روشن و بهموقع به کار میرود.
مثال روزمره
Du sagst eine zusätzliche Aufgabe früh ab, weil deine Zeit schon verplant ist.
چون وقتت از قبل پر است، همان اول کارِ اضافی را قبول نمیکنی.
معنی و مثال را بخوانید
شماره 095
ضربالمثل آلمانی
Den Meister will der Lehrling belehren
معادل فارسی
جلوی استاد معلقبازی
معنی
کسی پیشِ فردِ باتجربه در همان زمینه خودنمایی میکند یا به او درس میدهد.
چه وقت میگوییم؟
وقتی کسی بیدرخواست میخواهد کار فردی باتجربه را به خودش یاد بدهد. برای انتقاد از خودنمایی است و ممکن است طعنهآمیز باشد.
مثال روزمره
Ein Anfänger erklärt der Schneiderin ungefragt, wie sie ihre eigene Maschine bedienen soll.
تازهکاری بیآنکه از او بخواهند به خیاط توضیح میدهد چطور با چرخ خودش کار کند.
معنی و مثال را بخوانید
شماره 096
ضربالمثل آلمانی
Von Worten allein wird niemand satt
معادل فارسی
با حلوا حلوا گفتن، دهان شیرین نمیشود
معنی
فقط گفتن و آرزو کردن، جای عمل را نمیگیرد.
چه وقت میگوییم؟
وقتی خواستهها و برنامهها مرتب مطرح میشوند اما عملی نمیشوند. برای تشویق به شروع واقعی کار به کار میرود.
مثال روزمره
Du redest seit Wochen vom Sprachenlernen. Jetzt meldest du dich endlich zu einem Kurs an.
هفتهها دربارهٔ یادگیری زبان حرف زدهای و حالا بالاخره در کلاس ثبتنام میکنی.
معنی و مثال را بخوانید
شماره 097
ضربالمثل آلمانی
Die Wahl liegt bei dem, der sich entscheiden muss
معادل فارسی
تا یار که را خواهد و میلش به که باشد
معنی
در نهایت انتخاب با کسی است که موضوعِ علاقه یا تصمیم است.
چه وقت میگوییم؟
وقتی چند نفر خواستهای دارند اما تصمیم با شخص دیگری است. برای تأکید بر حق انتخاب خود آن فرد به کار میرود.
مثال روزمره
Zwei Vereine möchten dieselbe Spielerin aufnehmen. Sie entscheidet selbst, wo sie spielen will.
دو باشگاه یک بازیکن را میخواهند، اما خودِ او تصمیم میگیرد کجا بازی کند.
معنی و مثال را بخوانید
شماره 098
ضربالمثل آلمانی
Schuster, bleib bei deinem Leisten
معادل فارسی
هر که را بهر کاری ساختند
معنی
افراد تواناییهای متفاوتی دارند و بهتر است کارها متناسب با آنها تقسیم شوند.
چه وقت میگوییم؟
وقتی باید کارها متناسب با تجربه و توانایی افراد تقسیم شود. توصیهای به تقسیم کار مناسب است، نه ثابت و تغییرناپذیر دانستن نقشها.
مثال روزمره
Im Team übernimmt eine Person die Gestaltung und eine andere die Berechnung.
در گروه یک نفر طراحی را انجام میدهد و نفر دیگر محاسبه را.
معنی و مثال را بخوانید
شماره 099
ضربالمثل آلمانی
Alles hat ein Ende
معادل فارسی
هر آمدنی، رفتنی دارد
معنی
هیچ وضعیت یا دیداری همیشگی نیست و هر آغازی پایانی دارد.
چه وقت میگوییم؟
وقتی دیدار، دورهای خوش یا مرحلهای از زندگی پایان مییابد. برای پذیرفتن خداحافظی و یادآوری طبیعی بودن تغییر به کار میرود.
مثال روزمره
Nach einer schönen Ferienwoche kommt der Tag der Heimreise.
بعد از یک هفته تعطیلاتِ خوب، روزِ برگشت به خانه میرسد.
معنی و مثال را بخوانید
شماره 100
ضربالمثل آلمانی
Zwei Hähne vertragen sich nicht auf einem Mist
معادل فارسی
دو پادشاه در یک اقلیم نگنجند
معنی
دو نفر که هر دو اختیارِ کامل میخواهند، در یک حوزه ممکن است با هم درگیر شوند.
چه وقت میگوییم؟
وقتی دو نفر در یک حوزه هر دو اختیار کامل میخواهند. برای توصیف کشمکش قدرت و ضرورت روشن کردن مسئولیتها به کار میرود.
مثال روزمره
Zwei Teamleiter geben gegensätzliche Anweisungen. Ihr müsst die Zuständigkeiten klären.
دو سرپرست دستورهای مخالف میدهند و باید مسئولیتها را روشن کنید.
معنی و مثال را بخوانید
شماره 101
ضربالمثل آلمانی
Der Fisch stinkt vom Kopf her
معادل فارسی
آب از سرچشمه گلآلود است
معنی
ریشهٔ مشکل در آغاز یا در مدیریتِ کار است.
چه وقت میگوییم؟
وقتی مشکلات تکراری از دستورهای متناقض یا مدیریت نادرست سرچشمه میگیرد. برای توجه دادن به ریشهٔ مشکل بهجای سرزنش مجریان به کار میرود.
مثال روزمره
Das Team bekommt ständig widersprüchliche Ziele von der Leitung und kann deshalb nicht planvoll arbeiten.
مدیریت مدام هدفهای متناقض میدهد و گروه به همین دلیل نمیتواند منظم کار کند.
معنی و مثال را بخوانید
شماره 102
ضربالمثل آلمانی
Wasser in einem Sieb tragen
معادل فارسی
آب در هاون کوبیدن
معنی
تلاش برای کاری است که نتیجهٔ مفیدی ندارد.
چه وقت میگوییم؟
وقتی تلاش زیادی میشود اما کار پیش نمیرود. برای پرسیدن از فایدهٔ این روش و پیشنهاد راهی دیگر به کار میرود.
مثال روزمره
Du sortierst dieselben Unterlagen täglich neu, ohne die eigentliche Aufgabe zu erledigen.
هر روز همان مدارک را دوباره مرتب میکنی، بدون اینکه کار اصلی انجام شود.
معنی و مثال را بخوانید
شماره 103
ضربالمثل آلمانی
Stille Wasser sind tief
معادل فارسی
آب زیر کاه است
معنی
به کسی گفته میشود که پشتِ ظاهرِ آرام، نیتِ پنهان دارد؛ برخلاف آلمانی، اغلب بارِ منفی دارد.
چه وقت میگوییم؟
وقتی فردی آرام بیش از آنچه دیده میشود در درون دارد. تعبیر فارسی معمولاً اتهام پنهانکاری و فریب است؛ عبارت آلمانی میتواند به عمق شخصیت با معنایی مثبت هم اشاره کند.
مثال روزمره
Jemand wirkt unbeteiligt, lenkt aber heimlich die Entscheidung zu seinem eigenen Vorteil.
کسی بیطرف به نظر میرسد، اما پنهانی تصمیم را به نفع خودش هدایت میکند.
معنی و مثال را بخوانید
شماره 104
ضربالمثل آلمانی
Ein Esel schimpft den anderen Langohr
معادل فارسی
آبکش به کفگیر میگوید سه سوراخ داری
معنی
کسی عیبِ دیگری را بزرگ میکند، در حالی که خودش همان عیب را بیشتر دارد.
چه وقت میگوییم؟
وقتی کسی از عیب کوچک دیگری ایراد میگیرد، اما خودش همان عیب را بیشتر دارد. برای انتقاد از نادیده گرفتن خطاهای خود به کار میرود.
مثال روزمره
Du beschwerst dich über einen kleinen Fehler, obwohl dein eigener Text noch voller Fehler ist.
از یک اشتباه کوچک ایراد میگیری، در حالی که متنِ خودت پر از اشتباه است.
معنی و مثال را بخوانید
شماره 105
ضربالمثل آلمانی
Gebranntes Kind scheut das Feuer
معادل فارسی
آزموده را آزمودن خطاست
معنی
تکرارِ یک تجربهٔ روشنِ ناموفق بدون تغییر، کارِ عاقلانهای نیست.
چه وقت میگوییم؟
وقتی کسی میخواهد روش ناموفقی را بدون تغییر دوباره امتحان کند. برای یادآوری درس گرفتن از تجربه به کار میرود.
مثال روزمره
Ein unzuverlässiger Anbieter hat dich mehrfach enttäuscht. Du suchst diesmal einen anderen.
فروشندهای بیاعتماد چند بار ناامیدت کرده و این بار سراغ دیگری میروی.
معنی و مثال را بخوانید
شماره 106
ضربالمثل آلمانی
Die Wahrheit spricht für sich selbst
معادل فارسی
آفتاب آمد دلیل آفتاب
معنی
چیزی آنقدر آشکار است که برای اثباتش توضیحِ بیشتری لازم نیست.
چه وقت میگوییم؟
وقتی چیزی آشکار است و دلیل بیشتری لازم به نظر نمیرسد. برای اشاره به واقعیتی روشن و قابلمشاهده به کار میرود.
مثال روزمره
Der frisch gestrichene Zaun ist noch sichtbar nass. Ein weiterer Beweis ist nicht nötig.
رنگِ تازهٔ نرده بهوضوح خیس است و برای نشان دادن آن دلیلِ دیگری لازم نیست.
معنی و مثال را بخوانید
شماره 107
ضربالمثل آلمانی
Aus den Augen, aus dem Sinn
معادل فارسی
از دل برود هر آنکه از دیده برفت
معنی
وقتی تماس و دیدار کم شود، ممکن است یاد و احساس هم کمرنگ شود.
چه وقت میگوییم؟
وقتی پس از دوری طولانی ارتباط و یاد یکدیگر کمرنگ میشود. برای توصیف این روند است، نه قانونی قطعی برای همهٔ رابطهها.
مثال روزمره
Nach dem Umzug verlieren zwei Bekannte ohne weitere Treffen langsam den Kontakt.
بعد از اسبابکشی، دو آشنا که دیگر همدیگر را نمیبینند کمکم ارتباطشان کم میشود.
معنی و مثال را بخوانید
شماره 108
ضربالمثل آلمانی
Wie man in den Wald hineinruft, so schallt es heraus
معادل فارسی
از هر دست بدهی، از همان دست میگیری
معنی
رفتار ما با دیگران میتواند در رفتارِ آنها با ما بازتاب پیدا کند.
چه وقت میگوییم؟
وقتی برخورد دوستانه یا تند پاسخی مشابه ایجاد میکند. برای یادآوری اثر رفتار و لحن خودمان بر رابطه به کار میرود.
مثال روزمره
Du begrüßt die neuen Nachbarn freundlich und wirst ebenfalls herzlich aufgenommen.
به همسایههای تازه خوشآمد میگویی و آنها هم با تو گرم برخورد میکنند.
معنی و مثال را بخوانید
شماره 109
ضربالمثل آلمانی
Einem geschenkten Gaul schaut man nicht ins Maul
معادل فارسی
اسب پیشکشی را دندان نمیشمارند
معنی
نباید در برابر هدیه، بیدلیل ایرادگیری و ارزشگذاریِ سخت کرد.
چه وقت میگوییم؟
وقتی کسی بیدلیل از هدیه ایراد میگیرد. برای یادآوری قدردانی است و به معنی نادیده گرفتن خطر واقعی یا اشکال ایمنی نیست.
مثال روزمره
Du bekommst ein gebrauchtes Fahrrad geschenkt und freust dich, statt über die Farbe zu klagen.
دوچرخهای دستدوم هدیه میگیری و بهجای ایراد گرفتن از رنگش، خوشحال میشوی.
معنی و مثال را بخوانید
شماره 110
ضربالمثل آلمانی
Vom Reden allein wird niemand satt
معادل فارسی
با حلوا حلوا گفتن دهان شیرین نمیشود
معنی
فقط گفتن و آرزو کردن، جای عمل را نمیگیرد.
چه وقت میگوییم؟
وقتی خواستهها و برنامهها مرتب مطرح میشوند اما عملی نمیشوند. برای تشویق به شروع واقعی کار به کار میرود.
مثال روزمره
Du redest seit Wochen vom Sprachenlernen. Jetzt meldest du dich endlich zu einem Kurs an.
هفتهها دربارهٔ یادگیری زبان حرف زدهای و حالا بالاخره در کلاس ثبتنام میکنی.
معنی و مثال را بخوانید
شماره 111
ضربالمثل آلمانی
Sage mir, mit wem du umgehst, und ich sage dir, wer du bist
معادل فارسی
با ماه نشینی ماه شوی، با دیگ نشینی سیاه شوی
معنی
همنشینان و محیط، در رفتار و شخصیتِ آدم اثر میگذارند.
چه وقت میگوییم؟
وقتی دوستان و محیط بر عادتهای ما اثر میگذارند. برای توجه آگاهانه به این تأثیر به کار میرود.
مثال روزمره
In einer lernfreudigen Gruppe findest du selbst mehr Motivation zum Üben.
در گروهی که به یادگیری علاقه دارد، خودت هم برای تمرین انگیزهٔ بیشتری میگیری.
معنی و مثال را بخوانید
شماره 112
ضربالمثل آلمانی
Den Sack schlägt man, den Esel meint man
معادل فارسی
به در میگوید تا دیوار بشنود
معنی
حرف بهظاهر خطاب به یک نفر است، اما مخاطبِ اصلی شخصِ دیگری است.
چه وقت میگوییم؟
وقتی حرف ظاهراً خطاب به یک نفر است اما منظور اصلی شخص دیگری است. برای توضیح این پیام غیرمستقیم به کار میرود.
مثال روزمره
Am Tisch lobt jemand laut die Pünktlichkeit, damit der verspätete Gast den Hinweis versteht.
سرِ میز کسی با صدای بلند از وقتشناسی تعریف میکند تا مهمانِ دیررس منظور را بفهمد.
معنی و مثال را بخوانید
شماره 113
ضربالمثل آلمانی
Wer viel fordert, bekommt eher das Wenige
معادل فارسی
به مرگ میگیرد تا به تب راضی شود
معنی
خواستِ بسیار سختی مطرح میشود تا طرف مقابل به خواستِ سبکتر راضی شود.
چه وقت میگوییم؟
وقتی خواستهای بسیار سنگین مطرح میشود تا خواستهٔ بعدی آسانتر پذیرفته شود. برای توصیف انتقادی این روش مذاکره به کار میرود.
مثال روزمره
Jemand verlangt zunächst einen sehr hohen Preis, damit der spätere Preis günstig wirkt.
کسی اول قیمتِ خیلی بالایی میگوید تا قیمتِ بعدی مناسب به نظر برسد.
معنی و مثال را بخوانید
شماره 114
ضربالمثل آلمانی
Erst denken, dann handeln
معادل فارسی
بیگدار به آب نزن
معنی
پیش از اقدام، شرایط و پیامدهای آن را بررسی کن.
چه وقت میگوییم؟
وقتی کسی میخواهد بدون بررسی پیامدها ناگهانی اقدام کند. برای توصیه به فکر کردن و سنجیدن شرایط پیش از عمل به کار میرود.
مثال روزمره
Du liest den Vertrag aufmerksam, bevor du unterschreibst.
پیش از امضا کردن، قرارداد را با دقت میخوانی.
معنی و مثال را بخوانید
شماره 115
ضربالمثل آلمانی
Probieren geht über studieren
معادل فارسی
تا نبینی، ندانی
معنی
برای شناختِ بهتر، تجربه و مشاهدهٔ مستقیم اهمیت دارد.
چه وقت میگوییم؟
وقتی خواندن و شنیدن برای فهمیدن کافی نیست. برای تشویق به تجربهٔ شخصی به کار میرود، تا جایی که بیخطر باشد.
مثال روزمره
Du probierst das Instrument selbst aus, statt nur darüber zu lesen.
بهجای اینکه فقط دربارهٔ ساز بخوانی، خودت آن را امتحان میکنی.
معنی و مثال را بخوانید
شماره 116
ضربالمثل آلمانی
Wehret den Anfängen
معادل فارسی
تخممرغ دزد، شتر دزد میشود
معنی
این گفته هشدار میدهد که رفتارِ نادرستِ کوچک ممکن است بزرگتر شود؛ سرنوشتِ قطعیِ افراد نیست.
چه وقت میگوییم؟
وقتی میخواهیم دربارهٔ تخلفی کوچک بهموقع صحبت کنیم. هشدار دربارهٔ عادت شدن رفتار است، نه پیشبینی قطعی آیندهٔ مجرمانه برای فرد.
مثال روزمره
Ein kleiner Regelverstoß wird früh angesprochen, bevor er zur Gewohnheit wird.
یک تخلفِ کوچک را زود مطرح میکنید، پیش از اینکه به عادت تبدیل شود.
معنی و مثال را بخوانید
شماره 117
ضربالمثل آلمانی
Sich ins eigene Fleisch schneiden
معادل فارسی
تیشه به ریشهٔ خود زدن
معنی
آدم با رفتارِ خودش به منفعت و پایهٔ زندگیِ خود آسیب میزند.
چه وقت میگوییم؟
وقتی فردی با رفتار خود به منافع یا رابطههایش آسیب میزند. برای هشدار دربارهٔ پیامد زیانبار این کار برای خودش به کار میرود.
مثال روزمره
Du beleidigst einen hilfreichen Kollegen und zerstörst damit eine wichtige Zusammenarbeit.
به همکارِ کمککنندهات توهین میکنی و همکاریِ مهمی را از بین میبری.
معنی و مثال را بخوانید
شماره 118
ضربالمثل آلمانی
Klare Worte, gute Freunde
معادل فارسی
جنگ اول به از صلح آخر
معنی
روشن کردنِ شرطها از ابتدا، بهتر از اختلاف و آشتی در پایان است.
چه وقت میگوییم؟
وقتی پیش از همکاری باید انتظارها، هزینهها یا مسئولیتها روشن شود. برای توصیه به گفتوگوی صریح، حتی اگر ابتدا دشوار باشد، به کار میرود.
مثال روزمره
Vor dem gemeinsamen Urlaub besprecht ihr offen, wie ihr die Kosten aufteilt.
پیش از سفر مشترک، روشن صحبت میکنید که هزینهها را چطور تقسیم کنید.
معنی و مثال را بخوانید
شماره 119
ضربالمثل آلمانی
Eine Krähe hackt der anderen kein Auge aus
معادل فارسی
چاقو دستهٔ خودش را نمیبُرد
معنی
افرادِ یک گروه گاهی از هم حمایت میکنند، حتی اگر نقد وارد باشد.
چه وقت میگوییم؟
وقتی اعضای یک گروه با وجود انتقاد وارد از هم حمایت و خطاها را پنهان میکنند. برای بیان بدبینی به این حمایت متقابل به کار میرود.
مثال روزمره
Mitglieder eines Teams decken gegenseitig Fehler, statt sie offen anzusprechen.
اعضای یک گروه اشتباههای یکدیگر را پنهان میکنند، بهجای اینکه آنها را مطرح کنند.
معنی و مثال را بخوانید
شماره 120
ضربالمثل آلمانی
Gottes Mühlen mahlen langsam, aber gerecht
معادل فارسی
چوب خدا صدا ندارد
معنی
در این تعبیرِ دینی، کارِ نادرست ممکن است بیهشدار به پیامدِ ناخوشایند برسد.
چه وقت میگوییم؟
وقتی کسی پیامد بد رفتار ناعادلانه را نوعی عدالت میبیند. عبارت فارسی بار دینی دارد و تضمینی قابلاثبات دربارهٔ مجازات نیست.
مثال روزمره
Ein ständiger Betrüger verliert schließlich das Vertrauen seiner Freunde.
کسی که مدام فریب میدهد، سرانجام اعتمادِ دوستانش را از دست میدهد.
معنی و مثال را بخوانید
شماره 121
ضربالمثل آلمانی
Kindermund tut Wahrheit kund
معادل فارسی
حرف راست را از بچه بشنو
معنی
کودکان گاهی بیپرده حرفی را میگویند که بزرگترها پنهان میکنند.
چه وقت میگوییم؟
وقتی کودکی مشاهدهای ناخوشایند را بیپرده بیان میکند. برای اشاره به سادگی و صراحت اوست، نه درست دانستن همهٔ حرفهای کودکان.
مثال روزمره
Alle loben höflich das versalzene Essen. Das Kind sagt direkt, dass es zu salzig ist.
همه از روی ادب غذا را تعریف میکنند، اما کودک مستقیم میگوید غذا شور است.
معنی و مثال را بخوانید
شماره 122
ضربالمثل آلمانی
Bei Geld hört die Freundschaft auf
معادل فارسی
حساب حساب است، کاکا برادر
معنی
در رابطهٔ دوستانه و خانوادگی هم حسابوکتاب باید روشن باشد.
چه وقت میگوییم؟
وقتی دوستان یا بستگان پول قرض میدهند یا هزینهای را تقسیم میکنند. برای درخواست حسابوکتاب روشن به منظور حفظ رابطه به کار میرود.
مثال روزمره
Du verleihst einem Freund Geld und ihr vereinbart klar, wann er es zurückgibt.
به دوستت پول قرض میدهی و روشن توافق میکنید چه زمانی آن را پس بدهد.
معنی و مثال را بخوانید
شماره 123
ضربالمثل آلمانی
Ein Mann, ein Wort
معادل فارسی
حرف مرد یکی است
معنی
در بیانِ سنتی بر پایبندی به قول تأکید دارد؛ قابلاعتماد بودن به جنسیت وابسته نیست.
چه وقت میگوییم؟
وقتی کسی قولش را تأیید میکند یا وفای به عهد را میستاید. بیان سنتی مردانه است، اما قابلاعتماد بودن به جنسیت وابسته نیست.
مثال روزمره
Du hältst deine zugesagte Hilfe ein, obwohl inzwischen eine angenehmere Einladung gekommen ist.
با اینکه دعوتِ خوشایندتری رسیده، به قولت برای کمک کردن عمل میکنی.
معنی و مثال را بخوانید
شماره 124
ضربالمثل آلمانی
Das war schon immer so
معادل فارسی
خر ما از کرگی دم نداشت
معنی
گوینده میگوید مشکل یا ویژگی از ابتدا وجود داشته است؛ معمولاً با لحنِ طنز یا گلایه.
چه وقت میگوییم؟
وقتی عیبی که تازه به نظر میرسد از ابتدا وجود داشته است. معمولاً با شوخی یا گلایهای همراه با تسلیم گفته میشود.
مثال روزمره
Die alte Tür klemmt schon seit dem Einzug. Das ist kein neuer Defekt.
درِ قدیمی از همان روزِ اسبابکشی گیر میکرده و این ایراد تازه نیست.
معنی و مثال را بخوانید
شماره 125
ضربالمثل آلمانی
Wie man sich bettet, so liegt man
معادل فارسی
خودکرده را تدبیر نیست
معنی
کسی پیامدِ تصمیمِ نادرستِ خودش را میبیند؛ معمولاً لحنی سرزنشآمیز دارد.
چه وقت میگوییم؟
وقتی کسی پیامد قابلپیشبینی تصمیم خودش را تجربه میکند. لحن اغلب سرزنشآمیز است و برای دلداری دادن چندان مناسب نیست.
مثال روزمره
Du gehst trotz der knappen Zeit zu spät los und verpasst den Zug.
با اینکه وقت کم است، دیر راه میافتی و قطار را از دست میدهی.
معنی و مثال را بخوانید
شماره 126
ضربالمثل آلمانی
Bescheidenheit ist eine Zier
معادل فارسی
درخت هرچه پربارتر، افتادهتر
معنی
آدمِ دانا و توانمند معمولاً فروتن است و نیاز به خودنمایی ندارد.
چه وقت میگوییم؟
وقتی کسی با وجود تجربه یا موفقیت زیاد فروتن میماند. برای تحسین این رفتار و مقایسهٔ آن با خودنمایی به کار میرود.
مثال روزمره
Die erfahrenste Musikerin hört den Anfängern geduldig zu und stellt sich nicht über sie.
باتجربهترین نوازنده با حوصله به تازهکارها گوش میدهد و خودش را برتر از آنها نمیداند.
معنی و مثال را بخوانید
شماره 127
ضربالمثل آلمانی
Allen Leuten recht getan ist eine Kunst, die niemand kann
معادل فارسی
درِ دروازه را میشود بست، دهان مردم را نه
معنی
نمیتوان جلوی همهٔ حرفها و قضاوتهای دیگران را گرفت.
چه وقت میگوییم؟
وقتی کسی میخواهد جلوی همهٔ انتقادها را بگیرد و همه را راضی نگه دارد. برای یادآوری ناممکن بودن این انتظار به کار میرود.
مثال روزمره
Egal welche Farbe du für dein Haus wählst, irgendjemand hat etwas daran auszusetzen.
هر رنگی برای خانهات انتخاب کنی، بالاخره کسی از آن ایراد میگیرد.
معنی و مثال را بخوانید
شماره 128
ضربالمثل آلمانی
Taten sagen mehr als Worte
معادل فارسی
دو صد گفته چون نیم کردار نیست
معنی
حتی حرفهای بسیار به اندازهٔ یک عملِ واقعی ارزش ندارند.
چه وقت میگوییم؟
وقتی کمک عملی از وعدههای فراوان مؤثرتر است. برای تحسین عمل واقعی یا درخواست آن به کار میرود.
مثال روزمره
Eine Freundin bringt dir Essen, während andere nur versprechen, irgendwann zu helfen.
دوستی برایت غذا میآورد، در حالی که دیگران فقط قول میدهند روزی کمک کنند.
معنی و مثال را بخوانید
شماره 129
ضربالمثل آلمانی
Wer zu wählerisch ist, geht leer aus
معادل فارسی
دندان اسب را که شمردی، پیاده میمانی
معنی
ایرادگیریِ بیش از حد ممکن است باعث از دست رفتنِ فرصت شود.
چه وقت میگوییم؟
وقتی سختگیری زیاد باعث از دست رفتن فرصتهای مناسب میشود. برای توصیه به جدا کردن معیارهای مهم از جزئیات کماهمیت به کار میرود.
مثال روزمره
Du lehnst jede passende Wohnung wegen kleiner Details ab. Am Ende ist keine mehr frei.
هر خانهٔ مناسب را بهخاطر جزئیاتِ کوچک رد میکنی و در پایان هیچکدام خالی نمیماند.
معنی و مثال را بخوانید
شماره 130
ضربالمثل آلمانی
Wer im Glashaus sitzt, soll nicht mit Steinen werfen
معادل فارسی
رطبخورده منع رطب چون کند
معنی
کسی که خودش کاری میکند، برای منعِ دیگران از همان کار اعتبارِ کمتری دارد.
چه وقت میگوییم؟
وقتی کسی دیگران را از رفتاری منع میکند که خودش انجام میدهد. برای انتقاد از ناهماهنگی حرف و عمل او به کار میرود.
مثال روزمره
Du verlangst Ruhe beim Essen, schaust aber selbst ständig Videos mit Ton.
از بقیه میخواهی هنگام غذا ساکت باشند، اما خودت مدام ویدئو با صدا تماشا میکنی.
معنی و مثال را بخوانید
شماره 131
ضربالمثل آلمانی
Man lernt nie aus
معادل فارسی
ز گهواره تا گور دانش بجوی
معنی
یادگیری محدود به سن یا دورهٔ خاصی نیست و میتواند تمام عمر ادامه داشته باشد.
چه وقت میگوییم؟
وقتی کسی خود را برای یادگیری پیر میداند یا دانشی تازه مفید واقع میشود. برای تشویق به کنجکاوی و یادگیری در تمام عمر به کار میرود.
مثال روزمره
Deine Mutter beginnt im Ruhestand einen Computerkurs.
مادرت در دوران بازنشستگی کلاس رایانه را شروع میکند.
معنی و مثال را بخوانید
شماره 132
ضربالمثل آلمانی
Ein guter Anfang ist die halbe Miete
معادل فارسی
سالی که نکوست از بهارش پیداست
معنی
شروع خوب میتواند نشانهای امیدوارکننده برای ادامهٔ کار باشد.
چه وقت میگوییم؟
وقتی شروع خوب یک کار امید به ادامهٔ آن میدهد. برای تحسین آغاز کار به کار میرود، نه تضمین موفقیت نهایی.
مثال روزمره
Schon die ersten Proben laufen gut. Das macht euch Mut für das Konzert.
تمرینهای اول خوب پیش میروند و به شما برای اجرای کنسرت امید میدهند.
معنی و مثال را بخوانید
شماره 133
ضربالمثل آلمانی
Die stecken unter einer Decke
معادل فارسی
سگ زرد برادر شغال است
معنی
دو طرفِ ظاهراً متفاوت، در رفتارِ نامطلوب شبیه هماند؛ تعبیر توهینآمیز است.
چه وقت میگوییم؟
وقتی دو طرف ظاهراً مخالف رفتار ناعادلانهٔ مشابهی دارند. تعبیر فارسی توهینآمیز است؛ در گفتوگوی جدی بهتر است رفتار مشخص را توصیف کنیم.
مثال روزمره
Zwei Anbieter schieben sich die Schuld zu, obwohl beide dieselben unfairen Bedingungen nutzen.
دو فروشنده تقصیر را به گردن هم میاندازند، در حالی که هر دو شرایطِ ناعادلانهٔ مشابهی دارند.
معنی و مثال را بخوانید
شماره 134
ضربالمثل آلمانی
Wer schweigt, stimmt zu
معادل فارسی
سکوت علامت رضاست
معنی
این گفته سکوت را نشانهٔ رضایت تعبیر میکند؛ در عمل سکوت لزوماً رضایت نیست و باید روشن پرسید.
چه وقت میگوییم؟
وقتی از پاسخ ندادن، رضایت برداشت میشود. این گفته چنین برداشتی را توصیف میکند؛ در تصمیمهای مهم باید رضایت را صریح پرسید.
مثال روزمره
Niemand antwortet auf den Terminvorschlag. Du fragst trotzdem ausdrücklich nach, statt Zustimmung anzunehmen.
کسی به پیشنهادِ زمان پاسخ نمیدهد؛ با این حال صریح میپرسی و سکوت را رضایت حساب نمیکنی.
معنی و مثال را بخوانید
شماره 135
ضربالمثل آلمانی
Große Worte, nichts dahinter
معادل فارسی
سنگ بزرگ علامت نزدن است
معنی
هدف و وعدهٔ بیش از حد بزرگ، گاهی بهانهای برای شروع نکردن است.
چه وقت میگوییم؟
وقتی هدفی بسیار بزرگ اعلام میشود اما شروعی عملی ندارد. برای درخواست قدمهای واقعبینانه بهجای وعدههای بزرگ به کار میرود.
مثال روزمره
Jemand plant sofort einen riesigen Verein, hat aber noch kein einziges Treffen organisiert.
کسی فوراً طرحِ انجمنی عظیم میریزد، اما هنوز حتی یک جلسه برگزار نکرده است.
معنی و مثال را بخوانید
شماره 136
ضربالمثل آلمانی
Ein Spatz in der Hand ist besser als die Taube auf dem Dach
معادل فارسی
سیلی نقد به از حلوای نسیه
معنی
سودِ کوچک و قطعی به وعدهٔ بزرگ و نامعلوم ترجیح داده میشود.
چه وقت میگوییم؟
وقتی میان سودی کوچک و قطعی و وعدهای بزرگ اما نامعلوم انتخاب میکنیم. برای توضیح انتخاب محتاطانهتر به کار میرود.
مثال روزمره
Du wählst das sichere kleine Angebot statt eines großen, aber völlig ungewissen Versprechens.
پیشنهادِ کوچک و قطعی را به وعدهٔ بزرگ اما کاملاً نامعلوم ترجیح میدهی.
معنی و مثال را بخوانید
شماره 137
ضربالمثل آلمانی
Was ich nicht weiß, macht mich nicht heiß
معادل فارسی
شتر دیدی، ندیدی
معنی
از کسی خواسته میشود دربارهٔ چیزی که دیده سکوت کند؛ معمولاً لحنی محاورهای دارد.
چه وقت میگوییم؟
وقتی کسی تصادفی چیزی فهمیده و نباید آن را بازگو کند، مثلاً یک سورپرایز. تعبیر فارسی درخواستی مستقیم و محاورهای برای رازداری است.
مثال روزمره
Du entdeckst zufällig das versteckte Geburtstagsgeschenk. Dein Bruder bittet dich, nichts zu verraten.
تصادفی هدیهٔ تولدِ پنهانشده را میبینی و برادرت از تو میخواهد چیزی نگویی.
معنی و مثال را بخوانید
شماره 138
ضربالمثل آلمانی
Papier ist geduldig
معادل فارسی
شنونده باید عاقل باشد
معنی
شنونده باید حرفها را بسنجد و هر ادعایی را بیبررسی نپذیرد.
چه وقت میگوییم؟
وقتی قرار است ادعایی هیجانانگیز بدون بررسی پذیرفته شود. برای یادآوری ضرورت سنجیدن منبع و منطقی بودن خبر به کار میرود.
مثال روزمره
Eine Nachricht klingt spektakulär. Du prüfst die Quelle, bevor du sie weiterleitest.
خبری هیجانانگیز به نظر میرسد و پیش از فرستادنش منبع را بررسی میکنی.
معنی و مثال را بخوانید
شماره 139
ضربالمثل آلمانی
Wer suchet, der findet
معادل فارسی
عاقبت جوینده یابنده بود
معنی
جستوجوی پیگیرانه میتواند به پیدا کردنِ خواسته منجر شود.
چه وقت میگوییم؟
وقتی جستوجو طولانی شده یا پس از تلاش زیاد نتیجه داده است. برای تحسین پشتکار و تشویق به ادامهٔ پرسوجو به کار میرود.
مثال روزمره
Nach mehreren Nachfragen findest du endlich den passenden Sprachpartner.
بعد از چند بار پرسوجو بالاخره همصحبتِ مناسبی برای تمرین زبان پیدا میکنی.
معنی و مثال را بخوانید
شماره 140
ضربالمثل آلمانی
In einem gesunden Körper wohnt ein gesunder Geist
معادل فارسی
عقل سالم در بدن سالم است
معنی
این گفته بر ارتباطِ حالِ جسمی و توانِ ذهنی تأکید میکند، نه قضاوت دربارهٔ ارزش یا هوش افراد.
چه وقت میگوییم؟
وقتی تحرک، استراحت و حال جسمی به یادگیری یا کار کمک میکند. این گفته قضاوتی دربارهٔ هوش یا ارزش افراد بیمار یا دارای معلولیت نیست.
مثال روزمره
Nach einer Pause und einem Spaziergang kannst du dich wieder besser konzentrieren.
بعد از استراحت و پیادهروی دوباره بهتر تمرکز میکنی.
معنی و مثال را بخوانید
شماره 141
ضربالمثل آلمانی
Klein, aber oho
معادل فارسی
فلفل نبین چه ریزه، بشکن ببین چه تیزه
معنی
کوچک بودنِ ظاهر به معنی کم بودنِ توان یا اثر نیست.
چه وقت میگوییم؟
وقتی فرد یا چیزی کوچک برخلاف انتظار توان یا اثر زیادی دارد. برای رد دستکم گرفتن بر اساس اندازه به کار میرود.
مثال روزمره
Der kleine Lautsprecher füllt überraschend den ganzen Raum mit Klang.
بلندگوی کوچک برخلاف انتظار تمام اتاق را پر از صدا میکند.
معنی و مثال را بخوانید
شماره 142
ضربالمثل آلمانی
Gleich und Gleich gesellt sich gern
معادل فارسی
کبوتر با کبوتر، باز با باز
معنی
افرادی با ویژگیها و علاقههای مشابه اغلب به هم نزدیک میشوند.
چه وقت میگوییم؟
وقتی افرادی با علاقهها یا عادتهای مشابه زود با هم نزدیک میشوند. برای اشاره به اشتراکهای آنها به کار میرود.
مثال روزمره
Im neuen Kurs finden die beiden begeisterten Wanderer schnell zueinander.
در کلاس تازه، دو نفر که عاشق کوهنوردیاند زود با هم دوست میشوند.
معنی و مثال را بخوانید
شماره 143
ضربالمثل آلمانی
Selbst ist der Mensch
معادل فارسی
کس نخارد پشت من، جز ناخن انگشت من
معنی
برای کارهای خود باید مسئولیت پذیرفت و همیشه منتظر دیگران نماند.
چه وقت میگوییم؟
وقتی کسی منتظر کمک است، در حالی که میتواند خودش شروع کند. برای تشویق به اقدام شخصی است، نه رد همیشگی کمک دیگران.
مثال روزمره
Statt auf Hilfe zu warten, beginnst du selbst mit dem Sortieren deiner Unterlagen.
بهجای منتظر ماندن برای کمک، خودت شروع به مرتب کردن مدارکت میکنی.
معنی و مثال را بخوانید
شماره 144
ضربالمثل آلمانی
Niemand tut etwas umsonst
معادل فارسی
گربه برای رضای خدا موش نمیگیرد
معنی
پشتِ یک کمکِ ظاهراً بیچشمداشت ممکن است منفعتِ شخصی باشد.
چه وقت میگوییم؟
وقتی احتمال میدهیم پشت کمکی ظاهراً رایگان منفعتی شخصی باشد. برای توجه بیشتر است، نه خودخواهانه دانستن همهٔ کمکها.
مثال روزمره
Ein Laden bietet eine kostenlose Beratung an und hofft dabei natürlich auf einen späteren Kauf.
فروشگاهی مشاورهٔ رایگان میدهد و البته امیدوار است بعداً خریدی انجام شود.
معنی و مثال را بخوانید
شماره 145
ضربالمثل آلمانی
Gut Ding will Weile haben
معادل فارسی
گر صبر کنی ز غوره حلوا سازی
معنی
با صبر و گذشت زمان، شروعی ناپخته میتواند به نتیجهای خوب برسد.
چه وقت میگوییم؟
وقتی کسی خیلی زود انتظار نتیجهٔ خوب دارد. برای یادآوری نیاز رشد و کار دقیق به زمان به کار میرود.
مثال روزمره
Dein erstes Brot gelingt nicht. Mit Übung und Geduld wird es immer besser.
نان اولت خوب نمیشود، اما با تمرین و صبر هر بار بهتر میشود.
معنی و مثال را بخوانید
شماره 146
ضربالمثل آلمانی
Gebranntes Kind scheut das Feuer
معادل فارسی
مار گزیده از ریسمان سیاه و سفید میترسد
معنی
تجربهٔ بد ممکن است باعث ترس از موقعیتهای مشابه و حتی بیخطر شود.
چه وقت میگوییم؟
وقتی تجربهای بد باعث احتیاط زیاد میشود. برای توضیح این نگرانی به کار میرود، نه خطرناک دانستن همهٔ موقعیتهای تازه.
مثال روزمره
Nach einem kaputten Gebrauchtkauf prüfst du das nächste Fahrrad besonders sorgfältig.
بعد از خرید یک وسیلهٔ دستدومِ خراب، دوچرخهٔ بعدی را خیلی دقیق بررسی میکنی.
معنی و مثال را بخوانید
شماره 147
ضربالمثل آلمانی
Besser spät als nie
معادل فارسی
ماهی را هر وقت از آب بگیری تازه است
معنی
برای شروع یک کار خوب یا اصلاحِ اشتباه، دیر شدن دلیلِ منصرف شدن نیست.
چه وقت میگوییم؟
وقتی کسی بهخاطر دیر شدن میخواهد منصرف شود. برای تشویق به شروع کاری مفید، حتی با تأخیر، به کار میرود.
مثال روزمره
Du beginnst nach vielen Jahren wieder einen Sprachkurs. Auch jetzt lohnt sich der Anfang.
بعد از سالها دوباره کلاس زبان را شروع میکنی. همین حالا هم شروع کردن ارزش دارد.
معنی و مثال را بخوانید
شماره 148
ضربالمثل آلمانی
Sich mehr aufladen, als man tragen kann
معادل فارسی
موش تو سوراخ نمیرفت، جارو به دمش میبست
معنی
کسی با وجود گرفتاریِ زیاد، بارِ اضافی و غیرضروری بر دوش خود میگذارد.
چه وقت میگوییم؟
وقتی کسی با وجود گرفتاری زیاد، مسئولیت تازهای میپذیرد. برای هشدار دربارهٔ فشار اضافی بر خود به کار میرود.
مثال روزمره
Deine Woche ist schon voll. Trotzdem übernimmst du noch die Organisation eines Festes.
هفتهات از قبل پر است، اما باز هم مسئولیتِ برگزاری یک جشن را قبول میکنی.
معنی و مثال را بخوانید
شماره 149
ضربالمثل آلمانی
Viel Besitz, viel Sorge
معادل فارسی
هر که بامش بیش، برفش بیشتر
معنی
دارایی و جایگاهِ بیشتر معمولاً مسئولیت و نگرانی بیشتری هم دارد.
چه وقت میگوییم؟
وقتی دارایی یا مقام بیشتر مسئولیت و نگرانی بیشتری میآورد. برای توجه دادن به دشواریهای همراه یک مزیت به کار میرود.
مثال روزمره
Das größere Haus ist schön, braucht aber mehr Pflege und verursacht höhere Kosten.
خانهٔ بزرگتر زیباست، اما نگهداری و هزینهٔ بیشتری دارد.
معنی و مثال را بخوانید
شماره 150
ضربالمثل آلمانی
Kehre zuerst vor deiner eigenen Tür
معادل فارسی
یک سوزن به خودت بزن، یک جوالدوز به مردم
معنی
پیش از انتقادِ سخت از دیگران، رفتار و خطاهای خودت را هم بررسی کن.
چه وقت میگوییم؟
وقتی کسی دیگران را سخت قضاوت میکند اما خطاهای خودش را نمیبیند. برای دعوت به بررسی رفتار خود پیش از انتقاد به کار میرود.
مثال روزمره
Bevor du die Unordnung deines Mitbewohners kritisierst, räumst du deine eigenen Sachen weg.
پیش از انتقاد از بینظمی همخانهات، وسایل خودت را جمع میکنی.
معنی و مثال را بخوانید