رفتن به محتوا

آلمانی را با ضرب‌المثل‌ها یاد بگیرید

ضرب‌المثل‌های آلمانی را با معنی فارسی و مثال‌های کاربردی یاد بگیرید. معادل فارسی به شما کمک می‌کند مفهوم و موقعیت استفاده از هر عبارت را بهتر بفهمید.

تمرین رایگان

۱۵۰ مورد

دام‌های کوچک کنار توده‌ای از کود

شماره 001

ضرب‌المثل آلمانی

Kleinvieh macht auch Mist

معادل فارسی

قطره قطره جمع گردد، وانگهی دریا شود

معنی

کارها و سهم‌های کوچک، وقتی جمع شوند، نتیجه‌ای بزرگ می‌سازند.

چه وقت می‌گوییم؟

وقتی کسی پس‌انداز کم یا پیشرفت‌های کوچک را بی‌اهمیت می‌داند. با این جمله او را به ادامه دادن تشویق می‌کنیم؛ همین قدم‌های کوچک روی هم اثر دارند.

مثال روزمره

Ich spare jede Woche zwei Euro. Nach einem Jahr ist daraus eine schöne Summe geworden.

هر هفته دو یورو پس‌انداز می‌کنم. بعد از یک سال مبلغ خوبی جمع می‌شود.

معنی و مثال را بخوانید
مردی روز را پیش از رسیدن شب تحسین می‌کند

شماره 002

ضرب‌المثل آلمانی

Man soll den Tag nicht vor dem Abend loben

معادل فارسی

جوجه را آخر پاییز می‌شمارند

معنی

برای قضاوت دربارهٔ موفقیت باید تا پایان کار صبر کرد.

چه وقت می‌گوییم؟

وقتی کسی پیش از روشن شدن نتیجهٔ نهایی، موفقیتش را جشن می‌گیرد. با این جمله یادآوری می‌کنیم که برای قضاوت باید تا پایان کار صبر کرد.

مثال روزمره

Unsere Mannschaft führt zur Halbzeit. Ob sie gewinnt, wissen wir erst nach dem Abpfiff.

تیم ما در نیمهٔ اول جلو است، اما نتیجهٔ نهایی بعد از سوت پایان معلوم می‌شود.

معنی و مثال را بخوانید
کوهنوردی به خودش کمک می‌کند و از بالا یاری می‌رسد

شماره 003

ضرب‌المثل آلمانی

Hilf dir selbst, so hilft dir Gott

معادل فارسی

از تو حرکت، از خدا برکت

معنی

برای رسیدن به نتیجه باید خودت قدم اول را برداری و تلاش کنی.

چه وقت می‌گوییم؟

وقتی کسی بدون اقدام کردن منتظر کمک یا شانس است. با این جمله او را تشویق می‌کنیم که خودش قدم اول را بردارد.

مثال روزمره

Du möchtest eine neue Stelle? Verschicke zuerst Bewerbungen, damit sich eine Chance ergibt.

شغل تازه‌ای می‌خواهی؟ اول درخواست‌های استخدام بفرست تا فرصتی پیدا شود.

معنی و مثال را بخوانید
آشپزهای زیاد یک دیگ آش را خراب می‌کنند

شماره 004

ضرب‌المثل آلمانی

Viele Köche verderben den Brei

معادل فارسی

آشپز که دو تا شد، آش یا شور می‌شود یا بی‌نمک

معنی

وقتی چند نفر بدون هماهنگی مسئول یک کار باشند، نتیجه خراب می‌شود.

چه وقت می‌گوییم؟

وقتی چند نفر بدون هماهنگی در یک کار دخالت می‌کنند. برای یادآوری ضرورت تقسیم مسئولیت به کار می‌رود، نه مخالفت با همکاری.

مثال روزمره

Drei Personen ändern dieselbe Einladung ohne Absprache. Am Ende stehen zwei verschiedene Uhrzeiten darin.

سه نفر بدون هماهنگی متن دعوت‌نامه را تغییر می‌دهند و در پایان دو ساعت متفاوت در آن نوشته شده است.

معنی و مثال را بخوانید
نجاری با کوشش کار می‌کند و جایزه در انتظار اوست

شماره 005

ضرب‌المثل آلمانی

Ohne Fleiß kein Preis

معادل فارسی

نابرده رنج، گنج میسر نمی‌شود

معنی

رسیدن به چیزهای ارزشمند معمولاً به تلاش و زحمت نیاز دارد.

چه وقت می‌گوییم؟

وقتی کسی بدون تمرین یا تلاش انتظار نتیجهٔ خوب دارد. با این جمله ضرورت زحمت کشیدن را یادآوری می‌کنیم.

مثال روزمره

Für die Sprachprüfung übt Sara jeden Abend. Ihr gutes Ergebnis kommt nicht von allein.

سارا برای آزمون زبان هر شب تمرین می‌کند. نتیجهٔ خوب او بدون زحمت به دست نمی‌آید.

معنی و مثال را بخوانید
گوسفندی به چمن سبزتر آن سوی حصار نگاه می‌کند

شماره 006

ضرب‌المثل آلمانی

Auf der anderen Seite ist das Gras immer grüner

معادل فارسی

مرغ همسایه غاز است

معنی

گاهی داشته‌های دیگران را بهتر از داشته‌های خودمان می‌بینیم.

چه وقت می‌گوییم؟

وقتی کسی فقط خوبی‌های زندگی دیگران را می‌بیند و داشته‌های خودش را کم‌ارزش می‌شمارد. برای توجه دادن به این مقایسهٔ یک‌طرفه به کار می‌رود.

مثال روزمره

Du beneidest deinen Freund um seine Wohnung, obwohl er selbst gern deine ruhigere Wohnung hätte.

به خانهٔ دوستت حسادت می‌کنی، در حالی که او آرزو دارد خانه‌ای آرام مثل خانهٔ تو داشته باشد.

معنی و مثال را بخوانید
آهنگری آهن را تا داغ است می‌کوبد

شماره 007

ضرب‌المثل آلمانی

Man muss das Eisen schmieden, solange es heiß ist

معادل فارسی

تا تنور داغ است، نان را بچسبان

معنی

فرصت مناسب را باید تا وقتی وجود دارد به کار گرفت.

چه وقت می‌گوییم؟

وقتی فرصت مناسبی پیش آمده که ممکن است زود از دست برود. برای تشویق به اقدام به‌موقع به کار می‌رود.

مثال روزمره

Die passende Stelle ist gerade ausgeschrieben. Bewirb dich jetzt, bevor die Frist abläuft.

آگهی شغل مناسب تازه منتشر شده است. پیش از پایان مهلت درخواست بده.

معنی و مثال را بخوانید
چند نفر با هم یک تیر سنگین را بلند می‌کنند

شماره 008

ضرب‌المثل آلمانی

Gemeinsam sind wir stark

معادل فارسی

یک دست صدا ندارد

معنی

بعضی کارها با همکاری دیگران بهتر انجام می‌شوند.

چه وقت می‌گوییم؟

وقتی انجام کاری به‌تنهایی دشوار است. برای درخواست همکاری یا تأکید بر ارزش کار گروهی به کار می‌رود.

مثال روزمره

Das schwere Sofa tragen wir zu zweit viel leichter die Treppe hinauf.

مبل سنگین را دو نفری خیلی راحت‌تر از پله‌ها بالا می‌بریم.

معنی و مثال را بخوانید
کسی که کاری را شروع کرده، آن را کامل انجام می‌دهد

شماره 009

ضرب‌المثل آلمانی

Wenn schon, denn schon

معادل فارسی

آب که از سر گذشت، چه یک وجب چه صد وجب

معنی

وقتی از حد بحرانی گذشته‌ایم، گاهی تفاوتِ شدت مشکل دیگر مهم به نظر نمی‌رسد.

چه وقت می‌گوییم؟

وقتی مشکل از حدی گذشته و سختی بیشتر چندان تفاوتی ایجاد نمی‌کند. معمولاً با لحنی تسلیم‌شده یا لجبازانه گفته می‌شود.

مثال روزمره

Du bist im Regen ohnehin völlig nass geworden und gehst die letzten Meter ohne Schirm weiter.

زیر باران کاملاً خیس شده‌ای و چند قدم آخر را هم بدون چتر می‌روی.

معنی و مثال را بخوانید
کوهنوردی دوردست را می‌جوید، در حالی که چیز خوب نزدیک اوست

شماره 010

ضرب‌المثل آلمانی

Warum in die Ferne schweifen? Sieh, das Gute liegt so nah

معادل فارسی

آب در کوزه و ما تشنه‌لبان می‌گردیم

معنی

گاهی چیزی را دوردست جست‌وجو می‌کنیم که نزدیک خودمان است.

چه وقت می‌گوییم؟

وقتی کسی راه‌حل را دوردست می‌جوید، در حالی که امکان مناسبی نزدیک اوست. برای توجه دادن به فرصت‌های نادیده‌گرفته‌شده به کار می‌رود.

مثال روزمره

Du suchst lange nach einem Sprachkurs. Dann entdeckst du einen direkt in deiner Nachbarschaft.

مدت‌ها دنبال کلاس زبان می‌گردی و بعد می‌فهمی در محلهٔ خودت هم کلاس هست.

معنی و مثال را بخوانید
فنجان شکسته و چای ریخته‌شده‌ای که دیگر نمی‌توان به حالت اول برگرداند

شماره 011

ضرب‌المثل آلمانی

Geschehen ist geschehen

معادل فارسی

آب رفته به جوی بازنمی‌گردد

معنی

گذشته را نمی‌توان برگرداند؛ باید از آن آموخت و به آینده نگاه کرد.

چه وقت می‌گوییم؟

وقتی اشتباه یا اتفاقی دیگر برگشت‌پذیر نیست. برای عبور از حسرت و توجه به قدم بعدی به کار می‌رود.

مثال روزمره

Die Nachricht ist schon verschickt. Du kannst sie nicht zurückholen, aber ein Missverständnis erklären.

پیام را فرستاده‌ای و نمی‌توانی آن را پس بگیری، اما می‌توانی سوءتفاهم را توضیح بدهی.

معنی و مثال را بخوانید
اتاقی ساکت با ساعت ایستاده و صندلی خالی

شماره 012

ضرب‌المثل آلمانی

Es rührt sich nichts

معادل فارسی

آب از آب تکان نمی‌خورد

معنی

با وجود انتظارِ تغییر یا اتفاق، همه‌چیز آرام و بی‌تغییر می‌ماند.

چه وقت می‌گوییم؟

وقتی برخلاف انتظار هیچ تغییری رخ نمی‌دهد و همه‌چیز آرام می‌ماند. لحن می‌تواند آسوده یا ناامید باشد.

مثال روزمره

Alle erwarten einen großen Streit im Treffen. Tatsächlich verläuft das Gespräch ganz ruhig.

همه منتظر دعوای بزرگی در جلسه‌اند، اما گفت‌وگو کاملاً آرام پیش می‌رود.

معنی و مثال را بخوانید
ماهیگیری که در آب گل‌آلود ماهی می‌گیرد

شماره 013

ضرب‌المثل آلمانی

Im Trüben fischen

معادل فارسی

آب را گل‌آلود می‌کند تا ماهی بگیرد

معنی

کسی عمداً ابهام و آشفتگی ایجاد می‌کند تا خودش سود ببرد.

چه وقت می‌گوییم؟

وقتی کسی برای سود شخصی از آشفتگی استفاده می‌کند یا آن را عمداً ایجاد می‌کند. این تعبیر لحنی انتقادی و اتهامی دارد.

مثال روزمره

Ein Händler verbreitet widersprüchliche Gerüchte, damit die Kunden sein teureres Angebot wählen.

فروشنده شایعه‌های ضدونقیض پخش می‌کند تا مشتری‌ها پیشنهاد گران‌تر او را انتخاب کنند.

معنی و مثال را بخوانید
دیگ مسی براق با غذایی خراب درون آن

شماره 014

ضرب‌المثل آلمانی

Außen hui, innen pfui

معادل فارسی

آفتابه لگن هفت دست، شام و ناهار هیچی

معنی

ظاهر و تشریفات فراوان است، اما اصلِ کار و نیاز اصلی فراموش شده است.

چه وقت می‌گوییم؟

وقتی ظاهر و تشریفات فراوان است، اما اصل کار فراهم نیست. برای انتقاد از ظاهرسازی و تشریفات بی‌فایده به کار می‌رود.

مثال روزمره

Die Veranstaltung hat teure Dekoration, aber niemand hat sich um Essen für die Gäste gekümmert.

برای مراسم تزئینات گران خریده‌اند، اما کسی به غذای مهمان‌ها فکر نکرده است.

معنی و مثال را بخوانید
شخصی کنار ساعت برای حل معما وقت می‌گذارد

شماره 015

ضرب‌المثل آلمانی

Kommt Zeit, kommt Rat

معادل فارسی

از این ستون به آن ستون فرج است

معنی

کمی زمان و صبر ممکن است راه‌حل تازه‌ای پیش بیاورد.

چه وقت می‌گوییم؟

وقتی هنوز راه‌حلی نداریم و گذشت زمان شاید فرصت تازه‌ای ایجاد کند. برای دلگرمی دادن است، نه تضمین نتیجه.

مثال روزمره

Heute weißt du noch keine Lösung. Nach einer Nacht Schlaf fällt dir ein neuer Weg ein.

امروز راه‌حلی پیدا نمی‌کنی، اما بعد از یک شب خواب راه تازه‌ای به ذهنت می‌رسد.

معنی و مثال را بخوانید
مردی با قلبی پر از محبت با دوستانش سخن می‌گوید

شماره 016

ضرب‌المثل آلمانی

Wes das Herz voll ist, des geht der Mund über

معادل فارسی

از کوزه همان برون تراود که در اوست

معنی

گفتار و رفتار هر کس نشان‌دهندهٔ فکر و شخصیت درونی اوست.

چه وقت می‌گوییم؟

وقتی گفتار یا رفتار کسی نگرش درونی او را آشکار می‌کند. برای اشاره به رابطهٔ شخصیت و رفتار به کار می‌رود.

مثال روزمره

Eine hilfsbereite Person findet auch in einer stressigen Situation freundliche Worte.

آدم مهربان حتی در شرایط پراسترس هم با دیگران دوستانه حرف می‌زند.

معنی و مثال را بخوانید
شخصی روی تخت نامرتبی که خودش آماده کرده است دراز کشیده

شماره 017

ضرب‌المثل آلمانی

Wie man sich bettet, so liegt man

معادل فارسی

از ماست که بر ماست

معنی

گاهی خودمان با رفتار و تصمیم‌هایمان باعث مشکلاتمان می‌شویم.

چه وقت می‌گوییم؟

وقتی تصمیم خودمان باعث مشکلی قابل‌پیشگیری شده است. برای خودانتقادی به کار می‌رود، اما خطاب به دیگران ممکن است سرزنش‌آمیز باشد.

مثال روزمره

Du hast die Vorbereitung immer verschoben. Nun musst du alles am letzten Abend erledigen.

آماده‌سازی را مدام عقب انداخته‌ای و حالا باید همهٔ کارها را شب آخر انجام بدهی.

معنی و مثال را بخوانید
مهمانی که می‌کوشد هم‌زمان در دو جشن عروسی برقصد

شماره 018

ضرب‌المثل آلمانی

Man kann nicht auf zwei Hochzeiten gleichzeitig tanzen

معادل فارسی

با یک دست دو هندوانه نمی‌شود برداشت

معنی

نمی‌توان چند کار دشوار را هم‌زمان و به‌خوبی انجام داد.

چه وقت می‌گوییم؟

وقتی کسی می‌خواهد چند کار دشوار را هم‌زمان انجام دهد. برای توصیه به اولویت‌بندی و شناخت محدودیت‌ها به کار می‌رود.

مثال روزمره

Zwei wichtige Prüfungen liegen am selben Tag. Du musst dich für einen Terminwechsel entscheiden.

دو امتحان مهم در یک روز افتاده‌اند و باید زمان یکی از آن‌ها را تغییر بدهی.

معنی و مثال را بخوانید
نجاری خط‌کش بلند و راست را کنار خط‌کش کج انتخاب می‌کند

شماره 019

ضرب‌المثل آلمانی

Ehrlich währt am längsten

معادل فارسی

بار کج به منزل نمی‌رسد

معنی

کاری که بر پایهٔ نادرستی و فریب باشد، سرانجام خوبی ندارد.

چه وقت می‌گوییم؟

وقتی کسی می‌خواهد با فریب یا پایه‌ای نادرست پیش برود. برای هشدار دربارهٔ پیامدهای بعدی به کار می‌رود.

مثال روزمره

Mit erfundenen Angaben bekommst du vielleicht ein Gespräch, doch später fällt die Täuschung auf.

با اطلاعات ساختگی شاید به مصاحبه دعوت شوی، اما بعداً دروغ آشکار می‌شود.

معنی و مثال را بخوانید
شن تازه‌برداشته‌شده از میان انگشتان می‌ریزد

شماره 020

ضرب‌المثل آلمانی

Wie gewonnen, so zerronnen

معادل فارسی

بادآورده را باد می‌برد

معنی

چیزی که آسان و بی‌زحمت به دست آمده، ممکن است به همان آسانی از دست برود.

چه وقت می‌گوییم؟

وقتی پول یا دارایی آسان به دست آمده و به همان سرعت از دست می‌رود. برای توصیف سودی ناپایدار به کار می‌رود.

مثال روزمره

Das unerwartete Preisgeld ist schnell für spontane Einkäufe ausgegeben.

پول جایزهٔ غیرمنتظره خیلی زود خرج خریدهای ناگهانی می‌شود.

معنی و مثال را بخوانید
گروهی با همکاری یکدیگر تیر چوبی سنگینی را بلند می‌کنند

شماره 021

ضرب‌المثل آلمانی

Einer für alle, alle für einen

معادل فارسی

بنی‌آدم اعضای یکدیگرند

معنی

انسان‌ها به هم پیوسته‌اند و باید نسبت به رنج یکدیگر همدل باشند.

چه وقت می‌گوییم؟

وقتی افرادی در سختی به کمک نیاز دارند. برای دعوت به همدلی و مسئولیت‌پذیری در برابر دیگران به کار می‌رود.

مثال روزمره

Eine Familie verliert ihr Zuhause. Die Nachbarschaft hilft mit Kleidung und Unterkunft.

خانواده‌ای خانه‌اش را از دست می‌دهد و همسایه‌ها با لباس و جای ماندن به آن‌ها کمک می‌کنند.

معنی و مثال را بخوانید
دود از خانه‌ای برمی‌خیزد و آتش را نشان می‌دهد

شماره 022

ضرب‌المثل آلمانی

Wo Rauch ist, ist auch Feuer

معادل فارسی

تا نباشد چیزکی، مردم نگویند چیزها

معنی

این گفته حدس می‌زند که شایعه شاید زمینه‌ای داشته باشد؛ اما شایعه به‌تنهایی مدرک نیست.

چه وقت می‌گوییم؟

وقتی کسی برای شایعه‌ای زمینه‌ای احتمالی در نظر می‌گیرد. این گفته مدرک نیست و پیش از قضاوت باید واقعیت‌ها را بررسی کرد.

مثال روزمره

Im Büro kursiert ein Gerücht. Jemand vermutet einen Anlass, aber ihr prüft erst die Fakten.

در اداره شایعه‌ای پخش شده است. کسی حدس می‌زند دلیلی دارد، اما شما اول واقعیت‌ها را بررسی می‌کنید.

معنی و مثال را بخوانید
مردی لولهٔ آسیب‌دیده را تعمیر می‌کند تا جلوی خسارت بیشتر را بگیرد

شماره 023

ضرب‌المثل آلمانی

Besser spät als nie

معادل فارسی

جلوی ضرر را از هر جا بگیری منفعت است

معنی

هر زمان جلوی ادامهٔ ضرر را بگیری، سود کرده‌ای.

چه وقت می‌گوییم؟

وقتی کسی می‌خواهد عادت زیان‌آور یا تصمیمی ضررده را کنار بگذارد. برای تشویق به توقف ضرر، حتی پس از مدت طولانی، به کار می‌رود.

مثال روزمره

Ein ungenutztes Abo kostet dich seit Monaten Geld. Es lohnt sich trotzdem, es jetzt zu kündigen.

اشتراکی که استفاده نمی‌کنی ماه‌ها هزینه داشته است. باز هم لغو کردنش از همین حالا مفید است.

معنی و مثال را بخوانید
مردی در کافه در برابر سخنان تند آرام و ساکت می‌ماند

شماره 024

ضرب‌المثل آلمانی

Die beste Antwort ist Schweigen

معادل فارسی

جواب ابلهان خاموشی است

معنی

گاهی در برابر حرف تحریک‌آمیز، سکوت از بحث کردن بهتر است.

چه وقت می‌گوییم؟

وقتی پاسخ دادن به حرف تحریک‌آمیز فقط بحثی بی‌فایده ایجاد می‌کند. برای ترجیح سکوت به کار می‌رود؛ تعبیر فارسی نسبت به طرف مقابل تحقیرآمیز است.

مثال روزمره

Unter deinem Foto steht ein provozierender Kommentar. Du steigst nicht in den Streit ein.

زیر عکست نظر تحریک‌آمیزی نوشته‌اند و تو وارد دعوا نمی‌شوی.

معنی و مثال را بخوانید
مردی پیراهن نزدیک به تن را به کت آویخته در پس‌زمینه ترجیح می‌دهد

شماره 025

ضرب‌المثل آلمانی

Das Hemd ist mir näher als der Rock

معادل فارسی

چراغی که به خانه رواست، به مسجد حرام است

معنی

بهتر است نیازهای ضروری نزدیکان را پیش از کارهای غیرضروریِ بیرون در نظر بگیریم.

چه وقت می‌گوییم؟

وقتی کمک بیرون از خانه با نیاز ضروری نزدیکان در تعارض است. برای توضیح اولویت رسیدگی به آن نیازها به کار می‌رود.

مثال روزمره

Bevor du für ein großes Fest spendest, bezahlst du die nötigen Schulsachen deiner Kinder.

پیش از کمک به یک جشن بزرگ، لوازم ضروری مدرسهٔ بچه‌هایت را تهیه می‌کنی.

معنی و مثال را بخوانید
مردی پوشهٔ خودش را در همان دریچه‌ای می‌اندازد که برای همکارش دردسر ساخته بود

شماره 026

ضرب‌المثل آلمانی

Wer anderen eine Grube gräbt, fällt selbst hinein

معادل فارسی

چاه مکن بهر کسی، اول خودت دوم کسی

معنی

کسی که برای دیگری دردسر درست می‌کند، ممکن است خودش گرفتار همان نقشه شود.

چه وقت می‌گوییم؟

وقتی نقشه‌ای علیه دیگری به خود طراح آسیب می‌زند. برای هشدار دربارهٔ چنین نقشه‌ای یا توصیف پیامد آن به کار می‌رود.

مثال روزمره

Du versteckst die Unterlagen eines Kollegen und verpasst deshalb selbst die gemeinsame Abgabe.

مدارک همکارت را پنهان می‌کنی و به همین دلیل خودت هم مهلت تحویل کار مشترک را از دست می‌دهی.

معنی و مثال را بخوانید
نجاری می‌بیند که به‌خاطر اندازه‌گیری اشتباه همهٔ تخته‌ها کوتاه شده‌اند

شماره 027

ضرب‌المثل آلمانی

Wehret den Anfängen

معادل فارسی

خشت اول چون نهد معمار کج، تا ثریا می‌رود دیوار کج

معنی

اشتباهِ پایه‌ای در آغاز کار می‌تواند تمام مراحل بعدی را دچار مشکل کند.

چه وقت می‌گوییم؟

وقتی اشتباه در آغاز می‌تواند مراحل بعدی را هم خراب کند. برای تأکید بر اصلاح پایهٔ کار پیش از ادامه به کار می‌رود.

مثال روزمره

Eine falsche Maßangabe am Anfang führt dazu, dass später alle Regalbretter zu kurz sind.

اندازه‌گیری اشتباه در آغاز باعث می‌شود همهٔ تخته‌های قفسه کوتاه بریده شوند.

معنی و مثال را بخوانید
گروهی کوهنورد با گرگ‌های دوردست هم‌آوا می‌شوند

شماره 028

ضرب‌المثل آلمانی

Mit den Wölfen muss man heulen

معادل فارسی

خواهی نشوی رسوا، همرنگ جماعت شو

معنی

این گفته سازگار شدن با جمع را برای جلب نکردن توجه توصیه می‌کند؛ لزوماً تأییدِ هر رفتار جمع نیست.

چه وقت می‌گوییم؟

وقتی از کسی انتظار دارند با رسم و رفتار یک جمع هماهنگ شود. این گفته فشار برای همرنگ شدن را توصیف می‌کند و توجیهی برای رفتار زیان‌آور نیست.

مثال روزمره

Bei einem formellen Empfang hältst du dich an die dort übliche Kleiderordnung.

در یک مهمانی رسمی مطابق پوشش رایج همان جمع لباس می‌پوشی.

معنی و مثال را بخوانید
دیگ و کتری سیاه‌شده‌ای که یکدیگر را سرزنش می‌کنند

شماره 029

ضرب‌المثل آلمانی

Der Topf nennt den Kessel schwarz

معادل فارسی

دیگ به دیگ می‌گوید رویت سیاه

معنی

کسی عیبی را در دیگری می‌بیند که خودش هم همان عیب را دارد.

چه وقت می‌گوییم؟

وقتی کسی عیبی را در دیگری سرزنش می‌کند که خودش هم دارد. برای نشان دادن تناقض در قضاوت او به کار می‌رود.

مثال روزمره

Jemand, der ständig zu spät kommt, beschwert sich über die Verspätung eines Freundes.

کسی که همیشه دیر می‌رسد، از دیر آمدن دوستش شکایت می‌کند.

معنی و مثال را بخوانید
دو همسایه از دو سوی حصار باغ سبد سیب ردوبدل می‌کنند

شماره 030

ضرب‌المثل آلمانی

Gute Zäune machen gute Nachbarn

معادل فارسی

دوری و دوستی

معنی

گاهی فاصله و رعایت مرزها به حفظ رابطهٔ خوب کمک می‌کند.

چه وقت می‌گوییم؟

وقتی نزدیکی بیش از حد مرتب باعث اختلاف می‌شود. برای پیشنهاد فاصله یا مرزهای روشن‌تر به منظور حفظ رابطه به کار می‌رود.

مثال روزمره

Zwei Freunde wohnen lieber getrennt und verstehen sich dadurch im Alltag besser.

دو دوست ترجیح می‌دهند جدا زندگی کنند و در نتیجه رابطهٔ بهتری دارند.

معنی و مثال را بخوانید
ماهی بزرگی که پشت ماهی کوچک‌تر ظاهر می‌شود

شماره 031

ضرب‌المثل آلمانی

Es gibt immer einen größeren Fisch

معادل فارسی

دست بالای دست بسیار است

معنی

هر قدر توانا باشی، معمولاً کسی با توانایی بیشتر هم پیدا می‌شود.

چه وقت می‌گوییم؟

وقتی کسی خود را بی‌رقیب می‌داند یا با فردی تواناتر روبه‌رو می‌شود. برای یادآوری ارزیابی واقع‌بینانهٔ توانایی خود به کار می‌رود.

مثال روزمره

Du gewinnst oft im Schachclub. Bei einem größeren Turnier triffst du auf stärkere Spieler.

در باشگاه شطرنج زیاد برنده می‌شوی، اما در مسابقهٔ بزرگ‌تر با بازیکنان قوی‌تری روبه‌رو می‌شوی.

معنی و مثال را بخوانید
نانوایی که نمی‌تواند با یک کیک همهٔ مهمانان را راضی کند

شماره 032

ضرب‌المثل آلمانی

Allen Leuten recht getan, ist eine Kunst, die niemand kann

معادل فارسی

درِ دروازه را می‌شود بست، دهان مردم را نه

معنی

نمی‌توان جلوی همهٔ حرف‌ها و قضاوت‌های دیگران را گرفت.

چه وقت می‌گوییم؟

وقتی کسی می‌خواهد جلوی همهٔ انتقادها را بگیرد و همه را راضی نگه دارد. برای یادآوری ناممکن بودن این انتظار به کار می‌رود.

مثال روزمره

Egal welche Farbe du für dein Haus wählst, irgendjemand hat etwas daran auszusetzen.

هر رنگی برای خانه‌ات انتخاب کنی، بالاخره کسی از آن ایراد می‌گیرد.

معنی و مثال را بخوانید
حریف شطرنج اشتباهی را نشان می‌دهد و دوست بی‌دقت مهره‌ها را به هم می‌ریزد

شماره 033

ضرب‌المثل آلمانی

Ein kluger Feind ist besser als ein dummer Freund

معادل فارسی

دشمن دانا بلندت می‌کند، بر زمینت می‌زند نادان دوست

معنی

نقدِ آگاهانه گاهی از کمکِ ناآگاهانه سودمندتر است.

چه وقت می‌گوییم؟

وقتی نقد فردی آگاه از کمک دوست ناآگاه سودمندتر است. برای تأکید بر ارزش نقد سنجیده به کار می‌رود.

مثال روزمره

Ein strenger Kritiker entdeckt den Fehler in deinem Plan, während ein Freund ihn ungeprüft lobt.

منتقدی سخت‌گیر اشتباهِ برنامه‌ات را پیدا می‌کند، در حالی که دوستت بدون بررسی آن را تحسین می‌کند.

معنی و مثال را بخوانید
قطره‌های پیوستهٔ آب گودی عمیقی در سنگ ایجاد کرده‌اند

شماره 034

ضرب‌المثل آلمانی

Steter Tropfen höhlt den Stein

معادل فارسی

رهرو آن است که آهسته و پیوسته رود

معنی

پشتکارِ آرام و مداوم از تلاش کوتاه و شدید نتیجه‌بخش‌تر است.

چه وقت می‌گوییم؟

وقتی پیشرفت آهسته باعث دلسردی می‌شود. برای تشویق به قدم‌های کوچک و پیوسته، به‌جای تلاش کوتاه و شدید، به کار می‌رود.

مثال روزمره

Zehn Minuten täglich zu lernen hilft dir mehr als einmal im Monat eine ganze Nacht.

روزی ده دقیقه درس خواندن بیشتر از ماهی یک شبِ کامل به تو کمک می‌کند.

معنی و مثال را بخوانید
صنعتگری که پایهٔ دقیق و محکمی برای پروژهٔ چوبی ساخته است

شماره 035

ضرب‌المثل آلمانی

Ein guter Anfang ist die halbe Miete

معادل فارسی

سالی که نکوست، از بهارش پیداست

معنی

شروع خوب می‌تواند نشانه‌ای امیدوارکننده برای ادامهٔ کار باشد.

چه وقت می‌گوییم؟

وقتی شروع خوب یک کار امید به ادامهٔ آن می‌دهد. برای تحسین آغاز کار به کار می‌رود، نه تضمین موفقیت نهایی.

مثال روزمره

Schon die ersten Proben laufen gut. Das macht euch Mut für das Konzert.

تمرین‌های اول خوب پیش می‌روند و به شما برای اجرای کنسرت امید می‌دهند.

معنی و مثال را بخوانید
سخنرانی با طرحی بزرگ اما بدون کار واقعی در پشت آن

شماره 036

ضرب‌المثل آلمانی

Große Worte, nichts dahinter

معادل فارسی

سنگ بزرگ نشانهٔ نزدن است

معنی

وعده یا هدفِ بیش از حد بزرگ ممکن است نشانهٔ عمل نکردن باشد.

چه وقت می‌گوییم؟

وقتی کسی برنامه‌های بسیار بزرگ اعلام می‌کند، اما قدم عملی برنمی‌دارد. برای بیان تردید دربارهٔ عملی شدن وعده به کار می‌رود.

مثال روزمره

Jemand verspricht, in einer Woche eine Sprache perfekt zu lernen, beginnt aber nicht einmal.

کسی قول می‌دهد در یک هفته زبانی را کامل یاد بگیرد، اما حتی شروع هم نمی‌کند.

معنی و مثال را بخوانید
نماد نقره‌ای سخن در کنار نماد طلایی سکوت

شماره 037

ضرب‌المثل آلمانی

Reden ist Silber, Schweigen ist Gold

معادل فارسی

شتر دیدی، ندیدی

معنی

از کسی خواسته می‌شود دربارهٔ چیزی که دیده سکوت کند؛ معمولاً لحنی محاوره‌ای دارد.

چه وقت می‌گوییم؟

وقتی کسی تصادفی چیزی فهمیده و نباید آن را بازگو کند، مثلاً یک سورپرایز. تعبیر فارسی درخواستی مستقیم و محاوره‌ای برای رازداری است.

مثال روزمره

Du entdeckst zufällig das versteckte Geburtstagsgeschenk. Dein Bruder bittet dich, nichts zu verraten.

تصادفی هدیهٔ تولدِ پنهان‌شده را می‌بینی و برادرت از تو می‌خواهد چیزی نگویی.

معنی و مثال را بخوانید
دوچرخه‌سواری پیش از ادامهٔ راه چرخ خود را با دقت تعمیر می‌کند

شماره 038

ضرب‌المثل آلمانی

Eile mit Weile

معادل فارسی

عجله کار شیطان است

معنی

عجلهٔ بی‌جا می‌تواند باعث اشتباه شود.

چه وقت می‌گوییم؟

وقتی فشار زمان ممکن است باعث اشتباه شود. برای یادآوری دقت و سنجیدگی با وجود عجله به کار می‌رود.

مثال روزمره

Du liest die Adresse vor dem Abschicken noch einmal, statt die Nachricht hastig zu senden.

پیش از فرستادن پیام، نشانی را دوباره می‌خوانی تا عجله باعث اشتباه نشود.

معنی و مثال را بخوانید
یک اشارهٔ ظریف برای درک منظور در سر میز کافی است

شماره 039

ضرب‌المثل آلمانی

Dem Klugen genügt ein Wink

معادل فارسی

عاقل را اشارتی کافی است

معنی

آدمِ نکته‌سنج با اشاره‌ای کوتاه منظور را می‌فهمد.

چه وقت می‌گوییم؟

وقتی کسی اشاره‌ای ظریف را زود می‌فهمد یا انتظار داریم بفهمد. لحن می‌تواند تحسین‌آمیز یا کمی هشداردهنده باشد.

مثال روزمره

Ein Blick auf die Uhr genügt und dein Freund versteht, dass ihr aufbrechen müsst.

یک نگاه به ساعت کافی است تا دوستت بفهمد وقت رفتن است.

معنی و مثال را بخوانید
شاخهٔ افتاده‌ای که به پلی مفید روی جویبار تبدیل شده است

شماره 040

ضرب‌المثل آلمانی

Jedes Unglück hat auch sein Gutes

معادل فارسی

عدو شود سبب خیر، اگر خدا خواهد

معنی

گاهی حتی یک اتفاق ناخوشایند نتیجه‌ای خوب به همراه می‌آورد.

چه وقت می‌گوییم؟

وقتی از اتفاقی ناخوشایند نتیجه‌ای خوب پدید می‌آید. برای توجه به این تغییر مثبت به کار می‌رود، نه انکار مشکل اولیه.

مثال روزمره

Dein Zug fällt aus. Beim Warten triffst du zufällig einen alten Freund wieder.

قطارت لغو می‌شود و هنگام انتظار به‌طور اتفاقی دوست قدیمی‌ات را می‌بینی.

معنی و مثال را بخوانید
سایه و روشنایی در کنار یک درخت در چمنزار

شماره 041

ضرب‌المثل آلمانی

Wo Schatten ist, ist auch Licht

معادل فارسی

عیب می جمله بگفتی، هنرش نیز بگو

معنی

برای قضاوت منصفانه باید خوبی‌ها را در کنار عیب‌ها دید.

چه وقت می‌گوییم؟

وقتی در قضاوت فقط عیب‌ها گفته می‌شود. برای درخواست توجه به خوبی‌ها و داوری منصفانه‌تر به کار می‌رود.

مثال روزمره

Du kritisierst die langsame Lieferung, erwähnst aber auch die gute Qualität des Produkts.

از ارسالِ کند انتقاد می‌کنی، اما کیفیت خوبِ کالا را هم می‌گویی.

معنی و مثال را بخوانید
سگی کوچک گاری باغبانی بزرگی را حرکت می‌دهد

شماره 042

ضرب‌المثل آلمانی

Klein, aber oho

معادل فارسی

فلفل نبین چه ریزه، بشکن ببین چه تیزه

معنی

کوچک بودنِ ظاهر به معنی کم بودنِ توان یا اثر نیست.

چه وقت می‌گوییم؟

وقتی فرد یا چیزی کوچک برخلاف انتظار توان یا اثر زیادی دارد. برای رد دست‌کم گرفتن بر اساس اندازه به کار می‌رود.

مثال روزمره

Der kleine Lautsprecher füllt überraschend den ganzen Raum mit Klang.

بلندگوی کوچک برخلاف انتظار تمام اتاق را پر از صدا می‌کند.

معنی و مثال را بخوانید
افراد هم‌علاقه در دو گروه دوستانه دور هم جمع شده‌اند

شماره 043

ضرب‌المثل آلمانی

Gleich und Gleich gesellt sich gern

معادل فارسی

کبوتر با کبوتر، باز با باز

معنی

افرادی با ویژگی‌ها و علاقه‌های مشابه اغلب به هم نزدیک می‌شوند.

چه وقت می‌گوییم؟

وقتی افرادی با علاقه‌ها یا عادت‌های مشابه زود با هم نزدیک می‌شوند. برای اشاره به اشتراک‌های آن‌ها به کار می‌رود.

مثال روزمره

Im neuen Kurs finden die beiden begeisterten Wanderer schnell zueinander.

در کلاس تازه، دو نفر که عاشق کوهنوردی‌اند زود با هم دوست می‌شوند.

معنی و مثال را بخوانید
نانوایی با حوصله منتظر آماده‌شدن نان‌های خوب می‌ماند

شماره 044

ضرب‌المثل آلمانی

Gut Ding will Weile haben

معادل فارسی

گر صبر کنی، ز غوره حلوا سازی

معنی

با صبر و گذشت زمان، شروعی ناپخته می‌تواند به نتیجه‌ای خوب برسد.

چه وقت می‌گوییم؟

وقتی کسی خیلی زود انتظار نتیجهٔ خوب دارد. برای یادآوری نیاز رشد و کار دقیق به زمان به کار می‌رود.

مثال روزمره

Dein erstes Brot gelingt nicht. Mit Übung und Geduld wird es immer besser.

نان اولت خوب نمی‌شود، اما با تمرین و صبر هر بار بهتر می‌شود.

معنی و مثال را بخوانید
باغبانی برای یک برگ کوچک از دستگاهی بسیار بزرگ استفاده می‌کند

شماره 045

ضرب‌المثل آلمانی

Nicht mit Kanonen auf Spatzen schießen

معادل فارسی

گرهی که با دست باز می‌شود، با دندان باز نکن

معنی

برای یک مشکل ساده، راه‌حلِ بی‌جهت سخت و پیچیده انتخاب نکن.

چه وقت می‌گوییم؟

وقتی برای مشکلی کوچک راه‌حلی بیش از حد پیچیده پیشنهاد می‌شود. برای توصیه به روشی ساده‌تر و متناسب به کار می‌رود.

مثال روزمره

Ein kurzer Anruf klärt die Frage. Dafür braucht es keine lange Sitzung.

یک تماس کوتاه موضوع را روشن می‌کند و نیازی به جلسهٔ طولانی نیست.

معنی و مثال را بخوانید
روباهی که به انگورهای رسیده و دور از دسترس نمی‌رسد

شماره 046

ضرب‌المثل آلمانی

Die Trauben sind zu sauer

معادل فارسی

گربه دستش به گوشت نمی‌رسد، می‌گوید بو می‌دهد

معنی

کسی چیزی را که نمی‌تواند به دست آورد، بی‌ارزش جلوه می‌دهد.

چه وقت می‌گوییم؟

وقتی کسی چیزی را می‌خواهد اما پس از نرسیدن به آن، بدگویی می‌کند. برای اشاره به کم‌ارزش جلوه دادن خواستهٔ دست‌نیافتنی به کار می‌رود.

مثال روزمره

Du bekommst die begehrte Eintrittskarte nicht und behauptest danach, das Konzert sei ohnehin langweilig.

بلیت کنسرتی را که می‌خواستی پیدا نمی‌کنی و بعد می‌گویی کنسرت اصلاً جذاب نیست.

معنی و مثال را بخوانید
دوچرخهٔ پنچر و چتر شکسته هم‌زمان در یک روز بارانی

شماره 047

ضرب‌المثل آلمانی

Ein Unglück kommt selten allein

معادل فارسی

گل بود، به سبزه نیز آراسته شد

معنی

این گفته به‌صورت کنایه‌آمیز برای اضافه شدن مشکلی به مشکل قبلی به کار می‌رود.

چه وقت می‌گوییم؟

وقتی به دردسر قبلی مشکل تازه‌ای اضافه می‌شود. عبارت فارسی کنایه‌آمیز است و واقعاً تعریف و تحسین نیست.

مثال روزمره

Erst ist das Fahrrad kaputt, dann beginnt es auf dem Heimweg auch noch zu regnen.

اول دوچرخه خراب می‌شود و بعد در راه برگشت باران هم شروع می‌شود.

معنی و مثال را بخوانید
فردی دیر به کلاس می‌رسد اما با خوش‌رویی پذیرفته می‌شود

شماره 048

ضرب‌المثل آلمانی

Besser spät als nie

معادل فارسی

ماهی را هر وقت از آب بگیری تازه است

معنی

برای شروع یک کار خوب یا اصلاحِ اشتباه، دیر شدن دلیلِ منصرف شدن نیست.

چه وقت می‌گوییم؟

وقتی کسی به‌خاطر دیر شدن می‌خواهد منصرف شود. برای تشویق به شروع کاری مفید، حتی با تأخیر، به کار می‌رود.

مثال روزمره

Du beginnst nach vielen Jahren wieder einen Sprachkurs. Auch jetzt lohnt sich der Anfang.

بعد از سال‌ها دوباره کلاس زبان را شروع می‌کنی. همین حالا هم شروع کردن ارزش دارد.

معنی و مثال را بخوانید
فردی با تجربهٔ سوختگی با احتیاط از انبر بلند کنار آتش استفاده می‌کند

شماره 049

ضرب‌المثل آلمانی

Gebranntes Kind scheut das Feuer

معادل فارسی

مارگزیده از ریسمان سیاه و سفید می‌ترسد

معنی

تجربهٔ بد ممکن است باعث ترس از موقعیت‌های مشابه و حتی بی‌خطر شود.

چه وقت می‌گوییم؟

وقتی تجربه‌ای بد باعث احتیاط زیاد می‌شود. برای توضیح این نگرانی به کار می‌رود، نه خطرناک دانستن همهٔ موقعیت‌های تازه.

مثال روزمره

Nach einem kaputten Gebrauchtkauf prüfst du das nächste Fahrrad besonders sorgfältig.

بعد از خرید یک وسیلهٔ دست‌دومِ خراب، دوچرخهٔ بعدی را خیلی دقیق بررسی می‌کنی.

معنی و مثال را بخوانید
باربری که یک جعبهٔ اضافی روی انبوه جعبه‌هایش می‌گذارد

شماره 050

ضرب‌المثل آلمانی

Mehr aufladen, als man tragen kann

معادل فارسی

موش توی سوراخ نمی‌رفت، جارو به دمش می‌بست

معنی

کسی با وجود گرفتاریِ زیاد، بارِ اضافی و غیرضروری بر دوش خود می‌گذارد.

چه وقت می‌گوییم؟

وقتی کسی با وجود گرفتاری زیاد، مسئولیت تازه‌ای می‌پذیرد. برای هشدار دربارهٔ فشار اضافی بر خود به کار می‌رود.

مثال روزمره

Deine Woche ist schon voll. Trotzdem übernimmst du noch die Organisation eines Festes.

هفته‌ات از قبل پر است، اما باز هم مسئولیتِ برگزاری یک جشن را قبول می‌کنی.

معنی و مثال را بخوانید
فردی سرسخت با وجود توضیح روشن دیگران حاضر به گوش‌دادن نیست

شماره 051

ضرب‌المثل آلمانی

Gegen Dummheit kämpfen Götter selbst vergebens

معادل فارسی

نرود میخ آهنین در سنگ

معنی

گاهی کسی آن‌قدر بر نظرش پافشاری می‌کند که استدلال در او اثری ندارد؛ تعبیر تندی است.

چه وقت می‌گوییم؟

وقتی توضیح دادن در برابر نپذیرفتن عمدی بی‌اثر می‌ماند. این تعبیر تند است و ممکن است توهین‌آمیز باشد؛ در گفت‌وگوی آرام بهتر است بی‌طرفانه حرف بزنیم.

مثال روزمره

Du erklärst mehrfach die Spielregeln, doch jemand will sie bewusst nicht akzeptieren.

چند بار قوانین بازی را توضیح می‌دهی، اما یک نفر عمداً نمی‌خواهد آن‌ها را بپذیرد.

معنی و مثال را بخوانید
مالک املاک میان کلیدها و مسئولیت‌های فراوان نگران نشسته است

شماره 052

ضرب‌المثل آلمانی

Viel Besitz, viel Sorge

معادل فارسی

هر که بامش بیش، برفش بیشتر

معنی

دارایی و جایگاهِ بیشتر معمولاً مسئولیت و نگرانی بیشتری هم دارد.

چه وقت می‌گوییم؟

وقتی دارایی یا مقام بیشتر مسئولیت و نگرانی بیشتری می‌آورد. برای توجه دادن به دشواری‌های همراه یک مزیت به کار می‌رود.

مثال روزمره

Das größere Haus ist schön, braucht aber mehr Pflege und verursacht höhere Kosten.

خانهٔ بزرگ‌تر زیباست، اما نگهداری و هزینهٔ بیشتری دارد.

معنی و مثال را بخوانید
فردی برای ظاهر آراسته زحمت آماده‌شدن را تحمل می‌کند

شماره 053

ضرب‌المثل آلمانی

Wer schön sein will, muss leiden

معادل فارسی

هر که طاووس خواهد، جور هندوستان کشد

معنی

برای رسیدن به خواسته‌ای ارزشمند باید سختی‌های راه را هم پذیرفت.

چه وقت می‌گوییم؟

وقتی کسی هدفی دشوار دارد اما از زحمت آن دوری می‌کند. برای یادآوری تلاش لازم برای رسیدن به خواسته به کار می‌رود.

مثال روزمره

Du möchtest beim Marathon ankommen. Dafür musst du regelmäßig trainieren.

می‌خواهی مسابقهٔ ماراتن را تمام کنی؛ برای آن باید مرتب تمرین کنی.

معنی و مثال را بخوانید
روکش طلایی یک شیء ارزان پوسته شده و فلز زیر آن دیده می‌شود

شماره 054

ضرب‌المثل آلمانی

Es ist nicht alles Gold, was glänzt

معادل فارسی

هر گردی گردو نیست

معنی

ظاهرِ خوب یا شباهتِ ظاهری، ارزش و کیفیتِ واقعی را ثابت نمی‌کند.

چه وقت می‌گوییم؟

وقتی پیشنهاد یا ظاهر چیزی بسیار جذاب است. برای هشدار دربارهٔ یکی دانستن ظاهر زیبا و کیفیت واقعی به کار می‌رود.

مثال روزمره

Die Wohnung sieht auf den Fotos schön aus. Bei der Besichtigung entdeckst du deutliche Mängel.

خانه در عکس‌ها زیباست، اما هنگام بازدید ایرادهای زیادی می‌بینی.

معنی و مثال را بخوانید
باغبان جوان و کم‌تجربه روش درست کاشت نهال را یاد می‌گیرد

شماره 055

ضرب‌المثل آلمانی

Er ist noch grün hinter den Ohren

معادل فارسی

هنوز دهانش بوی شیر می‌دهد

معنی

به کسی گفته می‌شود که هنوز جوان و کم‌تجربه است؛ ممکن است تحقیرآمیز باشد.

چه وقت می‌گوییم؟

وقتی کسی را بی‌تجربه می‌خوانند. این تعبیر ممکن است تحقیرآمیز باشد و برای بازخورد محترمانه به فردی که در حال یادگیری است مناسب نیست.

مثال روزمره

Der neue Mitarbeiter kennt die Abläufe noch nicht. Ein Kollege nennt ihn wenig freundlich unerfahren.

کارمند تازه هنوز روش کار را نمی‌داند و یکی از همکاران با لحنی نامهربان او را بی‌تجربه می‌خواند.

معنی و مثال را بخوانید
فردی پیش از انتقاد از همسایه جلوی در خانهٔ خودش را جارو می‌کند

شماره 056

ضرب‌المثل آلمانی

Kehre zuerst vor deiner eigenen Tür

معادل فارسی

یک سوزن به خودت بزن، یک جوالدوز به مردم

معنی

پیش از انتقادِ سخت از دیگران، رفتار و خطاهای خودت را هم بررسی کن.

چه وقت می‌گوییم؟

وقتی کسی دیگران را سخت قضاوت می‌کند اما خطاهای خودش را نمی‌بیند. برای دعوت به بررسی رفتار خود پیش از انتقاد به کار می‌رود.

مثال روزمره

Bevor du die Unordnung deines Mitbewohners kritisierst, räumst du deine eigenen Sachen weg.

پیش از انتقاد از بی‌نظمی هم‌خانه‌ات، وسایل خودت را جمع می‌کنی.

معنی و مثال را بخوانید
واکنشی اغراق‌آمیز به یک پشه با سایهٔ بزرگ فیل

شماره 057

ضرب‌المثل آلمانی

Aus einer Mücke einen Elefanten machen

معادل فارسی

یک کلاغ، چهل کلاغ کردن

معنی

خبری هنگام نقل شدن اغراق‌آمیز و بزرگ‌تر از واقعیت می‌شود.

چه وقت می‌گوییم؟

وقتی خبری با هر بار نقل شدن بزرگ‌تر و هیجان‌انگیزتر می‌شود. برای جلوگیری از اغراق و بازگشت به واقعیت به کار می‌رود.

مثال روزمره

Aus einer fünfminütigen Verspätung wird beim Weitererzählen eine angeblich stundenlange Wartezeit.

پنج دقیقه تأخیر هنگام تعریف کردن به چند ساعت انتظار تبدیل می‌شود.

معنی و مثال را بخوانید
فردی به‌جای مبل بسیار گران و بزرگ صندلی مناسب توان خود را انتخاب می‌کند

شماره 058

ضرب‌المثل آلمانی

Man soll nicht über seine Verhältnisse leben

معادل فارسی

پایت را از گلیمت درازتر نکن

معنی

خرج و خواسته‌هایت را با امکاناتت هماهنگ کن.

چه وقت می‌گوییم؟

وقتی هزینه‌ها یا خواسته‌ها از امکانات فرد بیشتر است. برای توصیه به هماهنگ کردن برنامه‌ها با بودجه و توان موجود به کار می‌رود.

مثال روزمره

Du wählst einen Urlaub, den du bezahlen kannst, statt dich für eine Luxusreise zu verschulden.

سفری متناسب با بودجه‌ات انتخاب می‌کنی و برای سفرِ لوکس زیر بار بدهی نمی‌روی.

معنی و مثال را بخوانید
بالش آسوده و حساب پاک

شماره 059

ضرب‌المثل آلمانی

Ein gutes Gewissen ist ein sanftes Ruhekissen

معادل فارسی

آن را که حساب پاک است، از محاسبه چه باک است

معنی

کسی که درست و صادقانه عمل کرده، دلیلی برای ترس از بررسی ندارد.

چه وقت می‌گوییم؟

وقتی کسی درست و صادقانه عمل کرده اما نگران بررسی است. برای دلگرمی دادن و یادآوری بی‌دلیل بودن این نگرانی به کار می‌رود.

مثال روزمره

Du hast alle Ausgaben sauber dokumentiert und gehst ruhig in die Abrechnung.

همهٔ هزینه‌ها را درست ثبت کرده‌ای و با خیال راحت حساب‌ها را بررسی می‌کنی.

معنی و مثال را بخوانید
آتش در چوب خشک و تر

شماره 060

ضرب‌المثل آلمانی

Wenn es brennt, trifft es Schuldige wie Unschuldige

معادل فارسی

آتش که گرفت، خشک و تر می‌سوزد

معنی

یک بحران بزرگ ممکن است هم مقصران و هم بی‌گناهان را گرفتار کند.

چه وقت می‌گوییم؟

وقتی پیامد یک بحران یا درگیری به افراد بی‌تقصیر هم می‌رسد. برای گلایه از آسیب دیدن همگانی به کار می‌رود.

مثال روزمره

Wegen eines Streits wird der gemeinsame Ausflug abgesagt, auch für die Unbeteiligten.

به‌خاطر یک دعوا سفر گروهی برای همه، حتی افراد بی‌تقصیر، لغو می‌شود.

معنی و مثال را بخوانید
زنی کنار کاسهٔ آش دست‌نخورده به ناحق سرزنش می‌شود

شماره 061

ضرب‌المثل آلمانی

Unschuldig in Verdacht geraten

معادل فارسی

آش نخورده و دهن سوخته

معنی

کسی بدون انجام دادنِ کاری، گرفتارِ سرزنش یا پیامدهای آن می‌شود.

چه وقت می‌گوییم؟

وقتی کسی را بابت کاری سرزنش می‌کنند که در آن نقشی نداشته است. برای توصیف اتهام یا گرفتاری ناعادلانه به کار می‌رود.

مثال روزمره

Du wirst für das kaputte Fenster beschuldigt, obwohl du gar nicht im Raum warst.

تو را مقصرِ شکستن پنجره می‌دانند، در حالی که اصلاً در اتاق نبوده‌ای.

معنی و مثال را بخوانید
بزغاله در انتظار خربزه بهاری

شماره 062

ضرب‌المثل آلمانی

Auf den Sankt-Nimmerleins-Tag vertrösten

معادل فارسی

بزک نمیر، بهار می‌آد، خربزه با خیار می‌آد

معنی

وعده‌ای داده می‌شود که آن‌قدر دیر یا نامعلوم است که اکنون کمکی نمی‌کند.

چه وقت می‌گوییم؟

وقتی کمک یا کاری وعده‌داده‌شده مدام به آینده موکول می‌شود. برای ابراز تردید کنایه‌آمیز دربارهٔ فایدهٔ این وعده به کار می‌رود.

مثال روزمره

Seit Monaten wird dir die Reparatur für nächste Woche versprochen. Nichts passiert.

ماه‌هاست قول می‌دهند هفتهٔ بعد تعمیر کنند، اما هیچ اتفاقی نمی‌افتد.

معنی و مثال را بخوانید
چتر پیش از باران

شماره 063

ضرب‌المثل آلمانی

Vorbeugen ist besser als heilen

معادل فارسی

پیشگیری بهتر از درمان است

معنی

جلوگیری از مشکل، بهتر از برطرف کردن پیامدهای آن است.

چه وقت می‌گوییم؟

وقتی احتیاطی کوچک می‌تواند جلوی دردسری بزرگ را بگیرد. برای توضیح ارزش آماده‌سازی و پیشگیری به‌موقع به کار می‌رود.

مثال روزمره

Du sicherst deine Dateien regelmäßig, bevor ein kaputter Computer sie gefährden kann.

مرتب از فایل‌هایت نسخهٔ پشتیبان می‌گیری تا خرابی رایانه آن‌ها را از بین نبرد.

معنی و مثال را بخوانید
شناخت آدم از گفتارش

شماره 064

ضرب‌المثل آلمانی

An der Sprache erkennt man den Menschen

معادل فارسی

تا مرد سخن نگفته باشد، عیب و هنرش نهفته باشد

معنی

با سخن گفتن، بخشی از دانش و شخصیتِ فرد آشکار می‌شود.

چه وقت می‌گوییم؟

وقتی گفت‌وگو دانش و نگرش فرد را روشن می‌کند. برای یادآوری اینکه نباید فقط از روی ظاهر قضاوت کرد به کار می‌رود.

مثال روزمره

Im Gespräch zeigt sich, wie gut die Bewerberin das Thema wirklich verstanden hat.

در گفت‌وگو معلوم می‌شود داوطلب واقعاً موضوع را چقدر خوب فهمیده است.

معنی و مثال را بخوانید
سگ پارس‌کن و چوب بلند

شماره 065

ضرب‌المثل آلمانی

Getroffene Hunde bellen

معادل فارسی

چوب را که برداری، گربهٔ دزده فرار می‌کند

معنی

گاهی واکنشِ عجولانه، احساسِ تقصیرِ فرد را نشان می‌دهد؛ اما به‌تنهایی مدرک نیست.

چه وقت می‌گوییم؟

وقتی کسی به اشاره‌ای کلی واکنشی شدید و دفاعی نشان می‌دهد. این گفته احساس تقصیر را حدس می‌زند، اما گناهکار بودن کسی را ثابت نمی‌کند.

مثال روزمره

Du erwähnst die verschwundenen Kekse. Dein Bruder beginnt sofort, sich ungefragt zu rechtfertigen.

از شیرینی‌های گم‌شده حرف می‌زنی و برادرت بی‌آنکه از او پرسیده باشی، فوری شروع به توجیه می‌کند.

معنی و مثال را بخوانید
دود از کنده قدیمی

شماره 066

ضرب‌المثل آلمانی

In den Alten steckt noch Kraft

معادل فارسی

دود از کنده بلند می‌شود

معنی

نباید توان و تجربهٔ افرادِ مسن‌تر را دست‌کم گرفت.

چه وقت می‌گوییم؟

وقتی فردی مسن با مهارت، تجربه یا انرژی خود دیگران را شگفت‌زده می‌کند. برای تحسین او و رد دست‌کم گرفتن بر اساس سن به کار می‌رود.

مثال روزمره

Dein Großvater löst das handwerkliche Problem schneller als alle anderen.

پدربزرگت مشکل فنی را زودتر از همه حل می‌کند.

معنی و مثال را بخوانید
نان آماده پس از انتظار

شماره 067

ضرب‌المثل آلمانی

Was lange währt, wird endlich gut

معادل فارسی

دیر و زود دارد، سوخت و سوز ندارد

معنی

ممکن است کاری دیر انجام شود، اما گوینده به انجام شدنِ آن اطمینان دارد.

چه وقت می‌گوییم؟

وقتی انجام کاری دیر شده اما هنوز به انجام شدن آن اطمینان داریم. برای درخواست صبر و بیان امیدواری به کار می‌رود.

مثال روزمره

Die bestellten Bücher verspäten sich, doch die Buchhandlung bestätigt die sichere Lieferung.

کتاب‌های سفارش‌داده‌شده دیر می‌رسند، اما کتاب‌فروشی تأیید می‌کند که حتماً تحویل داده می‌شوند.

معنی و مثال را بخوانید
نگاه به تصویر سال‌های گذشته

شماره 068

ضرب‌المثل آلمانی

Früher war alles besser

معادل فارسی

سال به سال، دریغ از پارسال

معنی

گوینده از بدتر شدنِ شرایط شکایت می‌کند و گذشته را بهتر می‌بیند.

چه وقت می‌گوییم؟

وقتی کسی شرایط امروز را با گذشته‌ای بهتر مقایسه می‌کند. بیانگر نارضایتی یا حسرت است، نه لزوماً ارزیابی بی‌طرفانهٔ گذشته.

مثال روزمره

Der Bus fährt immer seltener. Ein Fahrgast sehnt sich nach dem Fahrplan des Vorjahres.

اتوبوس هر سال کمتر می‌آید و مسافری حسرتِ برنامهٔ سال قبل را می‌خورد.

معنی و مثال را بخوانید
سگ خوابیده کنار در

شماره 069

ضرب‌المثل آلمانی

Schlafende Hunde soll man nicht wecken

معادل فارسی

سری که درد نمی‌کند، دستمال نمی‌بندند

معنی

نباید بی‌دلیل برای خود دردسر تازه درست کرد.

چه وقت می‌گوییم؟

وقتی دخالت بی‌دلیل ممکن است اختلاف خاموشی را دوباره زنده کند. برای توصیه به ایجاد نکردن دردسر تازه به کار می‌رود.

مثال روزمره

Eine Abmachung funktioniert gut. Du änderst sie nicht ohne Anlass kurz vor dem Termin.

توافق خوب پیش می‌رود و تو بی‌دلیل درست پیش از موعد آن را عوض نمی‌کنی.

معنی و مثال را بخوانید
دیدن منظره با چشم

شماره 070

ضرب‌المثل آلمانی

Sehen heißt glauben

معادل فارسی

شنیدن کی بود مانند دیدن

معنی

دیدن و تجربهٔ مستقیم با شنیدنِ تعریفِ دیگران یکسان نیست.

چه وقت می‌گوییم؟

وقتی تعریف دیگران جای تجربهٔ مستقیم را نمی‌گیرد. برای تشویق به دیدن و بررسی شخصی به کار می‌رود.

مثال روزمره

Erst beim Besuch erkennst du, wie groß die Halle tatsächlich ist.

تازه هنگام بازدید می‌فهمی سالن واقعاً چقدر بزرگ است.

معنی و مثال را بخوانید
ریشه تلخ صبر و میوه شیرین

شماره 071

ضرب‌المثل آلمانی

Geduld ist bitter, aber ihre Frucht ist süß

معادل فارسی

صبر تلخ است، ولیکن برِ شیرین دارد

معنی

صبر کردن سخت است، اما می‌تواند نتیجه‌ای خوشایند داشته باشد.

چه وقت می‌گوییم؟

وقتی انتظار یا تمرین طولانی دشوار شده است. برای دلگرمی دادن دربارهٔ نتیجهٔ احتمالی صبر و پشتکار به کار می‌رود.

مثال روزمره

Monatelang pflegst du die Pflanze. Schließlich trägt sie ihre ersten Früchte.

ماه‌ها از گیاه مراقبت می‌کنی و سرانجام اولین میوه‌هایش را می‌دهد.

معنی و مثال را بخوانید
جوجه به مرغ درس می‌دهد

شماره 072

ضرب‌المثل آلمانی

Das Küken will klüger sein als die Henne

معادل فارسی

غوره نشده، مویز شده

معنی

کسی پیش از کسب تجربه، خود را بسیار دانا و باتجربه می‌داند؛ تعبیر انتقادی است.

چه وقت می‌گوییم؟

وقتی فردی تازه‌کار با اعتمادبه‌نفس زیاد به دیگران درس می‌دهد. برای انتقاد از خودبزرگ‌بینی زودهنگام به کار می‌رود و ممکن است رنجاننده باشد.

مثال روزمره

Nach der ersten Fahrstunde erklärt jemand schon allen anderen, wie man richtig fährt.

کسی بعد از اولین جلسهٔ رانندگی به همه توضیح می‌دهد که چطور باید درست رانندگی کنند.

معنی و مثال را بخوانید
پزشک و آینه خودش

شماره 073

ضرب‌المثل آلمانی

Arzt, heile dich selbst

معادل فارسی

کل اگر طبیب بودی، سر خود دوا نمودی

معنی

به کسی کنایه می‌زند که برای دیگران راه‌حل دارد، اما مشکلِ مشابهِ خودش را حل نکرده است.

چه وقت می‌گوییم؟

وقتی کسی توصیه‌ای می‌کند که خودش به آن عمل نمی‌کند. برای پاسخ کنایه‌آمیز به تناقض میان حرف و رفتار به کار می‌رود.

مثال روزمره

Ein ständig unpünktlicher Bekannter hält dir einen langen Vortrag über Zeitplanung.

آشنایی که همیشه دیر می‌رسد برایت سخنرانی مفصلی دربارهٔ مدیریت زمان می‌کند.

معنی و مثال را بخوانید
دیدار دو انسان میان کوه‌ها

شماره 074

ضرب‌المثل آلمانی

Man sieht sich immer zweimal im Leben

معادل فارسی

کوه به کوه نمی‌رسد، آدم به آدم می‌رسد

معنی

آدم‌ها ممکن است دوباره یکدیگر را ببینند؛ بهتر است رابطه‌ها را با احترام حفظ کنند.

چه وقت می‌گوییم؟

وقتی افراد از هم جدا می‌شوند یا می‌خواهیم اختلافی محترمانه پایان یابد. احتمال دیدار دوباره را یادآوری می‌کند؛ با لحن تهدیدآمیز معنایی خصمانه پیدا می‌کند.

مثال روزمره

Du verabschiedest dich fair vom alten Team. Später arbeitet eine frühere Kollegin wieder mit dir.

از گروه قبلی با احترام جدا می‌شوی و بعداً دوباره با یکی از همان همکاران کار می‌کنی.

معنی و مثال را بخوانید
پذیرایی از مهمان با چای و نان

شماره 075

ضرب‌المثل آلمانی

Gäste sind ein Segen

معادل فارسی

مهمان حبیب خداست

معنی

مهمان عزیز و شایستهٔ احترام و پذیرایی است.

چه وقت می‌گوییم؟

وقتی از مهمان، حتی مهمان سرزده، استقبال می‌کنیم. برای بیان مهمان‌نوازی و خوشحالی از حضور او به کار می‌رود.

مثال روزمره

Freunde kommen unerwartet vorbei und du begrüßt sie herzlich mit Tee.

دوستانت بی‌خبر می‌آیند و تو با خوش‌رویی و چای از آن‌ها استقبال می‌کنی.

معنی و مثال را بخوانید
سیخ کباب با فاصله مناسب از آتش

شماره 076

ضرب‌المثل آلمانی

Einen goldenen Mittelweg finden

معادل فارسی

نه سیخ بسوزد، نه کباب

معنی

راه‌حلی پیدا شود که تا حد ممکن به هیچ‌یک از دو طرف آسیب نزند.

چه وقت می‌گوییم؟

وقتی دو طرف خواسته‌های متفاوت دارند و دنبال راه‌حل مشترک‌اند. برای پیشنهاد سازشی که تا حد ممکن به هیچ‌کدام آسیب نزند به کار می‌رود.

مثال روزمره

Ihr wählt eine Uhrzeit, zu der beide Familien am Treffen teilnehmen können.

ساعتی انتخاب می‌کنید که هر دو خانواده بتوانند در دیدار شرکت کنند.

معنی و مثال را بخوانید
زمان و جای مناسب سخن

شماره 077

ضرب‌المثل آلمانی

Alles zu seiner Zeit und an seinem Ort

معادل فارسی

هر سخن جایی و هر نکته مکانی دارد

معنی

حتی حرف درست هم باید در زمان و جای مناسب گفته شود.

چه وقت می‌گوییم؟

وقتی حرفی درست است اما زمان یا جای بیان آن مناسب نیست. برای توصیه به انتخاب موقعیت مناسب گفت‌وگو به کار می‌رود.

مثال روزمره

Du besprichst eine Kritik unter vier Augen und nicht mitten in einer Feier.

انتقادت را در گفت‌وگوی خصوصی مطرح می‌کنی، نه وسط یک جشن.

معنی و مثال را بخوانید
یک بام با آفتاب و باران

شماره 078

ضرب‌المثل آلمانی

Mit zweierlei Maß messen

معادل فارسی

یک بام و دو هوا

معنی

در شرایط مشابه با دو نفر یا دو گروه، متفاوت و ناعادلانه برخورد می‌شود.

چه وقت می‌گوییم؟

وقتی در موقعیت‌های مشابه قوانین متفاوتی اجرا می‌شود. برای انتقاد از تبعیض یا قضاوت دوگانه به کار می‌رود.

مثال روزمره

Ein Kollege darf später kommen, ein anderer wird für dieselbe Verspätung gerügt.

به یک همکار اجازهٔ دیر آمدن می‌دهند، اما دیگری را برای همان تأخیر سرزنش می‌کنند.

معنی و مثال را بخوانید
آدم گرسنه و نان ساده

شماره 079

ضرب‌المثل آلمانی

Hunger ist der beste Koch

معادل فارسی

آدم گرسنه سنگ را هم می‌خورد

معنی

وقتی خیلی گرسنه‌ایم، حتی غذای ساده هم خوشمزه به نظر می‌رسد.

چه وقت می‌گوییم؟

وقتی پس از تلاش زیاد یا مدتی غذا نخوردن، خوراکی ساده هم بسیار خوشمزه است. معمولاً با لحنی شوخ و خوشحال گفته می‌شود.

مثال روزمره

Nach einer langen Wanderung schmeckt dir das einfache Brot besonders gut.

بعد از پیاده‌روی طولانی، نان ساده هم برایت خیلی خوشمزه است.

معنی و مثال را بخوانید
آب راکد و جوی روان

شماره 080

ضرب‌المثل آلمانی

Wer rastet, der rostet

معادل فارسی

آب که یک جا بماند، می‌گندد

معنی

برای حفظ توانایی و پویایی باید فعال ماند و آموخت.

چه وقت می‌گوییم؟

وقتی ممکن است مهارتی به‌دلیل تمرین نکردن ضعیف شود. برای تشویق به حفظ فعالیت ذهنی یا بدنی به کار می‌رود.

مثال روزمره

Du sprichst regelmäßig Deutsch, damit du deine Sprachkenntnisse behältst.

مرتب آلمانی حرف می‌زنی تا دانسته‌های زبانت را حفظ کنی.

معنی و مثال را بخوانید
آفتاب پس از باران

شماره 081

ضرب‌المثل آلمانی

Nach Regen folgt Sonnenschein

معادل فارسی

پایان شب سیه سپید است

معنی

دورانِ سخت هم می‌گذرد و امید به بهتر شدن وجود دارد.

چه وقت می‌گوییم؟

وقتی کسی دوره‌ای سخت می‌گذراند و به امید نیاز دارد. برای دلگرمی به بهتر شدن شرایط است، نه وعدهٔ زمانی مشخص.

مثال روزمره

Nach einer schwierigen Prüfungsphase hast du wieder Zeit für Freunde und Erholung.

بعد از دورهٔ سخت امتحان‌ها دوباره برای دوستان و استراحت وقت پیدا می‌کنی.

معنی و مثال را بخوانید
ساختن دیوار با عمل

شماره 082

ضرب‌المثل آلمانی

Taten sagen mehr als Worte

معادل فارسی

به عمل کار برآید، به سخندانی نیست

معنی

نتیجه با عمل به دست می‌آید، نه فقط با خوب حرف زدن.

چه وقت می‌گوییم؟

وقتی حرف و وعده زیاد است اما کار کمی انجام می‌شود. برای درخواست اقدام عملی به‌جای وعده‌های بیشتر به کار می‌رود.

مثال روزمره

Statt lange über Ordnung zu reden, beginnst du damit, die Küche aufzuräumen.

به‌جای حرف زدنِ طولانی دربارهٔ نظم، شروع به مرتب کردن آشپزخانه می‌کنی.

معنی و مثال را بخوانید
سه میوه طلایی در کاسه

شماره 083

ضرب‌المثل آلمانی

Aller guten Dinge sind drei

معادل فارسی

تا سه نشود، بازی نشود

معنی

این گفته اغلب شوخی‌آمیز است و بر بارِ سوم یا سه‌تایی بودن تأکید دارد.

چه وقت می‌گوییم؟

وقتی نوبت تلاش سوم است یا کاری بار سوم موفق می‌شود. معمولاً تشویقی شوخ‌طبعانه است، نه پیش‌بینی جدی.

مثال روزمره

Zweimal klappt der Kuchen nicht. Beim dritten Versuch gelingt er endlich.

کیک دو بار خراب می‌شود و در تلاش سوم بالاخره خوب درمی‌آید.

معنی و مثال را بخوانید
خروس بی‌محل در شب

شماره 084

ضرب‌المثل آلمانی

Alles zu seiner Zeit

معادل فارسی

خروس بی‌محل

معنی

به کسی گفته می‌شود که در وقت نامناسب حرف می‌زند یا کاری می‌کند.

چه وقت می‌گوییم؟

وقتی کسی با حرف یا کاری بی‌موقع مزاحم می‌شود. تعبیر فارسی طعنه‌آمیز است و ممکن است بی‌ادبانه به نظر برسد.

مثال روزمره

Mitten in einer stillen Besprechung macht jemand plötzlich einen unpassenden Witz.

وسط یک جلسهٔ ساکت، کسی ناگهان شوخیِ نامناسبی می‌کند.

معنی و مثال را بخوانید
درخت پربار با شاخه افتاده

شماره 085

ضرب‌المثل آلمانی

Wahre Größe ist bescheiden

معادل فارسی

درخت هرچه پربارتر، افتاده‌تر

معنی

آدمِ دانا و توانمند معمولاً فروتن است و نیاز به خودنمایی ندارد.

چه وقت می‌گوییم؟

وقتی کسی با وجود تجربه یا موفقیت زیاد فروتن می‌ماند. برای تحسین این رفتار و مقایسهٔ آن با خودنمایی به کار می‌رود.

مثال روزمره

Die erfahrenste Musikerin hört den Anfängern geduldig zu und stellt sich nicht über sie.

باتجربه‌ترین نوازنده با حوصله به تازه‌کارها گوش می‌دهد و خودش را برتر از آن‌ها نمی‌داند.

معنی و مثال را بخوانید
نان در دست بخشنده و روی برگرداندن

شماره 086

ضرب‌المثل آلمانی

Undank ist der Welt Lohn

معادل فارسی

دست که نمک ندارد

معنی

گوینده از قدرنشناسی در برابر کمک و محبتش گله می‌کند.

چه وقت می‌گوییم؟

وقتی کمک کسی قدردانی نمی‌شود یا حتی با انتقاد پاسخ می‌گیرد. برای بیان دلخوری از قدرنشناسی به کار می‌رود.

مثال روزمره

Du hilfst beim Umzug, doch hinterher bedankt sich niemand und man kritisiert nur Kleinigkeiten.

در اسباب‌کشی کمک می‌کنی، اما بعد کسی تشکر نمی‌کند و فقط از چیزهای کوچک ایراد می‌گیرند.

معنی و مثال را بخوانید
یک کردار در برابر سخنان بسیار

شماره 087

ضرب‌المثل آلمانی

Taten sagen mehr als Worte

معادل فارسی

دو صد گفته چون نیم کردار نیست

معنی

حتی حرف‌های بسیار به اندازهٔ یک عملِ واقعی ارزش ندارند.

چه وقت می‌گوییم؟

وقتی کمک عملی از وعده‌های فراوان مؤثرتر است. برای تحسین عمل واقعی یا درخواست آن به کار می‌رود.

مثال روزمره

Eine Freundin bringt dir Essen, während andere nur versprechen, irgendwann zu helfen.

دوستی برایت غذا می‌آورد، در حالی که دیگران فقط قول می‌دهند روزی کمک کنند.

معنی و مثال را بخوانید
چهره و دل در آینه

شماره 088

ضرب‌المثل آلمانی

Das Gesicht ist der Spiegel der Seele

معادل فارسی

رنگ رخساره خبر می‌دهد از سر ضمیر

معنی

احساساتِ درونی گاهی در چهره دیده می‌شوند.

چه وقت می‌گوییم؟

وقتی چهره شادی، نگرانی یا خجالتی را نشان می‌دهد که فرد به زبان نمی‌آورد. بیانگر برداشت ماست، نه مدرک قطعی دربارهٔ احساس او.

مثال روزمره

Du sagst, die Überraschung sei dir egal, doch dein Lächeln verrät deine Freude.

می‌گویی غافلگیری برایت مهم نیست، اما لبخندت خوشحالی‌ات را نشان می‌دهد.

معنی و مثال را بخوانید
سخن خوش و مار بیرون از سوراخ

شماره 089

ضرب‌المثل آلمانی

Mit Freundlichkeit kommt man weiter

معادل فارسی

زبان خوش، مار را از سوراخ بیرون می‌آورد

معنی

گفتارِ دوستانه می‌تواند افراد را همراه کند و مشکلات را آسان‌تر سازد.

چه وقت می‌گوییم؟

وقتی درخواست دوستانه بهتر از فشار یا تندی نتیجه می‌دهد. برای توصیه به لحن مؤدبانه و محترمانه به کار می‌رود.

مثال روزمره

Mit einer höflichen Bitte findest du am Schalter schneller gemeinsam eine Lösung.

با یک درخواستِ مؤدبانه پشت باجه راحت‌تر به راه‌حل مشترک می‌رسید.

معنی و مثال را بخوانید
کاسه داغ‌تر از آش

شماره 090

ضرب‌المثل آلمانی

Päpstlicher sein als der Papst

معادل فارسی

کاسهٔ داغ‌تر از آش

معنی

کسی بیشتر از شخصِ اصلی در موضوعی تعصب و هیجان نشان می‌دهد.

چه وقت می‌گوییم؟

وقتی کسی بیش از فرد اصلی دربارهٔ موضوعی سخت‌گیری یا هیجان نشان می‌دهد. برای انتقاد از تعصب یا دخالت بیش از حد به کار می‌رود.

مثال روزمره

Die Gastgeberin findet eine kleine Verspätung in Ordnung, aber ein Gast regt sich stark darüber auf.

میزبان با کمی تأخیر مشکلی ندارد، اما یکی از مهمان‌ها خیلی ناراحت می‌شود.

معنی و مثال را بخوانید
خود را به خواب زدن

شماره 091

ضرب‌المثل آلمانی

Wer nicht verstehen will, dem ist nicht zu helfen

معادل فارسی

کسی که خواب است را می‌شود بیدار کرد، اما کسی که خودش را به خواب زده نه

معنی

به ناآگاه می‌توان توضیح داد، اما کسی که عمداً نمی‌پذیرد به‌آسانی قانع نمی‌شود.

چه وقت می‌گوییم؟

وقتی کسی آگاهانه اطلاعات روشن را نمی‌پذیرد. برای توصیف بی‌اثر بودن توضیح بیشتر است؛ نباید نفهمیدن واقعی را عمدی فرض کرد.

مثال روزمره

Du zeigst die klare Terminbestätigung, doch jemand besteht darauf, sie nicht anzuerkennen.

تأییدیهٔ روشنِ زمان جلسه را نشان می‌دهی، اما کسی عمداً آن را نمی‌پذیرد.

معنی و مثال را بخوانید
مشت گندم و کیسه بزرگ

شماره 092

ضرب‌المثل آلمانی

An der Probe erkennt man das Ganze

معادل فارسی

مشت نمونهٔ خروار است

معنی

یک نمونهٔ کوچک می‌تواند ویژگیِ مجموعهٔ بزرگ‌تر را نشان دهد.

چه وقت می‌گوییم؟

وقتی از بخشی کوچک برداشت اولیه‌ای دربارهٔ کل پیدا می‌کنیم. برای اشاره به نمونه است، نه تعمیم قطعی و همیشگی از یک مورد.

مثال روزمره

Du liest ein Kapitel, um einen ersten Eindruck vom Schreibstil des Buches zu bekommen.

یک فصل می‌خوانی تا برداشتِ اولیه‌ای از سبکِ کتاب پیدا کنی.

معنی و مثال را بخوانید
ماهی که از سر بو می‌دهد

شماره 093

ضرب‌المثل آلمانی

Der Fisch stinkt vom Kopf her

معادل فارسی

هرچه بگندد نمکش می‌زنند، وای به روزی که بگندد نمک

معنی

وقتی مسئولِ اصلاح یا نظارت خودش مشکل‌ساز شود، وضعیت دشوارتر می‌شود.

چه وقت می‌گوییم؟

وقتی مسئول اصلاح یا نظارت خودش قانون را زیر پا می‌گذارد. برای انتقاد از کوتاهی کسی است که باید مانع مشکل شود.

مثال روزمره

Ausgerechnet die Person, die für Ordnung zuständig ist, ignoriert die gemeinsamen Regeln.

کسی که مسئول نظم است خودش قوانین مشترک را نادیده می‌گیرد.

معنی و مثال را بخوانید
نه روشن و آسودگی

شماره 094

ضرب‌المثل آلمانی

Ein klares Nein erspart langen Ärger

معادل فارسی

یک نه بگو و نه ماه آسوده باش

معنی

یک نهِ روشن در آغاز، از دردسر و فشارِ طولانی جلوگیری می‌کند.

چه وقت می‌گوییم؟

وقتی کسی از روی رودربایستی می‌خواهد مسئولیتی نامناسب را بپذیرد. برای تشویق به نه گفتن روشن و به‌موقع به کار می‌رود.

مثال روزمره

Du sagst eine zusätzliche Aufgabe früh ab, weil deine Zeit schon verplant ist.

چون وقتت از قبل پر است، همان اول کارِ اضافی را قبول نمی‌کنی.

معنی و مثال را بخوانید
شاگرد در برابر استاد

شماره 095

ضرب‌المثل آلمانی

Den Meister will der Lehrling belehren

معادل فارسی

جلوی استاد معلق‌بازی

معنی

کسی پیشِ فردِ باتجربه در همان زمینه خودنمایی می‌کند یا به او درس می‌دهد.

چه وقت می‌گوییم؟

وقتی کسی بی‌درخواست می‌خواهد کار فردی باتجربه را به خودش یاد بدهد. برای انتقاد از خودنمایی است و ممکن است طعنه‌آمیز باشد.

مثال روزمره

Ein Anfänger erklärt der Schneiderin ungefragt, wie sie ihre eigene Maschine bedienen soll.

تازه‌کاری بی‌آنکه از او بخواهند به خیاط توضیح می‌دهد چطور با چرخ خودش کار کند.

معنی و مثال را بخوانید
گفتن حلوا جای خوردن را نمی‌گیرد

شماره 096

ضرب‌المثل آلمانی

Von Worten allein wird niemand satt

معادل فارسی

با حلوا حلوا گفتن، دهان شیرین نمی‌شود

معنی

فقط گفتن و آرزو کردن، جای عمل را نمی‌گیرد.

چه وقت می‌گوییم؟

وقتی خواسته‌ها و برنامه‌ها مرتب مطرح می‌شوند اما عملی نمی‌شوند. برای تشویق به شروع واقعی کار به کار می‌رود.

مثال روزمره

Du redest seit Wochen vom Sprachenlernen. Jetzt meldest du dich endlich zu einem Kurs an.

هفته‌ها دربارهٔ یادگیری زبان حرف زده‌ای و حالا بالاخره در کلاس ثبت‌نام می‌کنی.

معنی و مثال را بخوانید
انتخاب میان دو راه

شماره 097

ضرب‌المثل آلمانی

Die Wahl liegt bei dem, der sich entscheiden muss

معادل فارسی

تا یار که را خواهد و میلش به که باشد

معنی

در نهایت انتخاب با کسی است که موضوعِ علاقه یا تصمیم است.

چه وقت می‌گوییم؟

وقتی چند نفر خواسته‌ای دارند اما تصمیم با شخص دیگری است. برای تأکید بر حق انتخاب خود آن فرد به کار می‌رود.

مثال روزمره

Zwei Vereine möchten dieselbe Spielerin aufnehmen. Sie entscheidet selbst, wo sie spielen will.

دو باشگاه یک بازیکن را می‌خواهند، اما خودِ او تصمیم می‌گیرد کجا بازی کند.

معنی و مثال را بخوانید
کفاش و کار خودش

شماره 098

ضرب‌المثل آلمانی

Schuster, bleib bei deinem Leisten

معادل فارسی

هر که را بهر کاری ساختند

معنی

افراد توانایی‌های متفاوتی دارند و بهتر است کارها متناسب با آن‌ها تقسیم شوند.

چه وقت می‌گوییم؟

وقتی باید کارها متناسب با تجربه و توانایی افراد تقسیم شود. توصیه‌ای به تقسیم کار مناسب است، نه ثابت و تغییرناپذیر دانستن نقش‌ها.

مثال روزمره

Im Team übernimmt eine Person die Gestaltung und eine andere die Berechnung.

در گروه یک نفر طراحی را انجام می‌دهد و نفر دیگر محاسبه را.

معنی و مثال را بخوانید
پایان راه و در گشوده

شماره 099

ضرب‌المثل آلمانی

Alles hat ein Ende

معادل فارسی

هر آمدنی، رفتنی دارد

معنی

هیچ وضعیت یا دیداری همیشگی نیست و هر آغازی پایانی دارد.

چه وقت می‌گوییم؟

وقتی دیدار، دوره‌ای خوش یا مرحله‌ای از زندگی پایان می‌یابد. برای پذیرفتن خداحافظی و یادآوری طبیعی بودن تغییر به کار می‌رود.

مثال روزمره

Nach einer schönen Ferienwoche kommt der Tag der Heimreise.

بعد از یک هفته تعطیلاتِ خوب، روزِ برگشت به خانه می‌رسد.

معنی و مثال را بخوانید
دو خروس بر یک توده

شماره 100

ضرب‌المثل آلمانی

Zwei Hähne vertragen sich nicht auf einem Mist

معادل فارسی

دو پادشاه در یک اقلیم نگنجند

معنی

دو نفر که هر دو اختیارِ کامل می‌خواهند، در یک حوزه ممکن است با هم درگیر شوند.

چه وقت می‌گوییم؟

وقتی دو نفر در یک حوزه هر دو اختیار کامل می‌خواهند. برای توصیف کشمکش قدرت و ضرورت روشن کردن مسئولیت‌ها به کار می‌رود.

مثال روزمره

Zwei Teamleiter geben gegensätzliche Anweisungen. Ihr müsst die Zuständigkeiten klären.

دو سرپرست دستورهای مخالف می‌دهند و باید مسئولیت‌ها را روشن کنید.

معنی و مثال را بخوانید
آب گل‌آلود از سرچشمه

شماره 101

ضرب‌المثل آلمانی

Der Fisch stinkt vom Kopf her

معادل فارسی

آب از سرچشمه گل‌آلود است

معنی

ریشهٔ مشکل در آغاز یا در مدیریتِ کار است.

چه وقت می‌گوییم؟

وقتی مشکلات تکراری از دستورهای متناقض یا مدیریت نادرست سرچشمه می‌گیرد. برای توجه دادن به ریشهٔ مشکل به‌جای سرزنش مجریان به کار می‌رود.

مثال روزمره

Das Team bekommt ständig widersprüchliche Ziele von der Leitung und kann deshalb nicht planvoll arbeiten.

مدیریت مدام هدف‌های متناقض می‌دهد و گروه به همین دلیل نمی‌تواند منظم کار کند.

معنی و مثال را بخوانید
آب از سوراخ‌های آبکش می‌ریزد

شماره 102

ضرب‌المثل آلمانی

Wasser in einem Sieb tragen

معادل فارسی

آب در هاون کوبیدن

معنی

تلاش برای کاری است که نتیجهٔ مفیدی ندارد.

چه وقت می‌گوییم؟

وقتی تلاش زیادی می‌شود اما کار پیش نمی‌رود. برای پرسیدن از فایدهٔ این روش و پیشنهاد راهی دیگر به کار می‌رود.

مثال روزمره

Du sortierst dieselben Unterlagen täglich neu, ohne die eigentliche Aufgabe zu erledigen.

هر روز همان مدارک را دوباره مرتب می‌کنی، بدون اینکه کار اصلی انجام شود.

معنی و مثال را بخوانید
آب پنهان زیر کاه

شماره 103

ضرب‌المثل آلمانی

Stille Wasser sind tief

معادل فارسی

آب زیر کاه است

معنی

به کسی گفته می‌شود که پشتِ ظاهرِ آرام، نیتِ پنهان دارد؛ برخلاف آلمانی، اغلب بارِ منفی دارد.

چه وقت می‌گوییم؟

وقتی فردی آرام بیش از آنچه دیده می‌شود در درون دارد. تعبیر فارسی معمولاً اتهام پنهان‌کاری و فریب است؛ عبارت آلمانی می‌تواند به عمق شخصیت با معنایی مثبت هم اشاره کند.

مثال روزمره

Jemand wirkt unbeteiligt, lenkt aber heimlich die Entscheidung zu seinem eigenen Vorteil.

کسی بی‌طرف به نظر می‌رسد، اما پنهانی تصمیم را به نفع خودش هدایت می‌کند.

معنی و مثال را بخوانید
دو الاغ با گوش‌های بلند

شماره 104

ضرب‌المثل آلمانی

Ein Esel schimpft den anderen Langohr

معادل فارسی

آبکش به کفگیر می‌گوید سه سوراخ داری

معنی

کسی عیبِ دیگری را بزرگ می‌کند، در حالی که خودش همان عیب را بیشتر دارد.

چه وقت می‌گوییم؟

وقتی کسی از عیب کوچک دیگری ایراد می‌گیرد، اما خودش همان عیب را بیشتر دارد. برای انتقاد از نادیده گرفتن خطاهای خود به کار می‌رود.

مثال روزمره

Du beschwerst dich über einen kleinen Fehler, obwohl dein eigener Text noch voller Fehler ist.

از یک اشتباه کوچک ایراد می‌گیری، در حالی که متنِ خودت پر از اشتباه است.

معنی و مثال را بخوانید
کودک از آتش فاصله می‌گیرد

شماره 105

ضرب‌المثل آلمانی

Gebranntes Kind scheut das Feuer

معادل فارسی

آزموده را آزمودن خطاست

معنی

تکرارِ یک تجربهٔ روشنِ ناموفق بدون تغییر، کارِ عاقلانه‌ای نیست.

چه وقت می‌گوییم؟

وقتی کسی می‌خواهد روش ناموفقی را بدون تغییر دوباره امتحان کند. برای یادآوری درس گرفتن از تجربه به کار می‌رود.

مثال روزمره

Ein unzuverlässiger Anbieter hat dich mehrfach enttäuscht. Du suchst diesmal einen anderen.

فروشنده‌ای بی‌اعتماد چند بار ناامیدت کرده و این بار سراغ دیگری می‌روی.

معنی و مثال را بخوانید
آفتاب دلیل آفتاب

شماره 106

ضرب‌المثل آلمانی

Die Wahrheit spricht für sich selbst

معادل فارسی

آفتاب آمد دلیل آفتاب

معنی

چیزی آن‌قدر آشکار است که برای اثباتش توضیحِ بیشتری لازم نیست.

چه وقت می‌گوییم؟

وقتی چیزی آشکار است و دلیل بیشتری لازم به نظر نمی‌رسد. برای اشاره به واقعیتی روشن و قابل‌مشاهده به کار می‌رود.

مثال روزمره

Der frisch gestrichene Zaun ist noch sichtbar nass. Ein weiterer Beweis ist nicht nötig.

رنگِ تازهٔ نرده به‌وضوح خیس است و برای نشان دادن آن دلیلِ دیگری لازم نیست.

معنی و مثال را بخوانید
دوری از چشم و دل

شماره 107

ضرب‌المثل آلمانی

Aus den Augen, aus dem Sinn

معادل فارسی

از دل برود هر آنکه از دیده برفت

معنی

وقتی تماس و دیدار کم شود، ممکن است یاد و احساس هم کم‌رنگ شود.

چه وقت می‌گوییم؟

وقتی پس از دوری طولانی ارتباط و یاد یکدیگر کم‌رنگ می‌شود. برای توصیف این روند است، نه قانونی قطعی برای همهٔ رابطه‌ها.

مثال روزمره

Nach dem Umzug verlieren zwei Bekannte ohne weitere Treffen langsam den Kontakt.

بعد از اسباب‌کشی، دو آشنا که دیگر همدیگر را نمی‌بینند کم‌کم ارتباطشان کم می‌شود.

معنی و مثال را بخوانید
پژواک صدا در جنگل

شماره 108

ضرب‌المثل آلمانی

Wie man in den Wald hineinruft, so schallt es heraus

معادل فارسی

از هر دست بدهی، از همان دست می‌گیری

معنی

رفتار ما با دیگران می‌تواند در رفتارِ آن‌ها با ما بازتاب پیدا کند.

چه وقت می‌گوییم؟

وقتی برخورد دوستانه یا تند پاسخی مشابه ایجاد می‌کند. برای یادآوری اثر رفتار و لحن خودمان بر رابطه به کار می‌رود.

مثال روزمره

Du begrüßt die neuen Nachbarn freundlich und wirst ebenfalls herzlich aufgenommen.

به همسایه‌های تازه خوش‌آمد می‌گویی و آن‌ها هم با تو گرم برخورد می‌کنند.

معنی و مثال را بخوانید
اسب هدیه با روبان

شماره 109

ضرب‌المثل آلمانی

Einem geschenkten Gaul schaut man nicht ins Maul

معادل فارسی

اسب پیشکشی را دندان نمی‌شمارند

معنی

نباید در برابر هدیه، بی‌دلیل ایرادگیری و ارزش‌گذاریِ سخت کرد.

چه وقت می‌گوییم؟

وقتی کسی بی‌دلیل از هدیه ایراد می‌گیرد. برای یادآوری قدردانی است و به معنی نادیده گرفتن خطر واقعی یا اشکال ایمنی نیست.

مثال روزمره

Du bekommst ein gebrauchtes Fahrrad geschenkt und freust dich, statt über die Farbe zu klagen.

دوچرخه‌ای دست‌دوم هدیه می‌گیری و به‌جای ایراد گرفتن از رنگش، خوشحال می‌شوی.

معنی و مثال را بخوانید
بشقاب خالی و حلوای واقعی

شماره 110

ضرب‌المثل آلمانی

Vom Reden allein wird niemand satt

معادل فارسی

با حلوا حلوا گفتن دهان شیرین نمی‌شود

معنی

فقط گفتن و آرزو کردن، جای عمل را نمی‌گیرد.

چه وقت می‌گوییم؟

وقتی خواسته‌ها و برنامه‌ها مرتب مطرح می‌شوند اما عملی نمی‌شوند. برای تشویق به شروع واقعی کار به کار می‌رود.

مثال روزمره

Du redest seit Wochen vom Sprachenlernen. Jetzt meldest du dich endlich zu einem Kurs an.

هفته‌ها دربارهٔ یادگیری زبان حرف زده‌ای و حالا بالاخره در کلاس ثبت‌نام می‌کنی.

معنی و مثال را بخوانید
همنشینی با ماه و دیگ

شماره 111

ضرب‌المثل آلمانی

Sage mir, mit wem du umgehst, und ich sage dir, wer du bist

معادل فارسی

با ماه نشینی ماه شوی، با دیگ نشینی سیاه شوی

معنی

هم‌نشینان و محیط، در رفتار و شخصیتِ آدم اثر می‌گذارند.

چه وقت می‌گوییم؟

وقتی دوستان و محیط بر عادت‌های ما اثر می‌گذارند. برای توجه آگاهانه به این تأثیر به کار می‌رود.

مثال روزمره

In einer lernfreudigen Gruppe findest du selbst mehr Motivation zum Üben.

در گروهی که به یادگیری علاقه دارد، خودت هم برای تمرین انگیزهٔ بیشتری می‌گیری.

معنی و مثال را بخوانید
سخن به در برای شنیدن دیوار

شماره 112

ضرب‌المثل آلمانی

Den Sack schlägt man, den Esel meint man

معادل فارسی

به در می‌گوید تا دیوار بشنود

معنی

حرف به‌ظاهر خطاب به یک نفر است، اما مخاطبِ اصلی شخصِ دیگری است.

چه وقت می‌گوییم؟

وقتی حرف ظاهراً خطاب به یک نفر است اما منظور اصلی شخص دیگری است. برای توضیح این پیام غیرمستقیم به کار می‌رود.

مثال روزمره

Am Tisch lobt jemand laut die Pünktlichkeit, damit der verspätete Gast den Hinweis versteht.

سرِ میز کسی با صدای بلند از وقت‌شناسی تعریف می‌کند تا مهمانِ دیررس منظور را بفهمد.

معنی و مثال را بخوانید
درخواست بزرگ و پیشنهاد کوچک

شماره 113

ضرب‌المثل آلمانی

Wer viel fordert, bekommt eher das Wenige

معادل فارسی

به مرگ می‌گیرد تا به تب راضی شود

معنی

خواستِ بسیار سختی مطرح می‌شود تا طرف مقابل به خواستِ سبک‌تر راضی شود.

چه وقت می‌گوییم؟

وقتی خواسته‌ای بسیار سنگین مطرح می‌شود تا خواستهٔ بعدی آسان‌تر پذیرفته شود. برای توصیف انتقادی این روش مذاکره به کار می‌رود.

مثال روزمره

Jemand verlangt zunächst einen sehr hohen Preis, damit der spätere Preis günstig wirkt.

کسی اول قیمتِ خیلی بالایی می‌گوید تا قیمتِ بعدی مناسب به نظر برسد.

معنی و مثال را بخوانید
بررسی گذرگاه آب با چوب

شماره 114

ضرب‌المثل آلمانی

Erst denken, dann handeln

معادل فارسی

بی‌گدار به آب نزن

معنی

پیش از اقدام، شرایط و پیامدهای آن را بررسی کن.

چه وقت می‌گوییم؟

وقتی کسی می‌خواهد بدون بررسی پیامدها ناگهانی اقدام کند. برای توصیه به فکر کردن و سنجیدن شرایط پیش از عمل به کار می‌رود.

مثال روزمره

Du liest den Vertrag aufmerksam, bevor du unterschreibst.

پیش از امضا کردن، قرارداد را با دقت می‌خوانی.

معنی و مثال را بخوانید
آموختن با تجربه

شماره 115

ضرب‌المثل آلمانی

Probieren geht über studieren

معادل فارسی

تا نبینی، ندانی

معنی

برای شناختِ بهتر، تجربه و مشاهدهٔ مستقیم اهمیت دارد.

چه وقت می‌گوییم؟

وقتی خواندن و شنیدن برای فهمیدن کافی نیست. برای تشویق به تجربهٔ شخصی به کار می‌رود، تا جایی که بی‌خطر باشد.

مثال روزمره

Du probierst das Instrument selbst aus, statt nur darüber zu lesen.

به‌جای اینکه فقط دربارهٔ ساز بخوانی، خودت آن را امتحان می‌کنی.

معنی و مثال را بخوانید
از تخم‌مرغ تا شتر

شماره 116

ضرب‌المثل آلمانی

Wehret den Anfängen

معادل فارسی

تخم‌مرغ دزد، شتر دزد می‌شود

معنی

این گفته هشدار می‌دهد که رفتارِ نادرستِ کوچک ممکن است بزرگ‌تر شود؛ سرنوشتِ قطعیِ افراد نیست.

چه وقت می‌گوییم؟

وقتی می‌خواهیم دربارهٔ تخلفی کوچک به‌موقع صحبت کنیم. هشدار دربارهٔ عادت شدن رفتار است، نه پیش‌بینی قطعی آیندهٔ مجرمانه برای فرد.

مثال روزمره

Ein kleiner Regelverstoß wird früh angesprochen, bevor er zur Gewohnheit wird.

یک تخلفِ کوچک را زود مطرح می‌کنید، پیش از اینکه به عادت تبدیل شود.

معنی و مثال را بخوانید
تبر بر ریشه خود

شماره 117

ضرب‌المثل آلمانی

Sich ins eigene Fleisch schneiden

معادل فارسی

تیشه به ریشهٔ خود زدن

معنی

آدم با رفتارِ خودش به منفعت و پایهٔ زندگیِ خود آسیب می‌زند.

چه وقت می‌گوییم؟

وقتی فردی با رفتار خود به منافع یا رابطه‌هایش آسیب می‌زند. برای هشدار دربارهٔ پیامد زیان‌بار این کار برای خودش به کار می‌رود.

مثال روزمره

Du beleidigst einen hilfreichen Kollegen und zerstörst damit eine wichtige Zusammenarbeit.

به همکارِ کمک‌کننده‌ات توهین می‌کنی و همکاریِ مهمی را از بین می‌بری.

معنی و مثال را بخوانید
گفت‌وگوی روشن پیش از همکاری

شماره 118

ضرب‌المثل آلمانی

Klare Worte, gute Freunde

معادل فارسی

جنگ اول به از صلح آخر

معنی

روشن کردنِ شرط‌ها از ابتدا، بهتر از اختلاف و آشتی در پایان است.

چه وقت می‌گوییم؟

وقتی پیش از همکاری باید انتظارها، هزینه‌ها یا مسئولیت‌ها روشن شود. برای توصیه به گفت‌وگوی صریح، حتی اگر ابتدا دشوار باشد، به کار می‌رود.

مثال روزمره

Vor dem gemeinsamen Urlaub besprecht ihr offen, wie ihr die Kosten aufteilt.

پیش از سفر مشترک، روشن صحبت می‌کنید که هزینه‌ها را چطور تقسیم کنید.

معنی و مثال را بخوانید
دو کلاغ کنار آشیانه

شماره 119

ضرب‌المثل آلمانی

Eine Krähe hackt der anderen kein Auge aus

معادل فارسی

چاقو دستهٔ خودش را نمی‌بُرد

معنی

افرادِ یک گروه گاهی از هم حمایت می‌کنند، حتی اگر نقد وارد باشد.

چه وقت می‌گوییم؟

وقتی اعضای یک گروه با وجود انتقاد وارد از هم حمایت و خطاها را پنهان می‌کنند. برای بیان بدبینی به این حمایت متقابل به کار می‌رود.

مثال روزمره

Mitglieder eines Teams decken gegenseitig Fehler, statt sie offen anzusprechen.

اعضای یک گروه اشتباه‌های یکدیگر را پنهان می‌کنند، به‌جای اینکه آن‌ها را مطرح کنند.

معنی و مثال را بخوانید
آسیاب آرام و ترازوی عدالت

شماره 120

ضرب‌المثل آلمانی

Gottes Mühlen mahlen langsam, aber gerecht

معادل فارسی

چوب خدا صدا ندارد

معنی

در این تعبیرِ دینی، کارِ نادرست ممکن است بی‌هشدار به پیامدِ ناخوشایند برسد.

چه وقت می‌گوییم؟

وقتی کسی پیامد بد رفتار ناعادلانه را نوعی عدالت می‌بیند. عبارت فارسی بار دینی دارد و تضمینی قابل‌اثبات دربارهٔ مجازات نیست.

مثال روزمره

Ein ständiger Betrüger verliert schließlich das Vertrauen seiner Freunde.

کسی که مدام فریب می‌دهد، سرانجام اعتمادِ دوستانش را از دست می‌دهد.

معنی و مثال را بخوانید
سخن راست کودک در میان بزرگسالان

شماره 121

ضرب‌المثل آلمانی

Kindermund tut Wahrheit kund

معادل فارسی

حرف راست را از بچه بشنو

معنی

کودکان گاهی بی‌پرده حرفی را می‌گویند که بزرگ‌ترها پنهان می‌کنند.

چه وقت می‌گوییم؟

وقتی کودکی مشاهده‌ای ناخوشایند را بی‌پرده بیان می‌کند. برای اشاره به سادگی و صراحت اوست، نه درست دانستن همهٔ حرف‌های کودکان.

مثال روزمره

Alle loben höflich das versalzene Essen. Das Kind sagt direkt, dass es zu salzig ist.

همه از روی ادب غذا را تعریف می‌کنند، اما کودک مستقیم می‌گوید غذا شور است.

معنی و مثال را بخوانید
دو دوست و حساب روشن

شماره 122

ضرب‌المثل آلمانی

Bei Geld hört die Freundschaft auf

معادل فارسی

حساب حساب است، کاکا برادر

معنی

در رابطهٔ دوستانه و خانوادگی هم حساب‌وکتاب باید روشن باشد.

چه وقت می‌گوییم؟

وقتی دوستان یا بستگان پول قرض می‌دهند یا هزینه‌ای را تقسیم می‌کنند. برای درخواست حساب‌وکتاب روشن به منظور حفظ رابطه به کار می‌رود.

مثال روزمره

Du verleihst einem Freund Geld und ihr vereinbart klar, wann er es zurückgibt.

به دوستت پول قرض می‌دهی و روشن توافق می‌کنید چه زمانی آن را پس بدهد.

معنی و مثال را بخوانید
وفای به وعده

شماره 123

ضرب‌المثل آلمانی

Ein Mann, ein Wort

معادل فارسی

حرف مرد یکی است

معنی

در بیانِ سنتی بر پایبندی به قول تأکید دارد؛ قابل‌اعتماد بودن به جنسیت وابسته نیست.

چه وقت می‌گوییم؟

وقتی کسی قولش را تأیید می‌کند یا وفای به عهد را می‌ستاید. بیان سنتی مردانه است، اما قابل‌اعتماد بودن به جنسیت وابسته نیست.

مثال روزمره

Du hältst deine zugesagte Hilfe ein, obwohl inzwischen eine angenehmere Einladung gekommen ist.

با اینکه دعوتِ خوشایندتری رسیده، به قولت برای کمک کردن عمل می‌کنی.

معنی و مثال را بخوانید
کره‌الاغ و الاغ بی‌دم

شماره 124

ضرب‌المثل آلمانی

Das war schon immer so

معادل فارسی

خر ما از کرگی دم نداشت

معنی

گوینده می‌گوید مشکل یا ویژگی از ابتدا وجود داشته است؛ معمولاً با لحنِ طنز یا گلایه.

چه وقت می‌گوییم؟

وقتی عیبی که تازه به نظر می‌رسد از ابتدا وجود داشته است. معمولاً با شوخی یا گلایه‌ای همراه با تسلیم گفته می‌شود.

مثال روزمره

Die alte Tür klemmt schon seit dem Einzug. Das ist kein neuer Defekt.

درِ قدیمی از همان روزِ اسباب‌کشی گیر می‌کرده و این ایراد تازه نیست.

معنی و مثال را بخوانید
بستر آشفته به دست خود

شماره 125

ضرب‌المثل آلمانی

Wie man sich bettet, so liegt man

معادل فارسی

خودکرده را تدبیر نیست

معنی

کسی پیامدِ تصمیمِ نادرستِ خودش را می‌بیند؛ معمولاً لحنی سرزنش‌آمیز دارد.

چه وقت می‌گوییم؟

وقتی کسی پیامد قابل‌پیش‌بینی تصمیم خودش را تجربه می‌کند. لحن اغلب سرزنش‌آمیز است و برای دلداری دادن چندان مناسب نیست.

مثال روزمره

Du gehst trotz der knappen Zeit zu spät los und verpasst den Zug.

با اینکه وقت کم است، دیر راه می‌افتی و قطار را از دست می‌دهی.

معنی و مثال را بخوانید
میوه چیدن از شاخه فروتن

شماره 126

ضرب‌المثل آلمانی

Bescheidenheit ist eine Zier

معادل فارسی

درخت هرچه پربارتر، افتاده‌تر

معنی

آدمِ دانا و توانمند معمولاً فروتن است و نیاز به خودنمایی ندارد.

چه وقت می‌گوییم؟

وقتی کسی با وجود تجربه یا موفقیت زیاد فروتن می‌ماند. برای تحسین این رفتار و مقایسهٔ آن با خودنمایی به کار می‌رود.

مثال روزمره

Die erfahrenste Musikerin hört den Anfängern geduldig zu und stellt sich nicht über sie.

باتجربه‌ترین نوازنده با حوصله به تازه‌کارها گوش می‌دهد و خودش را برتر از آن‌ها نمی‌داند.

معنی و مثال را بخوانید
گفت‌وگوی مردم جلوی دروازه بسته

شماره 127

ضرب‌المثل آلمانی

Allen Leuten recht getan ist eine Kunst, die niemand kann

معادل فارسی

درِ دروازه را می‌شود بست، دهان مردم را نه

معنی

نمی‌توان جلوی همهٔ حرف‌ها و قضاوت‌های دیگران را گرفت.

چه وقت می‌گوییم؟

وقتی کسی می‌خواهد جلوی همهٔ انتقادها را بگیرد و همه را راضی نگه دارد. برای یادآوری ناممکن بودن این انتظار به کار می‌رود.

مثال روزمره

Egal welche Farbe du für dein Haus wählst, irgendjemand hat etwas daran auszusetzen.

هر رنگی برای خانه‌ات انتخاب کنی، بالاخره کسی از آن ایراد می‌گیرد.

معنی و مثال را بخوانید
تعمیر سقف در کنار حرف‌ها

شماره 128

ضرب‌المثل آلمانی

Taten sagen mehr als Worte

معادل فارسی

دو صد گفته چون نیم کردار نیست

معنی

حتی حرف‌های بسیار به اندازهٔ یک عملِ واقعی ارزش ندارند.

چه وقت می‌گوییم؟

وقتی کمک عملی از وعده‌های فراوان مؤثرتر است. برای تحسین عمل واقعی یا درخواست آن به کار می‌رود.

مثال روزمره

Eine Freundin bringt dir Essen, während andere nur versprechen, irgendwann zu helfen.

دوستی برایت غذا می‌آورد، در حالی که دیگران فقط قول می‌دهند روزی کمک کنند.

معنی و مثال را بخوانید
اسب می‌رود و آدم پیاده می‌ماند

شماره 129

ضرب‌المثل آلمانی

Wer zu wählerisch ist, geht leer aus

معادل فارسی

دندان اسب را که شمردی، پیاده می‌مانی

معنی

ایرادگیریِ بیش از حد ممکن است باعث از دست رفتنِ فرصت شود.

چه وقت می‌گوییم؟

وقتی سخت‌گیری زیاد باعث از دست رفتن فرصت‌های مناسب می‌شود. برای توصیه به جدا کردن معیارهای مهم از جزئیات کم‌اهمیت به کار می‌رود.

مثال روزمره

Du lehnst jede passende Wohnung wegen kleiner Details ab. Am Ende ist keine mehr frei.

هر خانهٔ مناسب را به‌خاطر جزئیاتِ کوچک رد می‌کنی و در پایان هیچ‌کدام خالی نمی‌ماند.

معنی و مثال را بخوانید
خانه شیشه‌ای و سنگ در دست

شماره 130

ضرب‌المثل آلمانی

Wer im Glashaus sitzt, soll nicht mit Steinen werfen

معادل فارسی

رطب‌خورده منع رطب چون کند

معنی

کسی که خودش کاری می‌کند، برای منعِ دیگران از همان کار اعتبارِ کمتری دارد.

چه وقت می‌گوییم؟

وقتی کسی دیگران را از رفتاری منع می‌کند که خودش انجام می‌دهد. برای انتقاد از ناهماهنگی حرف و عمل او به کار می‌رود.

مثال روزمره

Du verlangst Ruhe beim Essen, schaust aber selbst ständig Videos mit Ton.

از بقیه می‌خواهی هنگام غذا ساکت باشند، اما خودت مدام ویدئو با صدا تماشا می‌کنی.

معنی و مثال را بخوانید
کودک و بزرگسال در حال آموختن

شماره 131

ضرب‌المثل آلمانی

Man lernt nie aus

معادل فارسی

ز گهواره تا گور دانش بجوی

معنی

یادگیری محدود به سن یا دورهٔ خاصی نیست و می‌تواند تمام عمر ادامه داشته باشد.

چه وقت می‌گوییم؟

وقتی کسی خود را برای یادگیری پیر می‌داند یا دانشی تازه مفید واقع می‌شود. برای تشویق به کنجکاوی و یادگیری در تمام عمر به کار می‌رود.

مثال روزمره

Deine Mutter beginnt im Ruhestand einen Computerkurs.

مادرت در دوران بازنشستگی کلاس رایانه را شروع می‌کند.

معنی و مثال را بخوانید
کار باغ در صبح زود

شماره 132

ضرب‌المثل آلمانی

Ein guter Anfang ist die halbe Miete

معادل فارسی

سالی که نکوست از بهارش پیداست

معنی

شروع خوب می‌تواند نشانه‌ای امیدوارکننده برای ادامهٔ کار باشد.

چه وقت می‌گوییم؟

وقتی شروع خوب یک کار امید به ادامهٔ آن می‌دهد. برای تحسین آغاز کار به کار می‌رود، نه تضمین موفقیت نهایی.

مثال روزمره

Schon die ersten Proben laufen gut. Das macht euch Mut für das Konzert.

تمرین‌های اول خوب پیش می‌روند و به شما برای اجرای کنسرت امید می‌دهند.

معنی و مثال را بخوانید
سگ زرد و شغال زیر یک پتو

شماره 133

ضرب‌المثل آلمانی

Die stecken unter einer Decke

معادل فارسی

سگ زرد برادر شغال است

معنی

دو طرفِ ظاهراً متفاوت، در رفتارِ نامطلوب شبیه هم‌اند؛ تعبیر توهین‌آمیز است.

چه وقت می‌گوییم؟

وقتی دو طرف ظاهراً مخالف رفتار ناعادلانهٔ مشابهی دارند. تعبیر فارسی توهین‌آمیز است؛ در گفت‌وگوی جدی بهتر است رفتار مشخص را توصیف کنیم.

مثال روزمره

Zwei Anbieter schieben sich die Schuld zu, obwohl beide dieselben unfairen Bedingungen nutzen.

دو فروشنده تقصیر را به گردن هم می‌اندازند، در حالی که هر دو شرایطِ ناعادلانهٔ مشابهی دارند.

معنی و مثال را بخوانید
سکوت در برابر پیشنهاد

شماره 134

ضرب‌المثل آلمانی

Wer schweigt, stimmt zu

معادل فارسی

سکوت علامت رضاست

معنی

این گفته سکوت را نشانهٔ رضایت تعبیر می‌کند؛ در عمل سکوت لزوماً رضایت نیست و باید روشن پرسید.

چه وقت می‌گوییم؟

وقتی از پاسخ ندادن، رضایت برداشت می‌شود. این گفته چنین برداشتی را توصیف می‌کند؛ در تصمیم‌های مهم باید رضایت را صریح پرسید.

مثال روزمره

Niemand antwortet auf den Terminvorschlag. Du fragst trotzdem ausdrücklich nach, statt Zustimmung anzunehmen.

کسی به پیشنهادِ زمان پاسخ نمی‌دهد؛ با این حال صریح می‌پرسی و سکوت را رضایت حساب نمی‌کنی.

معنی و مثال را بخوانید
سنگ بزرگ و فلاخن بی‌استفاده

شماره 135

ضرب‌المثل آلمانی

Große Worte, nichts dahinter

معادل فارسی

سنگ بزرگ علامت نزدن است

معنی

هدف و وعدهٔ بیش از حد بزرگ، گاهی بهانه‌ای برای شروع نکردن است.

چه وقت می‌گوییم؟

وقتی هدفی بسیار بزرگ اعلام می‌شود اما شروعی عملی ندارد. برای درخواست قدم‌های واقع‌بینانه به‌جای وعده‌های بزرگ به کار می‌رود.

مثال روزمره

Jemand plant sofort einen riesigen Verein, hat aber noch kein einziges Treffen organisiert.

کسی فوراً طرحِ انجمنی عظیم می‌ریزد، اما هنوز حتی یک جلسه برگزار نکرده است.

معنی و مثال را بخوانید
گنجشک در دست و کبوتر بر بام

شماره 136

ضرب‌المثل آلمانی

Ein Spatz in der Hand ist besser als die Taube auf dem Dach

معادل فارسی

سیلی نقد به از حلوای نسیه

معنی

سودِ کوچک و قطعی به وعدهٔ بزرگ و نامعلوم ترجیح داده می‌شود.

چه وقت می‌گوییم؟

وقتی میان سودی کوچک و قطعی و وعده‌ای بزرگ اما نامعلوم انتخاب می‌کنیم. برای توضیح انتخاب محتاطانه‌تر به کار می‌رود.

مثال روزمره

Du wählst das sichere kleine Angebot statt eines großen, aber völlig ungewissen Versprechens.

پیشنهادِ کوچک و قطعی را به وعدهٔ بزرگ اما کاملاً نامعلوم ترجیح می‌دهی.

معنی و مثال را بخوانید
شتر پشت تپه و رهگذر روی‌گردان

شماره 137

ضرب‌المثل آلمانی

Was ich nicht weiß, macht mich nicht heiß

معادل فارسی

شتر دیدی، ندیدی

معنی

از کسی خواسته می‌شود دربارهٔ چیزی که دیده سکوت کند؛ معمولاً لحنی محاوره‌ای دارد.

چه وقت می‌گوییم؟

وقتی کسی تصادفی چیزی فهمیده و نباید آن را بازگو کند، مثلاً یک سورپرایز. تعبیر فارسی درخواستی مستقیم و محاوره‌ای برای رازداری است.

مثال روزمره

Du entdeckst zufällig das versteckte Geburtstagsgeschenk. Dein Bruder bittet dich, nichts zu verraten.

تصادفی هدیهٔ تولدِ پنهان‌شده را می‌بینی و برادرت از تو می‌خواهد چیزی نگویی.

معنی و مثال را بخوانید
شنونده سخن را با دانش می‌سنجد

شماره 138

ضرب‌المثل آلمانی

Papier ist geduldig

معادل فارسی

شنونده باید عاقل باشد

معنی

شنونده باید حرف‌ها را بسنجد و هر ادعایی را بی‌بررسی نپذیرد.

چه وقت می‌گوییم؟

وقتی قرار است ادعایی هیجان‌انگیز بدون بررسی پذیرفته شود. برای یادآوری ضرورت سنجیدن منبع و منطقی بودن خبر به کار می‌رود.

مثال روزمره

Eine Nachricht klingt spektakulär. Du prüfst die Quelle, bevor du sie weiterleitest.

خبری هیجان‌انگیز به نظر می‌رسد و پیش از فرستادنش منبع را بررسی می‌کنی.

معنی و مثال را بخوانید
یافتن کلید زیر سنگ

شماره 139

ضرب‌المثل آلمانی

Wer suchet, der findet

معادل فارسی

عاقبت جوینده یابنده بود

معنی

جست‌وجوی پیگیرانه می‌تواند به پیدا کردنِ خواسته منجر شود.

چه وقت می‌گوییم؟

وقتی جست‌وجو طولانی شده یا پس از تلاش زیاد نتیجه داده است. برای تحسین پشتکار و تشویق به ادامهٔ پرس‌وجو به کار می‌رود.

مثال روزمره

Nach mehreren Nachfragen findest du endlich den passenden Sprachpartner.

بعد از چند بار پرس‌وجو بالاخره هم‌صحبتِ مناسبی برای تمرین زبان پیدا می‌کنی.

معنی و مثال را بخوانید
ورزش و مطالعه برای تن و ذهن

شماره 140

ضرب‌المثل آلمانی

In einem gesunden Körper wohnt ein gesunder Geist

معادل فارسی

عقل سالم در بدن سالم است

معنی

این گفته بر ارتباطِ حالِ جسمی و توانِ ذهنی تأکید می‌کند، نه قضاوت دربارهٔ ارزش یا هوش افراد.

چه وقت می‌گوییم؟

وقتی تحرک، استراحت و حال جسمی به یادگیری یا کار کمک می‌کند. این گفته قضاوتی دربارهٔ هوش یا ارزش افراد بیمار یا دارای معلولیت نیست.

مثال روزمره

Nach einer Pause und einem Spaziergang kannst du dich wieder besser konzentrieren.

بعد از استراحت و پیاده‌روی دوباره بهتر تمرکز می‌کنی.

معنی و مثال را بخوانید
فلفل شکافته و دانه‌های تند

شماره 141

ضرب‌المثل آلمانی

Klein, aber oho

معادل فارسی

فلفل نبین چه ریزه، بشکن ببین چه تیزه

معنی

کوچک بودنِ ظاهر به معنی کم بودنِ توان یا اثر نیست.

چه وقت می‌گوییم؟

وقتی فرد یا چیزی کوچک برخلاف انتظار توان یا اثر زیادی دارد. برای رد دست‌کم گرفتن بر اساس اندازه به کار می‌رود.

مثال روزمره

Der kleine Lautsprecher füllt überraschend den ganzen Raum mit Klang.

بلندگوی کوچک برخلاف انتظار تمام اتاق را پر از صدا می‌کند.

معنی و مثال را بخوانید
کبوترها کنار آب و بازها بر صخره

شماره 142

ضرب‌المثل آلمانی

Gleich und Gleich gesellt sich gern

معادل فارسی

کبوتر با کبوتر، باز با باز

معنی

افرادی با ویژگی‌ها و علاقه‌های مشابه اغلب به هم نزدیک می‌شوند.

چه وقت می‌گوییم؟

وقتی افرادی با علاقه‌ها یا عادت‌های مشابه زود با هم نزدیک می‌شوند. برای اشاره به اشتراک‌های آن‌ها به کار می‌رود.

مثال روزمره

Im neuen Kurs finden die beiden begeisterten Wanderer schnell zueinander.

در کلاس تازه، دو نفر که عاشق کوهنوردی‌اند زود با هم دوست می‌شوند.

معنی و مثال را بخوانید
تعمیر کفش به دست خود

شماره 143

ضرب‌المثل آلمانی

Selbst ist der Mensch

معادل فارسی

کس نخارد پشت من، جز ناخن انگشت من

معنی

برای کارهای خود باید مسئولیت پذیرفت و همیشه منتظر دیگران نماند.

چه وقت می‌گوییم؟

وقتی کسی منتظر کمک است، در حالی که می‌تواند خودش شروع کند. برای تشویق به اقدام شخصی است، نه رد همیشگی کمک دیگران.

مثال روزمره

Statt auf Hilfe zu warten, beginnst du selbst mit dem Sortieren deiner Unterlagen.

به‌جای منتظر ماندن برای کمک، خودت شروع به مرتب کردن مدارکت می‌کنی.

معنی و مثال را بخوانید
گربه در کمین موش

شماره 144

ضرب‌المثل آلمانی

Niemand tut etwas umsonst

معادل فارسی

گربه برای رضای خدا موش نمی‌گیرد

معنی

پشتِ یک کمکِ ظاهراً بی‌چشمداشت ممکن است منفعتِ شخصی باشد.

چه وقت می‌گوییم؟

وقتی احتمال می‌دهیم پشت کمکی ظاهراً رایگان منفعتی شخصی باشد. برای توجه بیشتر است، نه خودخواهانه دانستن همهٔ کمک‌ها.

مثال روزمره

Ein Laden bietet eine kostenlose Beratung an und hofft dabei natürlich auf einen späteren Kauf.

فروشگاهی مشاورهٔ رایگان می‌دهد و البته امیدوار است بعداً خریدی انجام شود.

معنی و مثال را بخوانید
پختن شیرینی از انگور با صبر

شماره 145

ضرب‌المثل آلمانی

Gut Ding will Weile haben

معادل فارسی

گر صبر کنی ز غوره حلوا سازی

معنی

با صبر و گذشت زمان، شروعی ناپخته می‌تواند به نتیجه‌ای خوب برسد.

چه وقت می‌گوییم؟

وقتی کسی خیلی زود انتظار نتیجهٔ خوب دارد. برای یادآوری نیاز رشد و کار دقیق به زمان به کار می‌رود.

مثال روزمره

Dein erstes Brot gelingt nicht. Mit Übung und Geduld wird es immer besser.

نان اولت خوب نمی‌شود، اما با تمرین و صبر هر بار بهتر می‌شود.

معنی و مثال را بخوانید
دوری از ریسمان سیاه و سفید

شماره 146

ضرب‌المثل آلمانی

Gebranntes Kind scheut das Feuer

معادل فارسی

مار گزیده از ریسمان سیاه و سفید می‌ترسد

معنی

تجربهٔ بد ممکن است باعث ترس از موقعیت‌های مشابه و حتی بی‌خطر شود.

چه وقت می‌گوییم؟

وقتی تجربه‌ای بد باعث احتیاط زیاد می‌شود. برای توضیح این نگرانی به کار می‌رود، نه خطرناک دانستن همهٔ موقعیت‌های تازه.

مثال روزمره

Nach einem kaputten Gebrauchtkauf prüfst du das nächste Fahrrad besonders sorgfältig.

بعد از خرید یک وسیلهٔ دست‌دومِ خراب، دوچرخهٔ بعدی را خیلی دقیق بررسی می‌کنی.

معنی و مثال را بخوانید
ماهی تازه در تور ماهیگیر

شماره 147

ضرب‌المثل آلمانی

Besser spät als nie

معادل فارسی

ماهی را هر وقت از آب بگیری تازه است

معنی

برای شروع یک کار خوب یا اصلاحِ اشتباه، دیر شدن دلیلِ منصرف شدن نیست.

چه وقت می‌گوییم؟

وقتی کسی به‌خاطر دیر شدن می‌خواهد منصرف شود. برای تشویق به شروع کاری مفید، حتی با تأخیر، به کار می‌رود.

مثال روزمره

Du beginnst nach vielen Jahren wieder einen Sprachkurs. Auch jetzt lohnt sich der Anfang.

بعد از سال‌ها دوباره کلاس زبان را شروع می‌کنی. همین حالا هم شروع کردن ارزش دارد.

معنی و مثال را بخوانید
موش با جاروی سنگین روی پله

شماره 148

ضرب‌المثل آلمانی

Sich mehr aufladen, als man tragen kann

معادل فارسی

موش تو سوراخ نمی‌رفت، جارو به دمش می‌بست

معنی

کسی با وجود گرفتاریِ زیاد، بارِ اضافی و غیرضروری بر دوش خود می‌گذارد.

چه وقت می‌گوییم؟

وقتی کسی با وجود گرفتاری زیاد، مسئولیت تازه‌ای می‌پذیرد. برای هشدار دربارهٔ فشار اضافی بر خود به کار می‌رود.

مثال روزمره

Deine Woche ist schon voll. Trotzdem übernimmst du noch die Organisation eines Festes.

هفته‌ات از قبل پر است، اما باز هم مسئولیتِ برگزاری یک جشن را قبول می‌کنی.

معنی و مثال را بخوانید
برف‌روبی بام بزرگ

شماره 149

ضرب‌المثل آلمانی

Viel Besitz, viel Sorge

معادل فارسی

هر که بامش بیش، برفش بیشتر

معنی

دارایی و جایگاهِ بیشتر معمولاً مسئولیت و نگرانی بیشتری هم دارد.

چه وقت می‌گوییم؟

وقتی دارایی یا مقام بیشتر مسئولیت و نگرانی بیشتری می‌آورد. برای توجه دادن به دشواری‌های همراه یک مزیت به کار می‌رود.

مثال روزمره

Das größere Haus ist schön, braucht aber mehr Pflege und verursacht höhere Kosten.

خانهٔ بزرگ‌تر زیباست، اما نگهداری و هزینهٔ بیشتری دارد.

معنی و مثال را بخوانید
دیدن آلودگی جلوی در خود

شماره 150

ضرب‌المثل آلمانی

Kehre zuerst vor deiner eigenen Tür

معادل فارسی

یک سوزن به خودت بزن، یک جوالدوز به مردم

معنی

پیش از انتقادِ سخت از دیگران، رفتار و خطاهای خودت را هم بررسی کن.

چه وقت می‌گوییم؟

وقتی کسی دیگران را سخت قضاوت می‌کند اما خطاهای خودش را نمی‌بیند. برای دعوت به بررسی رفتار خود پیش از انتقاد به کار می‌رود.

مثال روزمره

Bevor du die Unordnung deines Mitbewohners kritisierst, räumst du deine eigenen Sachen weg.

پیش از انتقاد از بی‌نظمی هم‌خانه‌ات، وسایل خودت را جمع می‌کنی.

معنی و مثال را بخوانید